:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
چهارشنبه، ۴ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
درس پس دادن پیش آقای منتقد

Soheyl Karagah سهیل کارآگاهدر پی انتشار مطلب"نقد طراحی نمای شعب بانک ملت"، آقای دکتر افشار نادری، متن جوابیه ای منتشر کردند که به درخواست صفحۀ فیسبوک "نقدمان گفتمان معماری ایران" و اظهار تمایل ایشان، در این صفحه، قرار داده شد. صفحۀ فوق، به معرفی کارهای معماری و معماران معاصر و نکاتی پیرامون آنها می پیردازد.
به عنوان پیش زمینۀ ذهنی در مورد موضوع، این جوابیه عینا از همان صفحه نقل شده است:

"همه ميدانند نظريات يك جانبه كه فقط دنبال نقطه ضعف هاى يك كار مى گردند، نقد محسوب نمى شوند. با فرض اينكه ايرادات به پروژه را هم بپذيريم، اثرى را در دنيا نمى توان پيدا كرد كه ايراداتى بر آن وارد نباشد. كم ايراد ترين پروژه ها كه اتفاقأ نقد هم نمى شوند، پروژه هاى پيش پا افتاده و سطح پايين هستند، كه به دليل فقدان نوآورى، از ريسك انجام كارى سوال بر انگيز دور هستند.
نور اين ساختمان نسبت به قبل كمتر شده است و اگر امكان مى يافتيم پروژه را تكميل بكنيم، قرار بود از پشت ساختمان و سقف نور و منظره را هم تأمين كنيم. در هر حال بحث ساخت يك پرو تو تايپ در ميان بود و هيچ توليدى وجود ندارد كه در اين مرحله از پروژه كامل باشد. نتيجه حاصله را بايد در كليت آن ديد. ممكن است كارمندان از اينكه نور و منظره بانك نسبت به قبل كمتر شده شاكى باشند، ممكن هم هست اينطور نباشد. اقاى كدخدا زاده نظر خود را گفته است و از طرف كارمندان بانك مأموريت نيافته است به ما اعتراض كند. اين مسئله اى نسبى است و من بانك هاى زيادى در دنيا سراغ دارم كه نور محل كار انها بيشتر از اين شعبه بانك ملت نيست. از طرف ديگر، همين پروژه كوچك ما انچنان انعكاس مثبت داخلى و خارجى داشته است كه هيچ شعبه ديگر بانك در ايران با آن قابل قياس نيست. در نقد، بايد همه مسائل را در كفه ترازو قرار داد.
همانطور كه مى دانيد بنده هم با نقد نا آشنا نيستم و با مقالاتم، از بيست سال پيش، تعداد زيادى از معماران معروف امروز را به اصطلاح "لانسه" و تشويق كرده ام و هنوز هم مى كنم. در شرايطى كه در كشور ما اكثر كارها بدون حضور معماران درست و حسابى، به سبكى بازارى و با كيفيت پايين اجرا مى شوند، نقد منفى چهار كار متوسط يا خوب كه على رغم مشكلات متعدد اجرا مى شوند، غير منصفانه است. نقد خوب است؛ اگر همه جوانب را بگويد و خصوصا توجه كند آيا طرفين نقد موقعيتى تثبيت شده در بازار ساخت و ساز دارند يا نه؟ گروهى كه اولين كار مشترك خود را، آنهم فقط نماى يك شعبه بانك، به صورت پروتوتايپ و نه پايان يافته، انجام مى دهد و بلاخره از هزاران الگوى كم ارزش موجود تبعيت نمى كند، و با حق الزحمه اى كه حدس مى زنيد، كارى متفاوت و بلاخره قابل توجه را انجام مى دهد، سزاوار نقد از نوع كثيف ان نيست.
در ضمن، در دفاع از خانم مهندس مجد ابادى و اقاى مهندس مشهدى ميرزا بايد بگويم، پاسخ به افراد، نسبت به شخصيت، انگيزه و لحن مخاطب متفاوت است.
اقاى كدخدا زاده، صحبتى را مطرح كردند كه از نوع نقد نبود؛ ما همه نقد و غير نقد را تشخيص مى دهيم. مسئله ايشان جنجال سازى از نوع مناسب مجلات غيبت خاله زنكى بود. GOSSIP زمينه ايست كه در خارج طرفداران زيادى دارد ولى موضوع اينگونه بحث ها، هنر پيشه هاى هاليوود، فوتباليست ها، خانواده هاى سلطنتى و رسوايى هاى بزرگ مالى هستند. اينگونه بحث ها به يك پروژه بسيار كوچك نما بى ارتباط است. نقد معمارى و همه جانبه براى اينكار بسيار كوچك ما مفيد است ولى موضوعات مطرح شده از طرف شما از جنس نقد معمارى نبودند."
منبع: https://www.facebook.com/photo.php?fbid=194421947425978&set=a.146028878931952.1073741834.145265885674918&type=1&relevant_count=1

درس پس دادن پیش آقای منتقد
مقدمه
من منتقد نیستم. از دیدگاه شخصی، خودم را در حال تمرین کنشگری پیرامون فرهنگ معماری معاصر ایران می دانم. بر همین اساس و بر پایۀ پروتکل های این محیط مجازی که این اجازه را به من می دهند، علاقمند هستم تا واکنش هایی جزئی نسبت به این متن که آن را یک دفاعیه محافظه کارانه همراه با گوشزد کردن برخی موضوعات پیرامون خود "نقد"، ارزیابی می کنم: نوعی کلاس آموزشی برای نقد به استادی آقای منتقد.
نقد، نوعی واکنش است که نسبت به یک سوژه یا پدیده، امکان شکل گیری دارد و یا حتی ندارد. اگر فضا مناسب باشد و ذهن مخاطب (چه خاص و چه عام) نسبت به شکل گیری سوژه واکنش دهد، این واکنش را می توان نقد نامید.
پیشنهاد
قصد من از ارائه تعریف شخصی از نقد، تقلید یک رفتار سنتی در نگارش پیرامون مفاهیم نیست که در ابتدا، مفاهیم پایه معرفی می شوند؛ بلکه نیتم، صرفا ساخت ابزاری برای بسط دیدگاه خودم است: پس از تولید نقد، این امکان وجود دارد که واکنش هایی نسبت به آن (نقد) صورت گیرد. در این حالت، نقد اولیه، خود تبدیل به سوژه می شود و سپس نقدهای ثانویه شکل می گیرد.
همواره امکان بروز آنچه که بر نقد اولیه گذشت، برای نقدهای ثانویه نیز وجود دارد. مثلا در مورد همین پروژۀ نمای بانک، خود طرح یک نقد-سوژه است؛ چرا که طراحان معتقدند طرح آنها، نوعی واکنش به پروژه های کم کیفیتی است که طراحی آنها در جامعه ترویج یافته است. واکنش های اولیه نسبت به آن و شکل گیری دیالوگ میان طراحان و کارشناسان نیز، خود در کوران حوادث، تبدیل به نقد-سوژه شده اند. بعد از آن، جوابیۀ یکی از طراحان - که اتفاقا خود از سرآمدان فرهنگ نقد معماری در ایران است- نیز در ابتدا صرفا یک نقد بود؛ اما همین یادداشتی که پیش روی شماست و نظرات سایر مخاطبان، از آن یک نقد-سوژه ساخت.
آن چه مد نظر من است، شبیه سازی یک حلقه کامل ، پیوسته و مداوم شامل انبوهی از سوژه ها، نقدها و سوژه-نقدها است. می توان ساختار فرکتال یا پارامتریک این سیستم را به صورت بصری، نمایاند؛ چیزی که این روزها متداول و پرمشتری است.
نکتۀ آخر در این بخش، اینکه قضاوت افکار عمومی یا غیر عمومی که نوعی واکنش محسوب می شود و منجر به تولید نقد می شود، فارغ از کیفیت اظهار نظرها، خود نشاندهندۀ ارزش های یک سوژه می تواند باشد.

نگرانی های آقای منتقد
همۀ اینها را گفتم تا به این برسم که به نظرم جایی برای نگرانی آقای منتقد وجود ندارد؛ از آنجا که مایل نیستم متهم به کلی گویی شوم، به نگرانی های ایشان، بند به بند می پردازم:
یک. آقای منتقد نگران است که صرفا به نقاط ضعف کارش پرداخته شود. باید بگویم که همکاری سه معمار کار کرده و مجرب، خود نقطۀ قوت این کار محسوب می شود. اینکه تصویر به قول آقای منتقد، پروتوتایپ این پروژه بارها و بارها در فضای مجازی و احتمالا غیر مجازی به اشتراک گذاشته شده و گذاشته خواهد شد، نقطۀ قوت است؛ چرا که همانطور که قبلا هم گفتم، واکنش به سوژه، ذاتا نشان دهندۀ ارزش های ذاتی سوژه است.
قطعا با انتشار جزئیات دیگری از طرح، نقاط قوت دیگری نیز از کار به چشم خواهد آمد.
دو. همانطور که خود آقای منتقد اشاره کرده اند، ایشان دارای تجربیات فراوانی در این زمینه هستند و از این حیث، در تاریخ معماری معاصر ایران، شخصیتی برجسته و تحسین برانگیز به شمار می آیند. اما ایشان خود می دانند که وقتی لباس انتقاد را –ولو موقتا- از تن در می آورند و یونیفرم طراح به تن می کنند (که اتفاقا در این زمینه هم شایستۀ تقدیر شناخته می شوند) به عنوان طراح، حق اظهار نظر نسبت به نقد طرح خود را ندارند. قطعا هنوز وجدان های حرفه ای بیدار هستند تا در غیاب آقای منتقد، جور ایشان را بر دوش بکشند و کثیف بودن، غیر منصفانه بودن یا غیر علمی بودن انتقادات را عیان کنند. هرچند که این گونه واکنش ها در فرهنگ نقد، اگرچه تحسین برانگیز نیست؛ اما متداول است.
همگان به خوبی می دانند اظهار نظر تلویحی یک کارمند بانک، به تنهایی منبع مناسبی برای استناد به شمار نمی آید. از این دست اظهار نظرها فراوان است. اما همگان این را نیز به خوبی باید بدانند که مرزهای نقد معماری، بسیار دور از هم و کمرنگ ترسیم شده اند: می توانند در مورد یک ساختمان ساخته شده با قدمت چند صد ساله باشند؛ یا در مورد یک اسکیس با چند خط مدادی؛ چه برسد به یک پروتوتایپ که در مسابقۀ رسمی برنده شده است. منتقدها می توانند در جزئی ترین مسائل وسواس به خرج بدهند و یا کم حوصله و گذرا از کلیت کار ایراد بگیرند. غرولندهای یک پیرمرد خانه نشین نشسته بر ویلچیر که در ساختمان فرسودۀ آن طرف کوچه می نشیند، می تواند برای نقد خوراک فراهم کند؛ یا حتی اندیشه های بدون فرم و فرمت معمار نیز سوژۀ خوبی برای نقد هستند.
به این مثال توجه فرمایید: در جلسۀ تقدیر از معمار برگزیدۀ مسابقۀ طراحی ساختمان نظام مهندسی قزوین که متأسفانه تبدیل به جلسۀ نقد پروژه شد، یکی از حاضران – که خود تحصیل کردۀ رشتۀ معماری بود – نارضایتی همسایگان از ناکافی بودن پارکینگ ساختمان را به عنوان بزرگترین ایراد کار معرفی کرد. فارغ از اهمیت کارکرد مناسب ساختمان ها، هر ذهن منصفی می تواند در مورد این نقد، قضاوت کند؛ دقت کنید که من این واکنش غیر حرفه ای را بدون نگرانی، "نقد" نامیدم؛ چرا که اولا افکار عمومی در همان مکان و زمان، در مورد آن به خوبی قضاوت کرد و ثانیا هیچ کس در مقام صدور مجوز نقد برای هیچ کس نیست.
بنابراین از این حیث نیز جای نگرانی وجود ندارد.

آخرین واکنش ها
بدیهی است که در تمام عرصه هایی که آقای منتقد آنها را خوراک مجلات خاله زنکی دانسته و اتفاقا چنین است که ایشان می فرمایند، قسمت های جدی، علمی و حرفه ای نیز وجود دارند. به نظرم بی اشکال است که معماری هم خوراک هایی برای انواع مجلات – چه حرفه ای و چه زرد – تولید کند. ضمن اینکه اگر این پدیده ایرادها و مخالفانی هم داشته باشد، باز هم تولید می شود و خواهد شد.
اما هنوز نمی دانم چرا پای کارهای بازاری و کم کیفیت به متن آقای منتقد باز شد. آنها اگر در هر زمینه ای مقصر باشند، در مورد نقدهای وارده به نمای این بانک، کاملا بی گناه هستند. هیچ کارگردان بزرگی در نقد فیلمش، به اشکالات موجود در تئاترهای کم کیفیت در شهرهای کوچک، گریز نمی زند و این گریزها، موجب رفع موضوع نمی شود.
من فکر می کنم در پس ذهن صاحبان قلم و تجربه در زمینۀ نقد، یک نگرانی پنهان وجود دارد: ترس از نقد شدن. بی شرمانه است اگر بگوییم: خیاط نیز در کوزه افتاد؛ این نگرانی، قابل درک است. اما روی خوش دیگری با خود دارد: باز شدن پرده بر روی افق های جدید نقد. امید دارم نتایج این تجربۀ جدید شخصی آقای منتقد، برای همگان مفید باشد. تجربه ای هر کس جسارت آن را ندارد؛ اما آقای منتقد، ریسک آن را پذیرفت.



20140105-010029.jpg

20140105-010043.jpg

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری