:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
فلسفه ی داستان بافی (حدس و گمان)

Shabnam Golkarian شبنم گلکاریان حدس و گمانی که در حیطه ی معماری در بازه ی زمانی تولید صورت می گیرد را باید در مفهوم فکر کردن نیز بررسی کرد. تمام ایده های موجود در نقاشی، طرح ها و سازه های معماری و حتی ریتم در موسیقی تماما دست ساخته ی حدس و گمان (داستان بافی و رویاپردازی) تولید کنندگان و طراحان می باشد.
همانطور که یک قسمی از خاک که مورد ارزیابی قرار میگیرد، سفته بازها بدون قانونی شکنی آن را حل و فصل میکنند. سفته بازها در میدان بازی (زمین، سهام، و غیره) محتوای آنان را بر اساس، تابع (ارزش)، افزایش (صعود دادن)، و معنا بخشیدن به این توابع ارزیابی می کنند و با هدف خود همگام میسازند.

در راستای عمل روشنفکرانه و عقلانی اگر بخواهیم ارزیابی کنیم، ایده های معماران و هنرمندان، فلسفه شناسان در چه زمینه ای از این شاخصه ی بحث قرار دارد؟ آیا از طریق عمل فکر صورت گرفته است؟ اگر موجودیت دارد چگونه شکل گرفته است؟ اختلاط فکر با محصول تولید شده چگونه صورت می گیرد؟ به زبان صریح تری اگر سوال شود، منشا این داستان چیست؟
منشا جواب این سوالات را می توان در منبع هایدگر در باب حل و فصل سازی رابطه ی بین "موجودیت- فکر" می توان یافت. هادیگر برای نشان دادن موجودیت فکر، سوالاتی در باب منشا طراحی کرده است. این سوالات قیاس کننده ی هر چهار دیوار بوده و با حذف کردن سقف و کف زمین (موجودیت) همچنان محبوس بودن در یک معکب (محدودیت) در نظر میگیرد.
در حالی که موجودیت چیزیست که به حال حاظر تعلق دارد و موجودیتش با حالت قبلی و آنچه که در گذشته بوده بستگی و ارتباط ندارد.اما در هنگام پیگیری و جست و جوی منشای موجودیت و فکر، امکان وقوع سوء تعبیر بیش از حد وجود دارد و با شاخه و برگ بخشیدن به این منشا می تواند یک نوع مرز سازی باشد.
پیگیری منشا با رد کردن بینش و دیدن، باعث ساختن همین محدودیت و مرزسازی شود. معمار کریستیان دپورتزآمپاک در گفتمانش در رابطه با همین موضوع چنین تجربه ای داشته است که در حین پیگیری منشا فکر در موجودیت محدودیت به وقوع می پیوندد. برای محفوظ ماندن از سرزنش نبودن و موجودیت نداشتن به جای خودخوری، باید به منظره نگاه کرد و فهمد و به جای فکر کردن با نگاه و بینش خود باید فضا را درک کرد، باید در آن مکان حضور داشت و ثانیه ها را پشت سر گذاشت، زمان مثل آب روان جاری شود. به همین علت می گوید " قطعا نیاز به فکر کردن ندارد و ضروریتی به همراه ندارد" می توان از این گفته چنین استباط کرد که عمل دیدن نوعی اندیشیدن است. به همین دلیل است که از نظر کانت، زیباشناسی بدون محدودیت بوده و زیبایی چیزی است که بدون مفهوم قابل تصور است، مثل وقتی که انسان بدون کمک مفاهیم، احساس شادی می‌کند و او دنباله روی ریشه و منشایابی آن ها نیست بلکه آن ها را بدون مرزسازی در آغوش گرفته و به فلسفه سازان در محدودیت گذاری اعتنا نمی کند. زیرا چیزی که باعث جدا سازی فلسفه شناس با سفته بازان شده، این است که میدان بازی فقط به مکان و اندازه و متراژی در آن فضا ساخته شده است، محدود نمی شود، بلکه منظره ایست که در نگاه بیننده شکل می گیرد و خود به خود منشا فکر را به همراه خود در ذهن بیننده می آورد. منشا این داستان بافیش این منظره است، دنیایی که می بیند و می فهمد.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری