:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
پنجشنبه، ۵ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
تندیس مرمرین حکیم عمر خیام، کار استاد حسین فخیمی

Farrokh Bavar فرخ باورتن حکیم خیام آرام است اما تنش تند درونی او از نگاه نیرومند و پویای چشمانش زیر اخم و گره ابروهایش پیداست. اندامش آرام اما استوار و تواناست. فخیمی خیام را در لحظه ای غافلگیر کرده که سرش را به دستش تکیه داده تا روی موضوعی خاص دقت کند. نگاه خیام نگاهی است که آسمان را شکافته و به دنبال قانون حرکت زمین و زمان می گردد. او علم دارد که قانونش وجود دارد و کافی است آن را بیابد. ابزارش علم است و فن. دل بزرگ و اعتقاد راسخ اوست که پا در زمین و چشم بر آسمان دارد....

اصطرلابی که اسقف اسکندریه، چیریلــّـو، ایپازیا ی زیبا، ستاره شناس، دانشمند علم هندسه و فیلسوف یونانی مکتب اسکندریه را در 415 پس از میلاد مسیح به چهار اسب بست و پاره کرد تا راز دنیا فاش نشود اینک در دست حکیم عمر خیام قرار گرفته تا راهگشا باشد و واقعیت را آشکار کند. تا حکیم خیام بتواند دستش را روی کره ی ارض و اصطرابش بگذارد و کتاب محاسبات علوم ریاضی و معادلات درجه دو و سه، دو بعدی و سه بعدی در کنارش، علوم و فنون از چه پیچ و خم ها و گذرگاه هایی سخت عبور کرد که گهگاه به شدت و به قهر به قهقرا پرتاب شده بود. خیام شاید ازداستان دو چاه، که اراتوستِنه اهل چیرِنه، در سال 225 پیش از میلاد مسیح، یکی در اسوان زده بود که روی سمت-الراس قرار داشت و ظهر روز اول تیر سایه ندارد، و چاهی دیگر در اسکندریه روی همان نصف النهار، تا شعاع زمین را دریابد خاطره ای داشته و بر علوم ریاضیات و هندسه طالس فنیقی اهل میلتوس احاطه داشته، و سررشته و رگه های تمام علوم نظری و عملی را تا به دوران خود در حافظه ی پویای خود جمع داشته تا به یک سنتز تاریخی برسد، که تدوین دقیق گاه شمار شمسی و حرکات وضعی و نقلی زمین می باشد.
این همه شاید آن چیزی باشد که استاد حسین فخیمی توانسته با کمک یاران و همکاران و همسر و فرزندانش، پشت پیشانی بلند و سر پر هیبت خیام، که نماد اندیشه ی اوست، و ابروهای برآمده و چشمان نافذ، که نماد دقت تاریخی اوست، و بینی کشیده و محکم، که بیانگر اراده ی اوست، و محاسن مواج خیام، که نماد قدرت شخصیت اوست، به دست بیاورد و با همتــّی فوق العاده، تا آنجا که جسم و نیازهای خویش را فراموش کند، یکجا فراهم آورد و دست حکیم خیام را آرام روی کره ی زمین بگذارد که صورت مساله ی اوست، و دستی دیگر بر گونه اش، تا کمی تکیه کند و ژرف بیندیشد و دقیق حساب کند تا عاقبت رمز را بگشاید، اما آسوده نباشد وهمچنان از روزگار گلایه نماید که "این دسته که بر گردن او می بینی..." و "در کارگه کوزه گری رفتم دوش...".
خیام قصد دارد به فلورانس برود. یک نمونه نیز در جایگاه خود تهران می ماند تا ما هرگاه اراده کنیم و دلمان برایش تنگ شود پیشش برویم و از دریافت های تازه اش بپرسیم.

-------

پینوشت:
بیوگرافی استاد فخیمی


P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری