:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
جمعه، ۳ آذر ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
با حسن بلخاری؛ پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی

Bahram Hooshyar Yousefi بهرام هوشیار یوسفیحسن بلخاري قهي،
استاد دانشگاه و دکتراي فلسفه سال ماندگار چهرههنر،1390 است؛ عنوان رساله او The Manifestation of Unity of Existence in Art and Architecture of Iran and India - A Comparative Study .وی است.بوده سمت‌هایی همچون عضویت حقیقی شورای قطب‌های علمی کشور، عضویت حقیقی کمیسیون نشریات علمی کشور، عضویت در شورای عالی آموزش و پژوهش کتابخانه ملی ایران، عضویت در هیئت امنای مجمع جهانی شهر اسلامی، ریاست کرسی هنر در هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی و عضویت در کمیسیون هنر و معماری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگیرا بر عهده داشته و دارد .بيش از 20عنوان تأليف درباره مباني نظري هنر و فرهنگ همچون «مباني عرفاني هنر و معماري اسلامي»، «حکمت، هنر و زيبايي »و «سرگذشت هنر در تمدن اسلامي »را در کارنامه‌ي خود دارد و چندين مقاله و پژوهش را در اين عرصه به ثمر رسانده است.

بلخاري به صورت ريشه اي بحث مي كند و نتيجه گيري هاي وي توام با ارائه راهكار است ":یک تیم زیبایی شناس مبتنی بر مبانی معنوی، 10 طرح مختلف ارائه دهند و دراختیار پیمان کاران قرار دهند و بگویند مصالح براساس منطق ساختمانی امروز ولی فرم بنا باید بدین گونه باشد ...".اين نگرش كاركردي زماني كه از زبان يك نظريه پرداز فلسفه اسلامي/عرفاني مطرح مي شود، بدون شك گشايشي شايسته را در تداوم بحث هويت گرايي در عرصه معماري به همراه خواهد داشت.
-----------------------------



Hassan Bolkhari حسن بلخاری photo: Mohammad HamzehZadeh


... ساحت معنوی انتقال ارزش ها با استفاده از هنرهای که کاربرد ساختاری دارند در سطح شهر به چه نحوی صورت می گیرد؟ تجربه های موفق در این حوزه چگونه بوده است؟ آیا به صورت دستوری می شود با آن برخورد کرد یا ما باید نظاره گر باشیم تا یک جریان فرهنگ ساز در دراز مدت آن را خلق کند...؟
از شما توقع داريم كه از مدخل فلسفه وارد بحث معماري شويد....

- اجازه دهید با این مقدمه شروع کنم که ما در فلسفه معماری بنا سه ساحت متصوریم؛ ساحت اول تحت عنوان سرپناه نام برده می شود و منظور مکانی است که کارکرد آن صرفا حفظ انسان است از مسائل طبیعی و بلایا و... که بیشتر در زندگی انسان اولیه پیدا می شده است. ساحت دوم ساختمان است، ساختمان هم از لحاظ کارکرد نسبت به سرپناه وضعیت گسترده تری دارد و هم آرام آرام عوامل زیبایی شناسی وارد آن می شود وهم استحکام آن بیشتر می شود. ساحت سوم معماری است که معماری با دو ساحت قبلی تفاوت ماهوی دارد که در آن معنا مقدم بر ماده است و مفهوم مقدم بر مصالح. یعنی شما اگر در ساحت ساختمان صرفا با نیت کاربرد بنا طرح می زنید و بیشتر به دنبال این هستید که این بنا چه کارکردی قرار است برای شما داشته باشد و چه استحکامی داشته باشد، در ساحت معماری اول چیزی که مقدم بر کارکرد و مصالح این است که شما به دنبال چه چیزی هستید و چه معنا و معنویتی را می خواهید در قالب این بنا ظهور ببخشید. تمام عناصر ساختاري و كالبدي بنا نسبت به آن مفهومی که این بنا تجلی آن است، تعریف می شود.

قاعدتا بحث هويتي و مفهوي در ساختار سوم مطرح مي شود؟
- بله، در ساحت سوم گنجانده می شود؛ یعنی وقتی ما فضای عمومی را مطرح کنیم، از سنت ها و یک طریقت معنوی صحبت می کنیم، در مقوله ساخت دغدغه و حساسیت هایی که بر روی معنا و معنویت داریم به معماری معطوف مي شود تا صرف کارکرد. شما می توانید یک مدرسه را با گنجایش 1000 نفر به گونه ای بسازید که بچه ها را در خودش جا بدهد و فضای کافی هم داشته باشد اما وقتي وارد بحث ساحت سوم می شوید، به دنبال یک سری ایده ها و اهداف دیگری هم هستید كه قرار است این محیط یک محیط آرام باشد و قرار است که فرم ها به نحوی نسبت این دانش آموز امروز را با سنت های گذشته خودش که مبتنی بر مسائل معنوی بوده را دائم به وی گوش زد کند. این جا است که شما وارد ساحت معماری و به نحوی احیای مبانی معنوی می شوید.

Hassan Bolkhari حسن بلخاری photo: Mohammad HamzehZadehاگر بخواهيم با رويكردي تاريخي به اين قضيه نزديك شويم، موضوع را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
- ما تا قبل از قاجار سنت معماری مان به گونه ای است که ماده و معنا با هم کار می کردند؛ در حقیقت در مقوله فلسفه هنر، بحثی وجود دارد مبني بر اينكه ابزار هنری دارای کاربرد و کارکرد خاصی هستند یا خیر؟ در جهان سنت هر ابزار هنری بنا به ماهیت کاربردیش هنری است؛ یعنی شما مطلقا ایده هنر برای هنر ندارید، این هنر حتما بایستی کارکردی داشته باشد و حتما باید به کارمان بیاید و برای شما نفع داشته باشد و بخشی از مشکلات زندگیتان را حل کند. در جهان سنت کارکرد جزء ذاتی هنر است، در جهان مدرن با ظهور هنر شخصی و تز هنر برای هنر، کارکرد حذف شد و عملا یک چاه ویل و برزخ کاملی بین کارکرد هنر و خود هنر و زیبایی شناسی هنر به وجود آمد.
در جهان سنت شما این قضیه را ندارید و هر اثر هنری و هر اثر معماری در عین حال که انتقال دهنده یک سری مبانی و معانی است کارکرد خاص خودش را دارد مثلا کارکرد ماذنه این است که صدا به گونه ای پخش شود که بخش زیادی از شهر این صدا را بشنوند یا مثلا شما مدرسه را در جهان سنتی با فرم های مسجد می سازید چون بر اساس مبانی معنوی بین علم و ایمان تفاوتی قائل نیستید و لذا امروزه اگر می بینید که در مدارس سنتی ما نقوش اسلیمی و مقرنس و گنبد وجود دارد، دقیقا به این دلیل است که در مبانی نظری و معنوی از دیدگاه طراحان و سازندگان مرزی میان ایمان مذهبی که در مسجد تجلی پیدا می کند با علم که در مدرسه یاد می گیرید وجود نداشته است. عین این را شما در حمام ها مشاهده می کنید. به عنوان مثال حمام گنجعلی خان کرمان؛ آن جا باز شما همان نقوش را مشاهده می کنید، دقیقا به خاطر این که تطهیر و تغسيل جزو دین محسوب می شود و در عین حال بازار ها را با عناصر معماري مشابه داریم زیرا اول بايد مبانی فقهی آموخته شود و بعد تجارت صورت گيرد، شما ابتدا باید آدم فقیهی باشید بعد تاجر باشید امام جعفر صادق (ع) می فرمایند: اول فقه یاد بگیرید بعد تجارت کنید. این باعث می شود که بازار ها نیز فرم مذهبی پیدا کنند. تجارت شما جزء ديانت شما است، یعنی شما به هنگام تجارت گويي عبادت مي كنيد و این را فرم و مکان و فضا القا می کند.
همه این ها تشان دهنده ی آن است که در جهان سنت، شما معماری و معنا و مبانی معنوی و کارکرد را توامان دارید. یعنی ساختمانی وجود ندارد که صرف زیبایی ساخته شود، این ساختمان باید به درد بخورد.

نگاه مدرن در تقابل با آنچه اشاره كرديد در چه جايگاهي قرار مي گيرد؟
- جهان مدرن اینها را از هم جدا کرد؛ این جداسازی سبب افسارگسیختگی معماری شهری و فضای عمومی ما شد. اولا ما طراحی را به خود افراد واگذار کردیم و این کار شهرداری و بلدیه ما بود یعنی ما گفتیم که جهان آزاد امروز ایجاب می کند که هر شخصی طرح خانه خودش را خودش تهیه کند، هر مدرسه ای توسط یک مهندسی طراحی شود. ما این کار را به خطا انجام داده ایم.
این بحث در هنر مدرن که هنر شخصی است وجود دارد و این سبب شد که اولا شهرها ناهماهنگ شود و طرح خانه ها تبدیل به طرح های شخصی... و در صورت مناسب نبودن فرم، فضای قوانین طوری شده است که شما به افراد نمی توانید بگویید که این چه فرمی است و با کدام یک از مبانی ما سازگار است و این مردم که از دو طرف ساختمان می گذرند هم رنگ و هم فرم آن افراد را آزار می دهد. این مصداق اضرار به غیر و اضرار به عام و اذیت کردن مردم است. مثلا شما قانون می گذارید که صدا را نمی توانید از یک حدی بلند تر کنید؛ چرا؟ چون فضای عمومی را خدشه دار می کنید، در فرم ها نیز به همین صورت است. واقعیت قضیه این است که ما با ورود به جهان مدرن از این صفات، این شخصی نگری که سبب ایجاد طرح های متغییر و بعضا متفاوت است، متاثر شدیم. از سوي ديگر نظام فرهنگی و عمومی و سازمان های مسئول ما تلاش در جهت ایجاد فرم های واحد برای بنا ها نکردند. شاید شورای انقلاب فرهنگی و ارگان ها و سازمان های دیگر می بایست در این مقوله وارد می شدند، كه نشدند و نتیجه این گونه شد.
در حال حاضر در حقیقت ناهنجاری فضای عمومی که در سطح شهر تهران به وجود آمده، متاسفانه به شدت به سیمای شهر لطمه وارد می کند.

Hassan Bolkhari photo: Mohammad HamzehZadehآيا توصيه مي كنيد كه به صورت تجويزي با موضوع برخورد شود؟
- منطقا برخورد تجویزی در این مقوله پاسخ نمی دهد؛ در مباحث جامعه شناسی هنر این بحث وجود دارد که اگر شما خواستید یک فرم هنری را با استناد به قدرت حکومتی خودتان جاری کنید ممکن است در نگاه اول این کارها انجام شود ولی بعد از مدتی اثر خودش را از دست می دهد، به دلیل این که ضمانت اجرایی و معنوی ندارد. فرهنگ سازی بحثي متاثر از ضمانت اجرا است؛ بنابراین برخورد تجویزی به ویژه در مورد عامه جواب نمی دهد اما در موارد خاص قطعا جواب می دهد، به طور مثال در بسیاری از طراحی های مدارس، می توانید به فرم ثابتی برسید.
به طور مثال سردر دانشگاه تربیت مدرس، در این سردر سنت حرف اول را می زند، آجر نیز حرف اول را در مصالح می زند. یعنی به جای استفاده از بتن سنگین و سرد، آجری را داریم که اگر بخواهم مبانی معنوی آجرکاری و فتوت نامه آجر کاران را بگویم خودش یک بحث مفصل و جدایی است. یعنی آجر به دلیل این که از خاک به وجود آمده است و ما عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد، خاک در مبانی سنتی ما برای خودش یک چنین جایگاهی دارد و انسي معنوی با ساختار جسمی ما دارد و ما از این مباحث دور افتاده ایم. اشاره می کنم به یک حدیث حضرت رسول اکرم می فرمایند: که اجازه دهید که کودکانتان با خاک بازی کنند. در پشت این قضیه مبانی معنوی و نظری و تجربی دقیقی وجود دارد. آن مبانی چه هستند؟ تمامی عناصر بدن ما از خاک به وجود آمده است و تماس با خاک به همگونی عناصر و اجزای بدن ما می انجامد. دوم، خاک سیال است، سیالیت خاک سبب خلاقیت کودکان می شود. در حال حاضر به گونه ای است که روانشناسان می گویند برای کودکانتان اسباب بازی متصلب نخرید، اسباب بازی متصلب اسباب بازی می باشد که کودک نمی تواند در آن تغییری ایجاد کند مانند یک ماشین. نهایتا بعد از یک هفته بازی این نیاز به تنوع ایجاد می شود و این دلزدگی و سرخوردگی باعث می شود که کودک دیگر به سراغ آن نرود ولی پازل چنین نقشی را ندارد. پازل چون دائما در تخریب و ساختن است سبب ظهور خلاقیت کودک می شود. یعنی اسباب بازی سیال بستر ظهور خلاقیت می شود و خاک این ویژگی را دارد.
سردر دانشگاه تربیت مدرساگر از این زاویه نگاه کنیم آجر و کوزه در جهان ساخت معنای دیگری پیدا می کند. در حال حاضر بايد در معماری با رويكرد سنتی به جای بتن سخت و سرد از آجر کنند، البته باطن این بنا بتن است و قرار نیست سنت با حفظ مبانی خودش در مقابل کشفیات درست علمی بیاستد، قرار نیست ما بنای زیبای غیر مستحکم درست کنیم، بنا باید مستحکم باشد اما نما سبب ایجاد ارتباط روحی ما با این بنا می شود و باید متکی بر یک سری مبانی سنت باشد. این همان تلفیق سنت و مدرنیته است یعنی ما حاضر نیستیم به قیمت حفظ سنت مدرنیته را از دست دهیم وبالعکس. هر کدام از این ها در جای خودش کارکرد خاص خودش را دارد.

راهكار تجلي اين طرز نگاه به صورت عملي در عرصه ساخت و ساز چگونه مي تواند باشد؟
- در فضاهای عمومی برای مردم، در دادن جواز ها باید فکری کنیم و یکسری فرم ها را پیشنهاد کنیم و بعد بگوییم که اگر از این فرم استفاده کردید ما از شما حمایت می کنیم. به طور مثال در حال حاضر در روستای قهی که یکی از پنج روستای ثبت شده توسط میراث فرهنگی است، می خواهیم خانه پدریمان که در کنار امام زاده قرار دارد را باز سازی کنیم، مطلقا سازمان میراث فرهنگی اجازه نمی دهد و می گوید من به شرطی اجازه می دهم که همان فرم را از لحاظ مصالح تقویت کنید ولی به این فرم نباید دست بزنید. در مسائل صدور جوازهای شخصی، فرم هایی را پیشنهاد دهیم و از این فرم ها حمایت کنیم؛ کما اینکه در روستاها برای احیای این فرم ها وام و کمک مالی نیز ارائه می دهند. شهرداری ها این طورباید عمل کنند، منتهی در فضاهای اداری و مدارس دست مان بازتر است. یعنی یک تیم زیبایی شناس مبتنی بر مبانی معنوی، مثلا 10 طرح مختلف ارائه و دراختیار پیمانکاران قرار دهند و بگویند مصالح براساس منطق ساختمانی امروز ولی فرم بنا باید بدین گونه باشد. این قضیه از لحاظ آرامش بسیار مهم است. اگر شما به آذربایجان تشریف ببرید با معماری یزد متفاوت است، معماری زاهدان هم با معماری شیراز متفاوت است. اقلیم بر روی استفاده از فرم تاثیر می گذارد، به طور مثال بر روی ارتفاع گنبدها، ماهیت گنبد ها، نقش و نگارها و مصالح تاثیر می گذارد. شما شبستان های کویرهای مان را ببینید که در چله تابستان وقتی به آن وارد می شویم چنان هوای خنک بی نظیری به صورت شما برخورد می کند که گویی شما وارد بهشت شده اید. فضا تابعی از محیط هم هست، فرم هم گاها تابعی از محیط می شود و تفاوت هایی به وجود می آورد. به همین دلیل گفتم 10 طرح، که مسائل بومي و اقلیمي با تاثیرات متفاوتی كه در معماری دارند، اعمال شود....

-----
پینوشت؛ هفته نامه آذرپیام، شماره ۵۰۵

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری