:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
ضرورت توجه به مقوله رنگ در شهر

مهدی رضاییدر محیط شهری، رنگ را در همه جا میتوان دید. در بدنه و نمای ساختمان ها ،پوشش بام، کفسازی ها ،مبلمان شهری، فضای سبز ، خودروها و حتی آسمان شهر و نیز رنگ آمیزی لباس افراد که همگی نقش مهمی در تعیین چهره رنگی شهر دارند. برای مثال در جامعه ما رنگهای تیره و کدر، رنگهای غالب هستند که مسلماً شهرها را متفاوت از شهرهایی میکند که مردم آن تمایل به رنگآمیزی هایی تند وشاد دارند.

رنگ ها معانی نمادین دارند و حتی در تصورات ذهنی افراد نیز تداعی می شود .برای مثال رنگهای سبز تیره و سیاه برای مراسم عاشورا به کار میرود که ناخودآگاه وقتی در فضای شهری قرار میگیریم اندوه تمام وجودمان را فرا میگیرد، حتی اگر کسی هیچ پیش زمینه مذهبی نداشته باشد و برای اولین بار وارد ایران در ماه محرم شود این غم را احساس می کند. در بناها و فضاهای قدیمی، رنگهای طبیعی مصالح محلی که بناها به وسیله آنها ساخته میشد، به شهر چهرهای هماهنگ می داد و با روحیه، اقلیم و فرهنگ مردم نیز مطابقت می کرد. بنابراین رنگ هر شهر تثبیت شده بود و جنبه ای از هویت آن محسوب می شد. در این شهرها، بناهای مذهبی با تزئینات کاشی فیروزه ای رنگ در زمینه خاکی خود می درخشیدند. تجربه حرکت در چنین فضاهای شهری به دلیل وحدت آن، آرامش بخش
و به دلیل تنوع رنگی بجا و حساب شده، سرزنده و متنوع بوده است. برعکس در شهرهای امروز ما، استفاده از رنگ به معضلی بدون پاسخ تبدیل شده که سازندگان و مردم عادی را به استفاده بیفکر و کورکورانه از رنگ کشانده است و اجازه داده میشود که سرعت زندگی روزمره و وقایع ما را به دنبال خود بکشد.
منظر شهری به دلیل ماهیت عینی و ملموس خود(البته در کنار ماهیت ذهنی آن) توسط حواس انسان قابل ادراک میباشد. مهمترین حس از میان حواس پنجگانه در فهم منظر شهری، حس بینایی است . تغییر تدریجی مناظر شهری در بازه های زمانی بر چگونگی و نحوه این ادارک تأثیر میگذارد علاوه بر آن، میزان و کیفیت تأثیرپذیری از منظر شهری به نوع حرکت اعم از پیاده و یا سواره وابسته است. بنابراین دو عامل زمان و حرکت بر کیفیت ادراک منظر شهری مؤثرند . این مفهوم از آن جهت اهمیت دارد که کاربران شهری در اکثر مواقع در حال حرکت در شهر میباشند، بنابراین جهت طراحی رنگی در شهر باید نوع حرکت در فضاهای مختلف مورد توجه تصمیم گیران قرار بگیرد. این حرکت در مسیرهای ارتباطی شهر اتفاق می افتد،بنابراین لازمه ادراک صحیح و مناسب انسان از رنگ منظر شهری در حین حرکت و یا در طول زمان وابسته به بکارگیری برخی اصول و انگاره های طراحی میباشد.

از میان اصولی که عمدتاً با تکیه بر نظریات و آراء متخصصین و اندیشمندان حوزه سیمای شهری قابل استنتاج است،نزدیکترین نظر در این زمینه دیگاه کالن در مورد دیدهای پی در پی بر سیمای شهری است . وی معتقد است که هر چند عابر پیاده در داخل شهر و با سرعتی ثابت عبور میکند، اما مناظر شهری در قالب نمایش دسته ای از عناصر شهری در فازهای زمانی مختلف شکل میگیرند که با قدم زدن از مکانی به مکان دیگر به صورت متوالی آشکار میشوند و در پیش رو قرار میگیرند. در عین حال همراه با افزایش سرعت حرکت برای سواره ها در شهر، نقطه تمزکز دورتر، جزئیات زمینه مبهم، ادارک فضایی ضعیف می شود، لذا اشخاص سواره به طور نسبی کمتر از عابرین پیاده میتوانند جزئیات منظری شهری را ادراک نماید. در یک بزرگراه یا خیابان شریانی درجه یک به دلیل نیاز به بالا بردن سرعت و بزرگ مقیاس بودن فضا و جداره هایش لازم است که از لکه های رنگی بزرگ و هدایتگر استفاده شود .
برعکس در یک پیاده رو که هدف در آن حضور هر چه بیشتر پیاده و مقیاس کوچک است، توجه به جزئیات ریزتر با رنگ آمیزی متنوع و قابلیت شناسایی بیشتر و برقراری ارتباط برای افراد آن محل مورد نظر است. در نهایت میتوان گفت در حیطه رنگ، طراحی شهری حکم نقاشی را دارد که بر روی بومی سه بعدی کار میکند که دارای مقیاس عظیمی است و علاوه بر آن پویا و در حال حرکت و رشد است. به عبارتی افراد هنگام حرکت با سرعتهای مختلف، بنا بر نیاز هر فضا در سطح شهر باید تداوم و پیوستگی را حس کنند . نظریه رنگ برای شهر در زمینه وسیع تری کاربرد دارد و هدف آن ایجاد هماهنگی در مکانهایی است که عاری از هماهنگی اند. در واقع استفاده از رنگ برای طراحان شهری، به منظور ایجاد حس وحدت در عین وجود تنوع نیاز هر فضا یا شهر است.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری