«شفافسازی و تعريف مفاهيم در حوزه معنويت فضا امری ضروری برای معماری اماكن مقدس است، چه آنكه معنويت بهطور عام و خاص دو معنای متفاوت را در خود دارد...».
مطلبی را كه خوانديد، ديدگاه «محمد نقیزاده» معمار و شهرساز است كه در گفتوگو با آرونا ابراز داشتهاست؛ نظر وی را درباره معنويت فضا و نقش آن در تقدسبخشی به فضا را از نظر میگذرانيد.
«محمد نقیزاده» شهرساز و معمار در گفتوگو با خبرنگار ما درباره معنويت فضا گفت: وقتی فضا كيفی شود حتماً معنويت وارد آن فضا خواهد شد منتها اين معنويت در مورد دين، خداوند و قدسیبودن دو معنی مختلف میتواند داشته باشد. بهطور مثال در مور آيينهای قدسی میتوانيم اين دو معنای مختلف را درك كنيم. به عنوان نمونه، مراسم حج بهعنوان يك آيين قدسی با قربانیكردن انسان در پای يك بت فرقی باهم ندارند، هر دو آيينی قدسی هستند ولی يك مسلمان قربانی يك انسان را در پای بت مبحثی شركآلود میبيند. اين مساله به نوع تعريف شخص از معنويت برمیگردد يعنی ريشه در اعتقادات آدمی دارد و نمیتوان آن را به صورت عام در نظر گرفت.
وی تصريح كرد: خدا در زندگی امروز رفته و بايد او را به عرصه زندگی بازگرداند يعنی بايد الله را بازگرداند اين در صورتی است كه كسانی كه معنويت را به صورت عام درنظر میگيرند ممكن است معتقد به بازگرداندن زئوس باشند چون معنويت بهطور عام تمام امور قدسی را دربر میگيرد.
استاد دانشكده هنر علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامی در مورد اين كه چگونه معنويت میتواند مرزهای تقدس را فتح كند بيان كرد: شما بهعنوان يك مسلمان معنويتی كه در كنار كعبه احساس میكنيد با معنويتی كه در يك معبد پرزرق و برق احساس میكنيد كاملاً متفاوت است، كعبه هيچ چيز پرزرق و برق ندارد، نماد تنزيه و تسبيح خداست. ساختمان كعبه شما را تحقير نمیكند. ساختمان مساجد نيز هيچ كششی به سمت و سويی خاص ندارند و تنها يك محراب است كه سمت قبله را نشان میدهد. مسجد مسلمانی، فضايی كيفی است يعنی فقط دارای طول و عرض و ارتفاع نيست بلكه واجد معنايی است.
مولف كتاب «معماری و شهرسازی اسلامی (مبانی نظری)» در پاسخ به خبرنگار ما درباره اين مطلب كه نقش معمار در تقدسبخشی به فضا چگونه است، توضيح داد: معتقدم كه هيچ امری در اين عالم بیارتباط با امور ديگر نيست. شاهد مدعا آن كه پيامبر اكرم(ص) میفرمايند: مسواك بزنيد تا عمر شما طولانی شود. مدتهاست كه بسياری از بيماریها را به بهداشت دهان و دندان ربط میدهند. چندی پيش اخبار میگفت كسانی كه بهداشت دهان و دندان را رعايت میكنند عمر طولانی دارند. بنابراين تمام امور اين عالم در ارتباط با يكديگر هستند و معمار و نيت او نيز بهعنوان سازنده يك بنا بسيار موثر است.
وی در ادامه افزود: در فتوتنامه بنايان كه در مقالهای در مجله صفه شمارههای 21 و 22 مورد استفاده قرار گرفته بود، آمده: اگر پرسند چند اصل است بنايی را، بگو كه 5 اصل است: 1- باطهارتبودن 2- بر جاده راستی بودن 3- باحيابودن و نظر از غير برداشتن 4- كم سخنگفتن 5- به ادب بودن نزد مشايخ و بزرگان. در اين فتوتنامه همه 5 اصل، اخلاقی هستند بهطوری كه آدمی فكر میكند هيچ ارتباطی با معماری ندارند.
اين شهرساز كه در همايش آسيبشناسی طرحهای مربوط به اماكن مقدس در مشهد شركت كرده است، ريشه مراسم افتتاح و كلنگزنی كه امروزه توسط مقامات سياسی انجام میشود را فرهنگی دانست كه در گذشته وجود داشته و توسط شخصيت بزرگی كه در اصطلاح تفكر عرفانی ما پير ناميده میشود انجام میشد و در نهايت نيز آجر آخر طاق نيز توسط او گذاشته میشد.
مولف كتاب «مبانی فرهنگی معماری پايدار ايرانی» در ادامه سخنان خود خاطرنشان كرد: ممكن است در مسجدی برويد و نماز بخوانيد و احساس كنيد نمازخواندن در اين مسجد حس خوبی به شما میدهد ولی در مسجدی ديگر اين حس را نداشته باشيد. معنويت، كيفيت چيزی است مثل زيبايی. به قول شهيد مطهری معنويت تعريفكردنی نيست، ادارككردنی است.
«نقیزاده» در پاسخ به خبرنگار ما با اين مضمون كه آيا منظور شما از عدم تعريفپذيری زيبايی عامل سليقه است، گفت: سليقه با ادراك متفاوت است. البته اگر سليقه به آن معنای عام كه از تفكر و جهانبينی آدمی نشات گرفته باشد، منظور نظر باشد با آن موافقم مثلاً سليقه من مسلمان بدين معناست كه اين سليقه من شباهتی با حرفهای پيامبر اكرم(ص) و معنويت و قرآن داشته باشد و پيروی از اسوه خود يعنی پيامبر اكرم(ص) باشد اما اگر سليقه به اين معنا باشد كه حرف خود را به كرسی نشانده و اشتباهات و كجفهمیهای خود را به عنوان سليقه مطرح كنيم، با آن مخالفم.
اين معمار درباره نوآوری معماران مسلمان بهطورعام و معماران ايرانی به طور خاص در ساخت بناهای مقدس بيان داشت: بعضی از نوآوریها فقط به خاطر مطرح كردن خود است. مسجدی كه بر اساس ايده نو يك معمار طراحی شده و هيچ شباهتی به سمبلهای گذشته ندارد، نمیتوان به آن مسجد گفت. آيا يك مسلمان در فضايی كه شباهتی با مسجد ندارد احساس معنويت میكند؟
وی تصريح كرد: نوآوریها درواقع دو گونه است: گونه اول نوآوری است كه مرگ گذشته است، بدين معنی كه بنايی را میسازيم كه با ديگر بناها فرق داشته باشد مسجدی میسازيم كه از همه مسجدها نامسجدتر باشد. يعنی بنای تازهای میسازيم كه گذشته را از بين ببريم و در اين عرصه مدام با هم رقابت میكنيم. گونه دوم نوآوری در تفكر دينی است كه تفسيری نو از حقايق ثابت است. بهطور مثال نوآوری كه سهروردی و ملاصدرا در مقابل ابنسينا از خود نشان دادند، نفی ابن سينا نبود بلكه حقيقت ثابتی را به طريق نوتر و به تعبيری كاملتر ارايه كردند. در ميان متالهين نوآوری اينگونه است. نوگرايی در اين تفكر به معنای كمالبخشی است.
«نقیزاده» در پاسخ به نقد خبرنگار آرونا با اين مضمون كه بنايی مثل مسجد الجواد(ع) در ميدان هفتتير تهران شايد نمونهای از چيزی است كه مدنظر شماست. درست است كه اين مسجد شبيه مسجد نيست ولی آدمی با ديدن آن شگفتزده میشود كه مسجد نيز میتواند چنين باشد، گفت: اين مسجد در دهه 40 ساخته شده و معماری آن به گونهای است كه برای اين كه فهميده شود كه مسجد است حتماً بايد تابلو داشته باشد وگرنه شايد فكر كنيد نمايشگاه است. مسجد بايد مسجدبودنش مشخص باشد تا برای مسلمان بدون معرفی آن قابل شناسايی باشد.
وی تصريح كرد: اسلام تنها دين است كه تمام كره زمين برای او مسجد است. پيامبر اكرم(ص) میفرمايد: خداوند بر من منت نهاد كه كل كره زمين را برای من مسجد قرار داد. يك مسلمان میتواند در تمام سطح زمين نماز بخواند چرا كه خداوند عالم را برای او مسجد قرار داده است. بنابراين طبيعت مسجد طبيعی مسلمان است و مساجدی كه معماران میسازند، مساجد مصنوعی است و معمار آن را میسازد برای اين كه يك كيفيت و معنويتی را به نمازگزار القا كند. ما وقتی میخواهيم مسجد مصنوعی بسازيم بايد يك چيزی بيشتر از مسجد طبيعت باشد و حضور قلب و آرامش را برای نمازگزار ايجاد كند. نوآوری در اين تفكر ساختن مسجدی است كه حضور قلب بيشتری را به نمازگزار القا كند.
مولف كتاب «مبانی هنر دينی در فرهنگ اسلامی» جايگاه معماری ايران را ب لحاظ نظری در عرصه جهانی تقليدی ناصواب و كجفهمانه از غرب دانست و درباره جايگاه تئوری و توليد دانش در عرصه معماری گفت: در مورد تئوری اين گفته مولوی بسيار متين است آنجا كه میگويد: «ای برادر تو همه انديشهای، مابقی خود استخوان و ريشهای». يكی از مشكلات ما اين است كه آموزش معماری با انديشه همراه نيست. اساتيدی كه درس عملی میدهند با اساتيدی كه درس نظری میدهند متفاوت هستد، اين دو هيچ ربطی با هم ندارند. دانشجو درسهای نظری را يك ترم میگيرد و درسهای علمی را ترم ديگر. در جاهای ديگر دنيا درس عملی و نظری با هم است و حتی استادانش يكی است.
وی در پاسخ به نقد خبرنگار ما درباره اين مطلب كه آنچه را كه دانشجو به صورتی تئوری میآموزد، همان را نيز در عمل پياده میكند و در محضر اساتيد آموخته میشود، توضيح داد: ممكن است تبديل به نقشهكردن تئوری دشوار باشد. علما چند واژه را برای كار هنری به كار میبرند: طبع، قريحه، نبوغ و ذوق. يكی كردن نظر با عمل كار هر كسی نيست. هر كسی ممكن است اين مولفهها را نداشته باشد ولی كسانی كه اين چهار عنصر را در خود دارند و يا يكی از اينها را دارند بايد توسط آن تئوریها هدايت شوند، اگر اين كار اتفاق نيفتد، اين دانش به مثابه تيغی است در دست زنگی مست.
«نقیزاده» با متذكرشدن روند صحيح آموزش معماری چنين به سخنان خود پايان داد: بزرگترين ويژگی هنر غيرمتعهد، اغفالكردن آن است، انسان را سرگرم و غافل میكند، چون نگاهش تنها به دنياست درست بر عكس هنر الهی كه حركت دادن انسان به سمت كمال است و تذكر میدهد.

















