:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۴ مهر ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
با گیسو حریری؛ بحث جنبش معماری معاصر نباید فرم باشد...

Sepehr Merat سپهر مرآتدفتر "حریری و حریری" اکنون قریب ۳۰سال است که در نیویورک به معماری می پردازد؛ خواهران ایرانی، مژگان و گیسو حریری، هر دو فارغ التحصیل از دانشگاه کرونل - یکی از معتبر ترین مراکز آموزش معماری در جهان - معماری را در این دفتر پیش می برند که بدون اغراق می توان بوی شاعرانگی و لطافت را در کنار صلابت و پویایی از آن استشمام کرد.

حضور اخیر این دو در ایران و معرفی آثارشان به علاقه مندان ایرانی به اعتقاد بسیاری می تواند فتح بابی باشد برای دیدن ردپای معماری آنها در سال های آتی در کشور.
وقتی گیسو حریری در پاسخ یکی از سوال هایمان در مورد معماری ایران می گوید "به عنوان یک فرهنگ با تاریخ شگفت انگیز از معماری و شهرسازی، نبوغ سازه، هنر و صنعت، پایداری و معنویت، معماری معاصر ایران از پتانسیل عالی برخوردار است"؛ طبعا نگاه امیدوارانه وی به معماری ایران در جایگاه مدیر یک دفتر مطرح در مقیاس جهانی می تواند نوید بخش نسل جوان معماران ما باشد.
در ادامه ترجمه گفتگویمان را با گیسو حریری به نمایندگی از دفتر "حریری و حریری" می خوانید:

Gisue & Mojgan Hariri and Iranian Architecture Students

همیشه از فضا به عنوان جوهره اصلی معماری یاد شده است؛ با وجود دگرگونی فراوان آن در طول تاریخ تا به امروز، رویکرد شما به این مفهوم چیست؟
– به نظر من یکی از عناصر اصلی معماری فضا است که جوهره ی معماری را آشکار می سازد. نور نیز یکی دیگر ازاین عناصر است. من باور دارم که آنچه که هنر والا به ما عرضه می کند نه قابل مشاهده است و نه ملموس و نه مادی. هرآنچه که در هنر بروز می یابد و ما را به حرکت وامی دارد "ماهیت" هنر است. در معماری از طریق فضا و نور است که ما تجربه ای مرتبط با ذات و جوهره یک مکان می آفرینیم. این یک تجربه روانی است نه فیزیولوژیک و آنچه اهمیت دارد این است. ما در کار خود به این پدیده به خوبی آگاه هستیم اما برای آن فرمولی نداریم. این کار ساده ای نیست که به صورتی معماری کنیم که حرکت مخاطبان در فضا چنان عمیق باشد که همیشه تجربه بازدید از آن را به یاد داشته باشند.این معادل یک تجربه معنوی است.

کم و بیش در مقالات، مصاحبه ها و سمینارها از معماری زنانه می شنویم؛ آیا صفت زنانه را برای معماری قائل هستید؟
- باور ندارم که چیزی به عنوان "معماری زنانه" وجود داشته باشد؛ زمانی که در دانشگاه کرونل به تحصیل در رشته معماری می پرداختم هر پروژه ای که منحنی بود یا رنگ و جزئیات داشت زنانه نامیده می شد! اگر ما اینگونه فرض کنیم، معماری تمام معماران فیلسوفی چون کوربوزیه، آلتو، گهری و غیره زنانه خواهد بود! با این حال، من معتقدم طراحی زنان معمار به عنوان کسانی که به صورت خطی فکر نمی کنند بسیار متفاوت است و تجربه ای کاملاً متفاوت ازمحیط خود در مقایسه با مردان دارند. اگر قرار باشد که تغییر عمده ای در معماری صورت بگیرد ازطریق یک معمار زن خواهد بود. به اعتقاد من ظه حدید در حال حاضر این انقلاب را آغاز کرده است.

در کار حرفه ای شما توجه به بستر و زمینه و رابطه معماری و فضای شهری چه نقشی دارد؟
- من بسیار علاقه مند به بسترهای فرهنگی یا متافیزیکی مکان هستم؛ بسترهای فیزیکی و معماری مهم هستند اما امکان ندارد که آنها را کپی یا تکرار کرد. اما فضای شهری درارتباط نزدیک با معماری است.

جامعه معماری ایران را دچار چه کمبودهای اساسی در مقایسه با معماری جهان می دانید؟ در مقابل چه پتانسیل های ویژه ای در معماری معاصر ایران می بینید؟
- کمبود عمده اصالت است یعنی بخشی از معماری جهانی بودن و درعین حال سازگار با فرهنگ بومی و نه کپی برداری؛ من فکر می کنم امروز نمونه های انگشت شماری از معماری معاصر [با این رویکرد] در ایران ساخته شده است. البته تعداد زیادی از معماران با استعداد ایرانی هستند که نگاهی هنرمندانه به ساختمان های خود قایل هستند، اما فکر می کنم به عنوان یک فرهنگ با تاریخ شگفت انگیز از معماری و شهرسازی، نبوغ سازه، هنر و صنعت، پایداری و معنویت، معماری معاصر ایران از پتانسیل عالی برخوردار است برای آنکه نه تنها بخشی از گفتمان جهانی بلکه عرضه کننده چیزی متفاوت باشد که دیگران به آن دست نیافته اند. مثل مدرنیسم و فرهنگ ذن ژاپنی دو فلسفه مشابه که در معماری جهان به شیوه ای بسیار متفاوت مشارکت می کنند.

Gisue & Mojgan Hariri in Iranبه نظر شما در روند حرکت معماری معاصر ایران نگاه جامعه معماری ایران به عنوان یک جامعه ی در حال توسعه با گرایش های ملی/اعتقادی [معماری ایرانی/اسلامی] به چه سویی است؟
- من مطمئن نیستم که این سوال شما را درک کرده باشم؛ من فکر می کنم جامعه معماری معاصر باید وارد بحث شود، ارتقاء یابد (از طریق کنفرانس های بین المللی)، ویترین معماری پایدار باشد (آنچه که ما قبلا در مناطق مختلف ایران داشته ایم) و آن را در قرن بیست و یکم به کار گیرد. بحث جنبش معماری معاصر نباید فرم باشد. آنچه که امروز اهمیت دارد رابطه جهانی و منطقه ای است.

مرز بین اصول مورد توافق در معماری در برابر اولویت های شخصی در کجاست؟ آیا معیار انتخاب یک اثر شاخص قابل اندازه گیری است؟
- مرز بین شخصی و عمومی بودن نامشخص است. امروز اصول معماری در واقع بسیار شخصی است. انتخاب یک ضابطه مطلق نیست اما امور بسیاری باید مورد توجه قرار بگیرند که در قرون گذشته مطرح نبودند. برای مثال فن آوری دیجیتال و کامپیوتر و سیستم های مخابراتی امروز امکان ساخت و ساز و انجام اموری را به ما می دهند که تا 20 سال پیش در دسترس ما نبودند.

چقدر نگاه فلسفی پیشرو در معماری حال حاضر جهان را برطرف کننده ی روح تشنه انسان می دانید؟ در واقع اگر معماری را ابزاری برای پاسخ به نیاز انسان بدانیم (problem solving) معماری امروز باید کدام نیاز انسان معاصر را جواب دهد؟
- من معتقدم که معماری در فرهنگ ایرانی هرگز تنها "پاسخی" به یک نیاز و یا به بیان ساده تر ایجاد "پناهگاهی" برای مردم نبوده است. معماری همواره هنری والا در ایران بوده و عنصری کاربردی و در عین حال با معانی عمیق و مرتبط با طبیعت، آفرینش و جهان بوده است. از آتشکده های زرتشتیان گرفته تا پل های اصفهان همه و همه بیش از یک ابزار برای پاسخ به نیازهای بشری بوده است.


P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری