:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
جمعه، ۳ آذر ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
پیرامون تقویت شناسه های هویتی در پدیده ای به نام شهر جدید

Laleh Hallaj لاله حلاج
«حس مکان» گمشده شهرهای جدید
در اوایل قرن بیستم ابنزر هاوارد (نظریه پرداز انگلیسی) برای نخستین بار ایده باغشهر را مطرح کرد. چارچوب نظریه وی بر ساماندهی جمعیت و مسئله اسکان در شهرهای بزرگ استوار بود، به طوری که امکان شهرسازی مبتنی بر طرح و برنامه پیش از اسکان را فراهم می کرد. شهرهای جدید نیز ملهم از نظریه ابنزر هاوارد مبنی بر ایجاد باغشهر ها است. توزیع جمعیت و مسکن، اشتغال و خودکفایی از مواردی است که شهر جدید در پی تامین آنهاست. از زمان طرح نظریه باغشهر تا جنگ جهانی دوم، شهرهای جدید جهت ارائه مسکن ویلایی و به صورت معدود تشکیل شد و بیشتر در حد همان نظریه باقی ماند. بعد از جنگ جهانی دوم و از دهه هفتاد میلادی شهرهای جدید با سیاست جذب سرریز جمعیت و توسعه اقتصادی در نقاط مختلف جهان شکل گرفتند. در ایران نیز برای اولین بار بین دو جنگ جهانی، شهرهای جدید با اهداف سیاسی/ نظامی و اسکان شاغلان بخش نفتی به وجود آمدند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شهرهای جدید با استراتژی ساماندهی جمعیتی مادرشهرها، تامین مسکن و توسعه اجتماعی و اقتصادی در سطح منطقه ایجاد شدند.

امروزه با توجه به رشد شهرنشینی و افزایش جمعیت شهرنشین ضرورت ایجاد و توسعه شهرهای جدید بیش از گذشته احساس می شود. از آنجایی که شهرهای جدید با فاصله از شهر اصلی و اغلب در جایگاهی به عنوان سکونتگاه قرار دارند، ممکن است چنان که شایسته و بایسته است هویت مستقل نداشته و ساکنان نسبت به محیط، حس تعلق خاطر نداشته باشند. اینکه فرد مکان زندگی اش را دوست داشته باشد و آنرا بخشی از هویت و خاطره ذهنی خود بداند نکته مهمی است که در برنامه ریزی و طراحی شهرهای جدید باید مدنظر قرار گیرد.
علیرغم برنامه ریزی ها و امکانات رفاهی منظور شده برای شهرهای جدید، به نظر می رسد جذب جمعیتی این شهرها در حد انتظار نبوده است. از سویی ساکنان شهرهای جدید از سکونت در این شهرها اغلب رضایت نداشته و شهر را محیطی سرد و خالی از روح مکان درک می کنند. از اینرو توجه به طراحی و خلق فضای هویت مند و خاطره انگیز در راستای تحقق یکی از مهم ترین اهداف ایجاد شهر جدید که همانا جذب سر ریز جمعیتی کلانشهر خود است، اهمیت دارد.
از دیرباز هسته مرکزی شهر به عنوان قلب تپنده شهر در نقش اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شناخته شده و نشاط و سرزندگی را برای شهر به ارمغان می آورد. در شهرهای جدید با توجه به نو بودن مکان و تنوع کم مشاغل، به جهت آفرینش فضایی سرزنده و پویا ضرورت دارد که هسته شهر به مرکزی برای فعالیت های تجاری، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود. وجود کانون مرکزی مشترک برای انسجام شهری و تقویت حس همدلی و مشارکت در شهروندان می تواند روح مکان را به کالبد بی جان شهر بدمد؛ از طرفی کاربری تک منظوره به تنهایی نمی تواند برای آفرینش یک مرکز شهری جدید کافی باشد. ترکیب کارکردهای فرهنگی و اقتصادی در کنار یکدیگر فضایی فعال و پویا و اجتماع پذیر شکل می دهد. در این معنا خلق فضایی چند کارکردی با رویکرد فرهنگی و اقتصادی در مرکز شهرهای جدید، هم در بازآفرینی مفاهیم هویتی موثر است و هم حس تعلق خاطر به شهر و شکل گیری خاطرات جمعی را تقویت می کند. به عنوان مثال وجود یک مجتمع اداری/تجاری چند منظوره در راستای ایجاد فرصت های شغلی و تنوع فعالیتی موثر بوده و از سویی بستری برای تعامل و مشارکت شهروندان فراهم می کند. با توجه به اینکه برنامه ریزی فضایی در شهرهای جدید از پیش بررسی و سنجیده می شود می توان با امکان سنجی و پیش بینی های مقتضی، زمینه مساعد برای ساخت و بهره برداری از مجتمع چند منظوره فرهنگی، تجاری و رفاهی در هسته مرکزی شهر را به وجود آورد.برای اینکه در شهرهای جدید هویت مندی یا به عبارتی «حس مکان» را برای شهروندان ایجاد کرد می توان از نمادها و نشانه های آشنا در مرکز شهر بهره جست و فضایی منسجم و یکپارچه که برای مخاطب تداعی گر ادراکات ذهنی آشناست، ساخت. در این حالت است که شهر جدید به مکانی با کیفیت و جذاب برای سکونت و اشتغال تبدیل می شود و به سبب فاصله از هیاهوی شهری اولویتی مناسب برای کار و زندگی شهری محسوب خواهد شد.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری