:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
پنجشنبه، ۵ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P گزارش
تهران باید بلند مرتبه شود یا از تراکمش کاسته شود؟

Farrokh Bavar فرخ باوراگر چه هر چه آب در رودخانه های اطراف تهران بود را سد کردند و توی لوله کرده به تهران آوردند تا این جا که لایه های جنوب کلان شهر پت و پهن بالا میآورد اما، یخچال ها در حال آب شدنند. توچال که هیچ وقت بدون برف نمی ماند سال های زیادی است که تابستان خشکی را می گذراند. آبی که از توچال و رشته کوه های البرز به رودخانه های دامنه های جنوبی سرازی میشود کمتر از یخچال ها و بیشتر از برف هاست.

یخچال ها بیشتر به کوه دماوند مربوط می شود اما هم یخچال ها به سرعت دارند پس می کشند و بالاتر می روند و هم از مقدار برف در طول سال کم می شود. به همین دلیل ممکن است برای سالها به مقدار آب رودخانه ها افزوده شود اما بعد به خشکسالی بزرگی خواهیم رسید. مساله فقط به البرز یا زاگرس و یا حتی ایران هم خلاصه نمی شود. همین مشکل در رشته کوه های آند و پایتختی هشت میلیون نفری مانند لیما – پرو- وجود دارد که یخچال هایش با قله ای به ارتفاع 6789 متر به سرعت در حال ذوب شدن هستند. همین طور در مورد رودخانه ی کلورادو و کشمکش میان لس آنجلس و لاس وگاس که با لوله ای 800 کیلومتری مقداری از آب این رودخانه را می مکد و اعتراض به سیاست مدیریت آب کلورادو مدتی است آغاز شده است.

گرم شدن پیوسته ی هوا و افزایش گازهای گلخانه ای ادامه دارد و نوع تولید اشاره ای به کم کردن تولید گازهای گلخانه ای ندارند. گهگاهی مقدار بارش باران و برف زیاد شد اما این یک دو سال دلیل بهتر شدن کلی روند بارش نیست. بزودی نمی دانیم آیا از آب پشت سد ها برای تولید برق استفاده کنیم یا برای شرب مردمی که به اصراف عادت کرده اند و یا کشاورزی. و میان این بخش ها و مدیران کشمکش به شکل جدی آغاز می گردد. از مقدار باران های دانه ریز مرتب کم شده به باران های کوتاه مدت و تند افزوده شده که باعث پر شدن ناگهانی رودخانه ها و سیل های ناگهانی می شود و به کشت و کار آسیب وارد می کند. تعادل طبیعی شکسته شده و هوا در یک مسیر دائمی به سوی گرم تر شدن و خشکی با توفان های تند پیش می رود. از طرف دیگر از چنارستان تهران حتی اسمی هم باقی نمانده و حرص و طمع و پول های کثیف و سوداگری و سود آوری در معاملات زمین و خانه سازی یا انبوه سازی، با تخریب باغ های تهران، شتاب گرم شدن کلان شهر را بیشتر کرده است و شهر، با سیستم حمل و نقل خصوصی اش قفـل شده است. حال خیابان ولی عصر را چه یک طرفه بکنیم و چه نکنیم. چه از پایین به بالا و چه از بالا به ایین تفاوت چندانی نمی کند. کار از "آزمون و خطا" گذشته است. این مساله به همه ی شهر ها و حتی به عشایر کوچنده هم مربوط می شود.

فرض کنیم افزایش جمعیت متوقف شود. شهرداری تهران و شهرسازان آن پیشنهاد می کنند بافت فرسوده نو سازی شده و خانه های کوتاه قد دو یا چهار طبقه آن بلند مرتبه گشته و محلات آن با همان تراکم، از فضای باز و سبز مجهز بیشتری برخوردار شوند. در معادلات شهرسازان و شهرداری متغییر آب و کاهش آن محاسبه نشده و به به امید خدا نشسته و طراحی ای کرده اند که تا مدت کوتاهی سبیل انبوه سازی را چرب می کند اما نه بیشتر! هزینه ی بسیار بالای زیر ساخت ها برای تبدیل بافت فرسوده به ساختمان های بلند مرتبه ای که انرژی کمتری مصرف کرده و دارای سیستم های خنک کننده و گرم کننده ی تجمیعی و ترکیبی آفتابی یا ژئوترمیک داشته باشند، از سیستم فاضلاب و تصفیه و بازیافت آب، جمع آوری آشغال و تصفیه ی شیرآبه ها و باز یافت آن همراه با تولید انرژی، و حل مساله گاراژها و تمام خدمات شهری دیگر کارهایی نیستند که تدریجی و رفته رفته بتواند انجام بگیرد. تازه، مشکل آب باز هم باقی می ماند و حتی به فرض معجزه ای بتواند غول آدم خور تهران را "آدمی با شخصیت و مودب و تر و تمیز و اصلاح کرده و خوش بو" کند، با کاهش آب، و بنابراین برق، و گرمایش و سرمایش برخورد خواهیم کرد که راه حل ندارد.

لازم است به فکر تشویق یک مهاجرت معکوس مانند یک برنامه ی راهبردی بود. با بحران آینده و قفل شهر و گرمای کشنده و بی آبی و قطع مرتب و طولانی تر برق . افزایش آلودگی کشنده ی هوای آن، عده ی فزاینده ای شهر را ترک خواهند کرد. این پتانسیل و گرایش را باید در برنامه ای راهبردی تنظیم نمود تا از صدمات جابجایی های آن کاسته شود. اگر قرار باشد بافت های فرسوده ی بی ارزش تخریب شوند، به جای ساخت بلند مرتبه ها و زیر ساخت ها و جابجایی موقت مردم به ناکجا آباد، به فکر ساخت شهرک های تولیدی کوچک و احیاء بافت و زندگی روستاها بود. روستاهایی مدرن، مجهز، با بخش های تولید مشخص و خاص، در یک برنامه ی همایش سرزمین و محیط، کاهش تولید گازهای مضر، معماری اکولوژیک و مرتبط با معنا و دلایل معماری سنتی و سایه ساز، در یک شبکه ی راهبردی انرژی و تولید و توزیع و حمل و نقل منظم و عمومی بود. بنابراین، محله های بی هوویت فرسوده را باید تخریب کرد اما فقط به فضای باز و سبز با تجهیزات شهری و محله تبدیل کرد. چه اتفاقی از نظر اجتماعی رخ خواهد داد؟ شهر از محلات قدیمی و مردمی پاک شده و به خدمت بخش سرمایه داری کلان در می آید؟ با یک برنامه ی کالبدی مجازی شهری این چنین، با داشتن فضاهای باز بزرگ و سبز و مجهز باید دید واکنش محلات ثروتمند اما بسیار متراکم شمال شهر چه خواهد بود. آن را نیز تحت برنامه در آورد. بدون شک محلات قفـل شده ای مانند کوهستان و الهیه و فرشته نمی توانند از به رخ کشیدن گرانی محله شان خوشحال باشند و قیمت ساختمان های پر افاده ی آن ها فرو خواهد ریخت. از شهر باید رفت. اما نه خود بخود. نه با هرج و مرج بل با ساخت یک سیستم آلترناتیف و جایگزین و با برنامه. خیال شرکت بخش خصوصی را هم از سر بیرون کنیم. بخش خصوصی اگر توان مالی آن را هم داشته باشد اما هیچ علاقه ای به کارهای انسانی و دراز مدت راهبردی ندارد.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری