:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۴ مهر ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
معماري واقعيتي است از جنس زندگي

Azar MohamadPanah آذر محمدپناهو بي شك معماري هنر است؛ هنر زيستن، آفريدن، جهت دادن و مقياس بخشيدن به بي كرانگي فضا و كيهان....
معماري تجسم قالب هاي بدون بعد ذهن آدمي است به واسطه بعد بخشيدن به فضاي بي انتهاي هستي. معماري حد آسمان و زمين است، حد درون و بيرون، كوچك و بزرگ، محدود و نا محدود، هستي و نيستي، معماري هنر معنا بخشيدن هاست.
زندگي و بودن آدمي بر روي زمين صورتي جز سكونت ندارد و معماري آن كنايه مليحي است كه تجربه سكونت رابه گردش ميتند.

اما ... به راستي آنچه امروز مي بينيم و زندگي مي كنيم چنين هنري است و خانه ها و شهرهايمان حاصل يك آفرينش هنري؟! اگر اينگونه است چرا هنوز چند قدم در شهرهامان و خيابان‌ها و كوچه‌هايش قدم نزده‌ايم كه دلمان از اين منظر پر ملال و بي مفهوم مي گيرد؟ چگونه است كه برايمان خانه و فضاي تحت سيطره مفهوم خانه هنوز تجربه نشده تمام مي‌شود و هنوز لمس نشده تا نهايتش پيداست؟! فضاي مرده‌اي كه هيچ هيجان، درگيري و جاذبه‌اي براي ذهني كه در زندگي امروز نيازمند درك يك آفرينش پر معنا و يك هنر پر بهاست، ندارد. هنري كه او را به خود بخواند و از افسون ظرافت اين هنر و فضايش آدمي عمق لايتناهي خويش را تجربه كند.
آنچه مي بينيم متني است مغشوش و بي ارزش، معبرهايي كه در هم پيچيده‌اند و بر جداره‌هاي آنها فضاهاي زندگي و كار آدمي بي هيچ هويتي سر بر آورده‌اند و ذهن چنان درگير اين بي هويتي مي‌شود كه لاجرم از انديشيدن به سرانجام معماري است.
اگر معتقديم كه معماري پاسخ و تجلي يك اشتياق و حتي اساسي ترين اشتياق آدمي است و قوام بخش حيثيت سكونت او، بايد بپذيريم كه مسيرآنچه كه امروز معماريش مي‌خوانيم سر به ره بي مقصود نهاده‌است وهويت رنگ باخته‌ايست در حد پناهي براي ايمن ماندن از باد و باران و هجوم شهر و زندگي بيرون به درون! فضايي كه علايق و احساسات ساكنانش قرباني محدوديت‌هايي شده‌اند كه اگر كمي معمارانه‌تر مي‌انديشيديم به راحتي قابل حل بودند. اكنون براي بسياري از ما و مردممان مفاهيم فراواني بي‌هيچ فلسفه و حتي جايگزيني، دگرگون و به كلامي بهتر متلاشي شده‌اند.... از مفهوم درون و بيرون فقط اين سو و آن سوي جرم ديوار باقي مانده‌است و آنچه در اين آشفتگي ديگر جايي ندارد، فضا و حس حضور فضا، حركت و سير و تعالي و در نهايت انسان است و شايد ديگر كسي به ياد ندارد كه بازي نور و سايه و رنگ و فرم در معماري ايراني يعني چه...! ما حريم و عملكرد فضاها، ارتباط آنها، حس گذر زمان و تناوب روزوشب، شفاف و كدرها، تاريك وروشن‌ها و بالا و پايين هايمان را مدتهاست كه گم كرده‌ايم. ديگر نه ديوار، ديوار است و نه پنجره، پنجره و نه آستانه، آستانه... حتي نه خورشيد، خورشيد است و نه همسايه، همسايه.
...و در اين ميان پيش بيني سرنوشت فضاهاي اصلي ديگر كار دشواري نيست: «لذتهايي فراموش شده...».
دردنياي اين معماري است كه اگر روزي، جايي معماري‌اي را بيابيم كه حاصل تپش‌هاي روح يك معمار و خلق يك هنرمند است، دل از آن نمي كنيم، حريصانه مي‌كوشيم تا به جبران لحظاتي كه در بي‌مايگي فضاهايمان سرگردانيم تجربه‌اش كنيم و هرگاه دلمان از سرنوشت معمار و معماري گرفت به ياد بياوريم كه جايي در هزارتوي شهرمان و در همسايگي همين ساختمان‌ها و خانه‌ها جايي هست كه هنوز آدمي و بيقراري روح سكونت گزينش را مي‌شناسد و مي‌داند كه معماري به عنوان يك هنر نه مفهومي انتزاعي در پستوي ذهن بلكه واقعيتي است كه مردم و پيش از همه خود معماران بايد باورش دارند:
«معماري واقعيتي است از جنس زندگي...»

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری