:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۲۷ آذر ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
یک فنجان چای داغ: بانو کلکته چی... گفتگو با سمیرا کلکته چی پیرامون خانه های تاریخی کلکته چی

ARUNA جوان بود ولی به غایت درجه جا افتاده. همه، پیر و کوچک، از او حساب میبردند و حرفش در بازار اعتبار داشت. بار کاروان را بررسی کرده و پیاپی دستوراتی به ملازمان خویش میداد. کاروان قرار بود فرش ابریشم تبریز را تا کلکته ببرد و در ازایش چای اعلا بار کرده و با خود به تبریز بیاورد. شهرت کاروان های او به شترهایی بود که همگی نشان و مهر و موم مخصوص کلکته چی را با خود داشتند.
مرد هر روز صبح علی طلوع، بعد از راهی کردن کاروان به رتق و فتق امور میپرداخت... . صبح اگر گذارت به حجره او میافتاد میشندی که با صدای بلندو رسا از کارکنانش میخواست که در جدا کردن اموال دقت کنند، مباد به خاطر کم دقتی حق الناسی مابین آن همه کیسه برنج و چای گم شده و ضایع گردد... حاج منصور کاشانی دو بار شتر برنج، حاج عباس 3 کیسه چای فرد اعلا، حاج محمد خراسانی.... آهای پسر! مواظب باش برنج ها زمین نریزند، برکت خدا را باید قدر دانست.... .

محمد باقر التجار، معروف به کلکته چی سال ها پیش وقتی این داستان را شکل داد که هنوز بساط قهوه در قهوه خانه های تبریز به راه بود. شاید از بخشی از فرهنگ چای خوری مردمان این دیار و خاک، وامدار این مرد باشد. مالک التجاری که بعدها [در زمان پهلوی و اجباری شدن اختیار شناسنامه] پسرش نام کلکته چی را برای ادامه راه او برای خود برگزید.
امروز در کنار نواده این خاندان بزرگ، سمیرا کلکته چی هستیم که گویی میخواهد جریان ساز در عرصه نگاه به فضای مصنوع و حفظ تاریخ این شهر[تبریز] باشد. در شهری که چایی را که پدر، پدربزرگش به آن معرفی کرد؛ قرار است در کنار او یک فنجان چای داغ نوشیده و به صحبت هایش گوش دل فرا نهیم. سمیرا کلکته چی هرچند دوست ندارد در موردش صحبت کنیم ولی ما مسئولیت اجتماعی خویش میدانیم تا به این مورد نیز اشاره کنیم که این بانو نه تنها دلسوز هویت و معماری این شهر بلکه خیری است مومن و متعهد به شهر و کودکان آن [از کمک به کودکان مبتلا به سرطان و برگزاری انواع مراسم های فرهنگی برای این عزیزان گرفته تا مشارکت در تسهیلات امور تحصیلی دانش آموزان کم بضاعت ]. یک فعال اجتماعی خوش خلق و یک کارفرمای خوب [که برهمگان روشن است، رشد معماری و شهر تا چه حد خود را وابسته کافرمایی دقیق و خوب میداند].

وقتی صحبت از کلکته میشود، طعم تلخ و شیرین چای را میتوانیم در دهان خود مزه مزه کنیم. خانم کلکته چی از خود و اجداد خود برای ما بگویید؟
بله. درست است. البته خاندان کلکته چی فقط تجارت چای را برعهده نداشتند [هرچند بنا به نام کلکته بیشتر مردم تبریز فقط ما را با تجارت چایمان میشناسند]. ساخت یکی از بزرگ ترین کارخانه های ریسندگی و باندگی تبریز ، احداث چندین و چند کارگاه فرش بافی در این شهر نیز در کارنامه خانواده ما آمده است.
در یکی از برداشت های مرمتی که برای مسجد جامع تبریز داشتیم به کاشی ای برخوردیم که نام کلکته چی آنجا هم آمده بود. برایمان جالب بود که نام کلکته چی را حتی در مسجد جامع این شهر میبینیم.
کتابخانه ی مسجد جامع تبریز اهدایی کلکته چی هاست.
وقتی بحث فضای معماری آن هم از نوع تاریخی باشد کار مشکل تر میشود. چون کالبد وجود دارد و باید روی آنچه هست کار شود. درست مانند هنرمند گریمی که میخواهد آنچه هست را بهبود بخشد. کوچکترین خطایی میتواند جبران ناپذیر باشد.
شما به نحوی اشاره کردید به دغدغه اصلی من برای مرمت خانه های تاریخی کلکته چی. مراحل تملک این خانه ها خوشبختانه و با کمک شهردار منطقه 8، دکتر مدبر با موفقیت انجام پذیرفت. امیدوارم از این پس نیز گروه معماری و مرمت کاری که مسئولیت این خانه ها را برعهده خواهند داشت، از هنر و فن خود برای بهبود اوضاع این خانه های تاریخی بهره جویند و کارشناسانه و دلسوزانه با این اثار تاریخی که هویت معماری شهر هستند روبرو شده و برخورد بکنند.
مرمت نزد اهل فن مراحل و منازل مختلفی دارد. این روزها همچنان که خودتان هم گفتید، درگیر ماجرای خانه های تاریخی کلکته چی هستید. امید میرود هرچه زودتر مرمت این خانه های تاریخی شروع شود. میدانید که در کنار مرمت بحث احیا یا کاربری جدید مطرح میشود. به عنوان نواده ی خانواده کلکته چی و کسی که برای حفظ و بقای این خانه ها تا به امروز تلاش های بیشماری کرده است، بیشتر دوست دارید این خانه ها در آینده چه نوع کاربری پیدا کنند؟
البته بهتر است بگویید یکی از اشخاصی که برای این خانه ها تلاش کرده است. چرا که مسلما بدون یاری و کمک دیگر افراد دلسوز به تنهایی کاری از پیش نمیبردم. مثلا شورای کلان شهر تبریز و یا اگر مهندس رحیم کلکته چی این فداکاری را برای شهر انجام نمیدادند و حاضر به تملک خانه از طرف شهرداری نمیشدند، صحبت های هم اکنون ما عملا بی معنی میشد. از آنجایی که این خانه ها در داخل کوچه قرار دارند باید در مورد احیا و یا کاربری جدید بررسی های دقیقی صورت پذیرد. قبل از اطلاق یک کاربری باید دید اصلا این خانه ها به صورت ماهوی قابلیت منطبق شدن با آن کاربری را دارند یا خیر. ولی به عنوان مثال اگر بخواهم در این باره صحبت کنم، ترجیح خود من یک کاربری فرهنگی/ هنری است [کاربری که با معماری غنی و هنرمدانه این خانه ها همخوانی دارد]. شاید هم چای خانه ای سنتی که یاد آور تاریخ خود خانواده کلکته چی باشد.
راز جاوردانگی آنچنان که در تعالیم دینی ما آمده است باقیات الصالحات است. شما دوست دارید از شما چه به جای بماند؟
تا به امروز سعی کرده ام دنباله رو نام پدربزرگ خود باشم. شخصی که مسجد و مدرسه کلکته چی را ساخت تا چراغی افروخته باشد برای کودکان. فعالیت های اجتماعی بی شماری داشته ام که فکر نمیکنم در مجال این گفتگوی تخصصی بگنجد. ولی به عنوان کاری که برای اینده شهر و معماری آن باشد، شاید بتوانم بگویم اگر نتیجه زحمات خود و دیگران را برای این خانه ها ببینم که به حصول نشسته خوشحال خواهم شد.
خانم کلکته چی از این که وقت خود را در اختیار ما و خوانندگان ما قرار دادید از شما متشکریم. دوست داریم کلام آخر شما حسن ختام این مصاحبه باشد.
من هم از شما و خوانندگان ممنونم. تا فرصت باقیست از شهردار محترم دکتر نجفی قدر دانی بکنم .بدون مساعدت های ایشان راه به جایی نمیبردیم در آخر هم بدوست دارم بگویم که تبریز شهریست که نسبت به آن علاقه و حس مسئولیت زیادی دارم. ولی ای کاش چهره ی امروز تبریز با چیزی که میبینیم متفاوت تر بود. به زعم خود من ، این شهر به عنوان یکی از کهن ترین شهرهای ایران حق این را دارد که تاریخ خود را حفظ کند و هویت آن با مدرن سازی غیر مسئولانه و کارشناسی نشده کم رنگ نشود.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری