:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
شنبه، ۳۱ فروردين ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
پاي صحبت هومن فضلي، دستيار نادر خليلي در پروژه ابر خشت‌

Bahram Hooshyar Yousefi بهرام هوشیار یوسفیاينكه رويا است يا واقعيت، سازه است يا فقط نوعي مصالح، تكنيك است يا معماري يا... در هر صورت ابرخشت super adobe رويايي است كه واقع شده و البته جاي حرف بسيار دارد. ابرخشت كه حاصل حدود 30سال از زندگي حرفه‌اي، كار و تجربيات نادر خليلي، معمار ايراني ساكن كاليفرنيا است در واقع كيسه‌هاي درازي است با عرض 50-40 سانتي‌متر و طول مورد نياز كه از خاك پر مي‌شوند و مثل برچسب‌هاي لباس و به كمك دو رديف سيم‌خاردار در حد فاصل هر كدام از آنها در هم تنيده مي‌شوند و آن طور كه مي‌گويند بناي ساخته شده از آن در مقابل باد و باران و گرما و سرماي شديد، آتش‌سوزي و زلزله و... مقاوم است!

Hooman Fazli01هومن فضلی دستیار زنده‌یاد نادر خلیلی ـ مبدع ابرخشت - تا پايان راه همراه دونده تنهاي ماراتن معماري ايران بود؛ او كه بعد از اخذ ليسانس معماري از دانشگاه بركلي، وارد بازار كار شد تا به روش مرسوم پس از كسب تجربه در بازار كار براي ادامه تحصيل به دانشكده برگردد با نادر خليلي آشنا و بر اساس منطقي كه به او مي‌گويد بايد باقي مانده عمر خودش را صرف كاري بكند، زندگي‌اش را به ترويج استفاده از ابرخشت گذارنده است.

ابرخشت چيست؟ خانه است؟ پناهگاه است؟ درست كه به عنوان مصالح جايگزين به دليل بوم آورد بودن ويژگي‌هاي مناسبي دارد اما از نظر معماري محدوديت‌هاي بسيار دارد. اين طور نيست؟
اين حرف‌ها را زياد به من گفته‌اند، ولي آيا در همين روش‌هاي متعارف فضاها چيزي جز مكعب مستطيل هستند؟

ولي قدرت انجام كارهاي زيادي با همين شكل فضايي داريم!
من معتقدم ابرخشت بسيار انعطاف‌پذير است. نه فقط براي ساختمان‌هاي معكبي بلكه براي ساخت گنبد، طاق و... هم مناسب است. شايد در نگاه اول كمي دستمان را ببندد ولي خوب كه رويش كار مي‌كنيم، مي‌بينيم فضاهاي زيادي مي‌شود با آن درست كرد. دانشجويان پرفسور خليلي كه از دانشگاه كاليفرنياي جنوبي مي‌آيند بر اساس چيزهايي كه در موسسه ما cal-earth آموخته‌اند، طرحي ارائه مي‌كنند كه بسيار متنوع‌اند و البته قابليت تلفيق آنها با هم، نيز وجود دارد.

Hooman Fazliروش كار شما به نظر خيلي ابتدايي مي‌آيد؟
بله،روش ساخت ابتدايي است و حتي ساختمان‌سازي را تا مراحلي از يك مقوله تخصصي به مقوله‌اي قابل انجام براي همه تبديل مي‌كند و اين يعني به جاي اينكه به كسي يك ماهي بدهيم كه سير شود، ماهيگيري يادش مي‌دهيم كه هيچ وقت گرسنه نماند. اگر قرار است كسي از زندگي در خانه‌هاي ابرخشتي خسته شود از هر نوع خانه ديگري هم خسته خواهد شد. اما از نظر پايداري، اگر بخواهيم به ساختمان‌هاي ابرخشتي نگاه كنيم مي‌شود گفت، هيچ چيزي در دنياي امروز وجود ندارد كه بشود با پول خريد و پايداري ابرخشت را داشته باشد. ساختمان‌هاي امروز ديگر رنگ و بويي از آن بناهاي چند صد هزار ساله كه از زير خاك سر بر مي‌آورند و از ديدنشان لذت مي‌بريم، ندارند. اما ابرخشت فوق‌العاده پايدار است و تاسال‌هاي سال بناي ساخته شده از آن مي‌ماند. اگر يك بناي ابرخشتي را حتي بدون ده درصد سيماني كه معمولا براي افزايش مقاومت در تركيب داخل گوني‌ها استفاده مي‌شود، بسازيم و اصلا از آن نگهداري نكنيم، زير آفتاب و باد و باران و... بماند سه تا پنج سال بدون هيچ تغييري باقي مي‌ماند و اگر ده درصد سيمان رابه كار بگيريم تا صدها سال اتفاقي براي آن نخواهد افتاد. حتي زلزله هم تاثيري در آن نخواهد داشت. من فكر مي‌كنم در مورد معماري خاك و شفته چيزي را از دست داده و فراموش كرده‌ايم كه شايد حالا حالاها آن را به دست نياوريم.

شما مي‌‌خواهيد آن را به دست بياوريد؟
ممكن است به دست بياوريم ممكن است به دست نياوريم. در هر صورت چيزي بوده كه با خاك مخلوط مي‌كردند و به پايداري بناهاي خشتي مي‌‌افزود. بعد از زلزله همانجايي از ارگ بم خراب شده كه در عصر فعلي بازسازي شده بود....

منظورم به لحاظ ساختاري نيست. از نظر انديشه دنبال چنين چيزي هستيد؟
به لحاظ انديشه‌اي ما نمي‌گوييم مثلا ابرخشت را مي‌‌خواهيم در نيويورك اجرا كنيم يا در شيكاگو، بمبئي و... اما تنها 18درصد از مردم جهان در شهرهاي اين چنيني زندگي مي‌كنند و 82 درصد در فضاهاي كم‌تراكم زندگي مي‌‌كنند. راهي كه ابرخشت پيش پا مي‌گذارد در جواب به مشكل بين‌المللي مسكن، هيچ سيستم ديگري نمي‌گذارد.
متريال آن روي سايت پيدا مي‌شود، سيستم ساختماني آن ساده است. هر كسي مي‌تواند در اجراي آن نقش داشته باشد و... ما ساختمان سازي را دوباره به خود مردم واگذار مي‌‌كنيم كه اگر تاجي هست خودشان به سر خودشان بزنند و حتي اگر بخواهيد به ابرخشت به عنوان راه‌حلي براي مسكن‌دار شدن افراد فقير در دنيا نگاه كنيد باز هم پاسخگو است و اگر بخواهيم به ابرخشت به عنوان يك مصالح جايگزين نگاه كنيم باز هم پتانسيل بالايي دارد. در آمريكا بيشتر مشتري‌‌هاي ما كساني هستند كه خانه‌هاي معمولي دارند اما دنبال راه‌حل ديگري هستند، چون نمي‌خواهند در خانه‌هاي چوبي و داخل جسد درختان زندگي كنند يا اينكه مجبور باشند هر ده سال يكبار سقفشان را عوض كنند. 5 سال يكبار نقاشي كنند و...

ابرخشت را به عنوان يك انتخاب ارائه مي‌كنيد يا يك جايگزين؟
ما الان آن را فقط به عنوان يك انتخاب ارائه مي‌كنيم براي كساني كه مي‌توانند تصميم بگيرند.

مشتري شما كيست؟ در حقيقت بازار هدف را كجا تعريف كرده‌ايد؟‌
اگر قرار باشد دولتي سرمايه‌گذاري كند و براي افراد فقير خانه بسازد ابرخشت نه فقط يك انتخاب، بلكه يك آلترناتيو خوب است ولي اگر قرار باشد به افرادي كه به روش معمول خانه مي‌سازند و يا از چوب، اين گزينه را معرفي ‌كنيم، تنها 30‌درصد اين افراد از ابرخشت استفاده كنند و تا 30سال قطع درختان آمازون ده‌درصد كاهش پيدا مي‌كند، نتيجه براي ما فوق‌العاده است. حق با شما است، يك شبه نمي‌توانيم دنيا را عوض كنيم، دلمان مي‌خواهد اين كار را بكنيم اما مي‌دانيم به اين سادگي‌ها و به اين سرعت ممكن نيست.

شما با ابرخشت در حقيقت استراكچر ساختمان را مي‌سازيد و در نتيجه تنها روي 50درصد از ساختمان مانور مي‌دهيد.
شما مي‌خواهيد ما را به محدوديت‌هاي ابرخشت توجه بدهيد. اين را قبول داريد كه خيلي از روش‌ها محدوديت‌هايي دارند؟ مثلا شما چند متر دهنه سيماني مي‌توانيد بسازيد؟ فاصله ستون‌ها در يك ساختمان با سازه فلزي چقدر است؟! اما از آن طرف دقت داشته باشيد ايوان مدائن با گل و خشت درست شده است، 80 فوت پهنا دارد و 120 فوت ارتفاع...

بله ولي سازه‌هاي فعلي جا افتاده‌‌اند و ويژگي‌هاي آنها را مي‌شناسيم. ابرخشت دقيقا چه قابليت‌هايي دارد؟ مثلا مي‌توان از آن اتاق 12متري ساخت؟ غير از روش طاقي با چه روش‌هايي مي‌توان از ابرخشت استفاده كرد؟
ابرخشت به يك الگوي خاص محدود نمي‌شود. الگوي اتاق‌هاي 40متري و 200متري داريم. شايد ابرخشت براي ساخت مثلا يك سالن بزرگ با محدوديت مواجه باشد ولي براي هر تعداد اتاقي كه بخواهيد جوابگو است. ابرخشت حتي جوابگوي ساخت ساختمان دو يا چند طبقه هم هست. البته ترجيح مي‌دهيم اين طور نباشد....

بنابراين در جايي كه زمين گران است اصلا نمي‌صرفد و معقول نيست...
به شمال كشور خودمان نگاه كنيد خيلي از ويلاها يك طبقه هستند. در آمريكا روستاي سابوبامي نزديك سان‌فرانسيسكو همه ساختمان‌ها يك طبقه هستند.

...ارزش مسكوني نقاطي كه شما اشاره مي‌كنيد تقريبا مجاني است.
مسكن از نظر شما آپارتمان‌هاي 40متري است كه 16تا از آن را روي هم بگذارند و به مردم بفروشند؟!

به لحاظ شهرسازي «ارزش مسكوني» تعريف خاص خودش را دارد و بر اساس آن خانه‌هاي يك طبقه‌اي كه مدنظر شما هستند، خانه محسوب نمي‌شوند، تفرجگاه نام دارند. من فكر مي‌كنم كسي كه از ابرخشت خانه مي‌سازد يا به آن علاقه دارد و يا پول زيادي دارد. ولي عامه مردم كه اكثريت را تشكيل مي‌دهند، معمولا سراغ پيشرفته‌ترين نوع سيستم‌ها مي‌روند. ابرخشت در شرايط خاص نوعي پناهگاه است كه دولت‌ها مي‌توانند افراد حادثه‌ديده يا فقير را در آن سكنا بدهند. بنابراين قبول كنيد در جايي كه زمين ارزش زيادي دارد و مي‌توان به جاي يك ساختمان يك طبقه، چهار طبقه ساخت عقلاني نيست از ابرخشت استفاده كنند.
بله، ولي انگار فراموش كرده‌ايد كه دوباره مي‌رسيم به همان حرف اول كه فقط 18درصد مردم در شهرهاي بزرگ زندگي مي‌كنند و بقيه در نقاطي زندگي مي‌كنند كه به عقيده شما يا بر اساس تعاريف شهرسازي ارزش مسكوني صفر دارند! و اين را هم مدنظر داشته باشيد كه بيشتر آنها كه دهه نود سرمايه‌هايشان را در IT به كار گرفته‌اند، دارند سرمايه‌هاي خود را به سمت سيستم‌هاي سبز مي‌آورند و به ابرخشت هم توجه ويژه دارند. من به آينده ابرخشت اعتقاد دارم، چون شاهد رشد هوشياري مردم در دنيا بوده و هستم.
آمريكا سه برابر ايران جمعيت دارد و در يك سال چند برابر ما از چوب استفاده مي‌كنند. در ايران هم سابقه استفاده از معماري خشت و گل را داريم.

در ايران چه برنامه‌هايي داريد؟
برنامه‌هاي درازمدت زيادي داريم. ايران كشور من است و رفتم آمريكا تحصيل كنم، برگردم و در ايران كار كنم، از قضا خودم را در مسير ترويج ابرخشت پيدا كردم، پس در ايران هم همين هدف را دنبال مي‌كنم. متاسفانه درشرق همه نگاه مي‌كنند، ببينند در اروپا و آمريكا چه اتفاقي مي‌افتد بعد براي خودشان تصميم مي‌گيرند. ما اينجا نياز داريم خودمان را ثابت كنيم و به مردم و مسوولان بشناسانيم اگر به لحاظ فرهنگي و اجتماعي پذيرفته شويم، در ايران جا براي استفاده از ابرخشت زياد است. اما چون يك نفر جايي نشسته كه بايد با ما بگويد بله يا خير، مي‌گويد خير. در آمريكا ما با يك سيستم طرف بوديم.
هر چند از روز اول اعتقادي به كارمان نداشتند ولي طبق سيستم، ما مراحل را طي كرديم و فرصت پيدا كرديم لااقل از روشمان دفاع كنيم.

خانم طیبه پرهيزکار كه ظاهرا در معاونت وقت مرکز تحقيقات ساختمان و مسكن روش شما را ابتدايي و غيرقابل اجرا قلمداد كرده است؛ يعني روش شما در ايران به صورت رسمي پذيرفته نشده است.
حرف شما درست؛ اما معتقديم كسي را كه خوابيده مي‌توان بيدار كرد ولي كسي كه خودش را به خواب زده نمي‌توان بيدار كرد. اين سيستم ساده است و همين سادگي‌اش جلوه دارد، اگر استاديوم ده ميليارد توماني قابل اجرا است خانه‌هاي ما هم قابل اجرا است.

Nader Khalili


photo: calearth

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری