:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
چهارشنبه، ۸ مرداد ۱۳۹۳
:: English Section
P گزارش
داستان عامه پسند یا فرزاد دلیری نام یک برند بالا شهری است...

Mojatab Mohammad Zaheri مجتبی محمدظاهریخانم اول ازخانم دوم اسم معمار/بساز بفروشی که قرار است خانه پدرش را آپارتمان کند پرسید. دختر دوم یه کم با سوییچ و عروسک آویزانش بازی کرد، نقش و نگار ناخنش را تا نزدیک سیم دندانهایش برد و گفت: فرزاد دلیری....

این روزها،صحبت از برند ماشین و مانتو و شلوار و کیف و کفش و ....گاهی هم به برند معماری کشیده میشود.برندی به نام فرزاد دلیری یا به قول خودش D & G.
در لحظه نگارش جمله های بالا یاد اندی وارهول و نگاه پاپ آرتی اش افتادم و این که او چطور تبدیل به یک برند شد و البته او می خواست یک برند باشد و برند بودنش هم به اعتقاد جماعتي زاییده خلاقیت فوق العاده و دیدگاه هنرمندانه اش بود.
به قول يك دوست بازتولید فرمهای زهوار در رفته به سبک برند فرزاد دلیری ،بامزه است ولی گمان نمی کنم خلاقانه باشد...! باز هم به قول همان دوست تولید یک معماری عامه پسند برای طبع تازه بدوران رسیده هموطنان که تا حد زیادی سفارشی می نماید را با تقریب خوبی میتوان یک پدیده اندی وارهلی فرومایه به حساب آورد البته از نوعی به مراتب در پیت تر.
حرکت در ته و توهای ذهن تازه بدوران رسیدگی و پشت کردن به چیزی که نامش قدیمها رسالت معمارانه در جهت بالابردن سلیقه عمومی بود،استراتژِی غالب در کارهای امثال فرزاد دلیری و غلامپور است.
به قول یکی از دوستان، "اگر با کلکسیونی از مالکان یا بساز بفروشهای تازه به دوران رسیده سرو کله زده باشید، حتما قبل از اینکه دهان طرف به ستایش از زمین دو کله و قلفتی اش باز شود ادامه گفتگو را حدس خواهید زد.او در ادامه حتما به شما سفارش یک ساختمان پر ابهت را خواهد داد با ستون های گرد سنگی و سر ستون یونایی و خزعبلات دیگر که بسیار دور از معماری اصیل و با هویتی که در شان ما ایرانی هاست، می نماید". شاید بتوان اینگونه تابیر کرد که در تمامی این موارد هر بار که به ساختمانی با این تفاسیر فکر میکنید و قبل از آنکه روان نویس عزیزتان را بردارید، حتما تصویری از هزار ساختمان با برند D & G از ذهنتان گذشته اما شما معمارید و راه ساده را انتخاب نمیکنید پس رفته اید سراغ آنچه که خلاقیت میدانید و بعدا میتوانید به آن افتخار کنید و این یعنی که شما برای معماریتان اصولی دارید و البته چند روز بعد خواهید فهمید که اصولتان به درد بعضی نمی خورد...!
زندگی پر از کلنجاهایی است که شما بر سر کشیدن یک اثر ارزشمند خواهیدداشت چون شما سهم بیشتری از جهان میخواهید و آن خلق یک اثر خلاقانه است. شاید بتوان گفت، تسلیم رای کارفرما شدن بدون هیچ مقاومتی در شغل ما و خیانت به معماری ای که در شان تاریخ و جایگاه معماری ایرانی باشد، مصداق درست خودفروشی حرفه ایست.
این که فرزاد دلیری و غلامپور موتیف های به کار رفته در ساختمانهایشان را از کجا می آورند (بخوانید تقلید می کنند) و چقدر به آن معماری تسلط دارند را که همه اهل فن می دانند ولی این میان مسئله قابل توجه برای برنامه ریزان شهری و آنان که رویای شهر هویت مند ایرانی/اسلامی را در سر می پرورانند، همین رشد توده های بی هویت ساختمان در کوچه و خیابانهای شهرهای ما با رویکرد معماری بی هویت و التقاطی است که کیلومتر ها از خلاقیت و معماری متعالی و الهام بخش ایرانی فاصله دارد.
در دوره ای که سلیقه عمومی همه ملت ها باید مشغول پرواز به سوی آینده ای زیبا باشد ما باز هم بر میگردیم به کپی سلیقه قرون وسطایی که حتی متعلق به فرهنگی دیگر است و با کمال افتخار یک برند رها شده در کوچه های بالا شهری تهران می شویم و خوشحالیم.
به امید روزی که معماری ما در خدمت تعالی اندیشه هایی بومی و چونان دیگر حوزه های اندیشه و هنر ایرانی، الهام بخش ملل دیگر باشد.





نمونه هایی از چند فرزاد دلیری در سطح شهر:

http://www.dgarchitect.com

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
مهندسان مشاور آتک
کارگاه آموزشـی  معماری
معماران ایران
Mehraz