متجاوز از يكسال است كه هويتبخشي معماري مدارس، توسط سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس و با حمايت، و هدايت آقاي دكتر حداد عادل رياست مجلس شوراي اسلامي مطرح گرديده و در اين مدت كوتاه گامهاي بسيار مهمي كه بيش از انتظار بود برداشته شده است. البته كسي هم از اول انتظار نداشت كه اين فرهنگ غربزده كه در طول متجاوز از يك قرن عميقاً شكل گرفته در طول يكسال به سرعت تغيير يابد و در حالي كه تمام علوم و فنون امروزي ما ريشه در غرب دارد به يكباره طرحهاي معماري نامتناسب و غير اصولي امروز جاي خود را به طرحهاي عقلايي، منطقي و با هويت ايراني بدهد.
ما با تقليد از علوم و هنر و كاركردهاي معماري مغرب زمين، راهرفتن خود را نيز از ياد بردهايم. اينك در اين مدت كوتاه همينكه موضوع ضرورت بازگشتن به خويشتن خويش، نقد معماري فاخر گذشته اين مملكت و رعايت اصول ارزشمند آن با كاربريهاي روز به نحوي عقلايي، مطرح ميشود، گام بسيار بلندي است.
در سال گذشته، سمينارها، سخنرانيها و كنفرانسهاي زيادي درباره هويت، توسط نهادهاي ديگر هم برگزار شد. نوشتهها و يادداشتهاي فراواني درباره هويت در مجلات مشاهده گرديد، مجلات معماري با دل و جرات نسبت به معرفي آثار معماري گذشته خودمان، كه قبلاً چندان مورد اعتنا نبود، بيشتر پرداختند و به تاثيرات تمدن مغرب زمين بر ساير زمينهها چون ادبيات، موسيقي، شعر، فيلم و حتي لباس و غذا نيز پرداخته شد. بسياري به اين فكر افتادهاند كه بايد ما هم بخود بياييم و برگشتي بر آنچه بر زندگي و هنرمان در دورههاي دور يا نزديك گذشته است داشته باشيم. امسال در اين زمينه به اين مرحله رسيدهايم كه اغلب كارشناسان به بحران هويت اشاره ميكنند و كم و بيش درباره هويت ايراني و اسلامي معماري بحث مينمايند اما متاسفانه به گونهايي كه بيشتر رو به گذشته دارد، گويي اساساً آيندهايي نداريم.
معناي هويت هر چه باشد در بحثهاي جاري محافل معماري در دنيا مراد از آن شباهتي است كه جستجوگر خواهان آن است و اغلب ناظر بر گذشته است. به معماري سنتي، معماري ايراني، معماري اسلامي و معماري قديمي اشاره ميكند و معماري روز را نميپسندند و چندان علاقهايي به آن از خودنشان نميدهند.
گرفتاري ما كمبود شديد تحليل و نقد معماري و مخصوصاً معماري فاخر گذشته است، نقد معماري امروزي، با استفاده از منابع گسترده جوامع صنعتي تا حدي اقتباس ميشود ولي نقد معماري گذشته بسيار كم است و اغلب از تعريف و تمجيد تجاوز نميكند. معماري ما طبعاً دورههاي اوج و يا فرود داشته است و در هر دورهاي چيزي را از گذشتههاي حتي دور گرفته و مطابق با سليقه يا نياز هر زمان از آن بهرهجسته است. مثلاً ايوان پارتي و گنبد ساساني را براي مساجد اخذ كرده است. يا در دورههايي تمايل بر اين بوده كه به شكلهاي خاص و زيباي ساختماني (از ديد امروزي ما) بدون هيچگونه الزامي، تزيينی يا عناصري كه امروزه سقف يا ديوار كاذب مينامند پوشانده شوند. ظاهراً در اين دوران بيان ساختار، آنطور كه در معماري مثلاً گوتيك يا سلجوقيان مطرح بوده است مورد نظر نبوده و ساختمان در واقع متني براي تزئينات تلقي ميشده است.
ولی استفاده صرف از شكلها و قالبهاي قديمي براي نيازهاي امروزي، بدون تحليل آنها و بدون توجه به الزاماتي كه تحول پديد ميآورد، به آنجا ميانجامد كه علاوه بر اينكه معماري بيهويتي خواهيم داشت بلكه فاقد ارزشهاي خلاقانه و هنري ميباشد.
معماري قابل قبول امروز نيز كه مدرن طراحی شده با شاخههاي مختلفش كه محصول تحول جوامع غربي بوده به پديد آمدن نوعي معماري انجاميده كه برچسب بينالمللي و بي سيمايي خوردهاست. اينها همه زبانهاي دورانها و فرهنگهايی متفاوتاند. سنت معماري ايران، در تداوم خود، راه درازي پيموده و تحولات بسياري يافته و برگشتهاي بسيار مهم به دورانهاي فراموش شده كرده است و در مواردي هم ارتباطش با معماري دوره قبل مدتها قطع شده است ولي به هرحال همه ساختمانهاي اين دورهها ايرانياند و اگر ضمن لحاظ نمودن تكنولوژي جديد و دست آوردهاي فني، عملكردي و تحولات زيبايي شناسانه جديد، به منظور پاسخگويي به آن دسته از مسايل كه هنوز تغييري نيافته و دگرگون نشده چون شرايط اقليمي و اجتماعي و ديني و غيره چه باك اگر برگشتهايي به روح معماري اصيل گذشته داشته باشيم، و يا از نمادها و وجوه زيبايي شناسانه آنها بهرهمند گرديم. اين خيال باطلي است كه فكر كنيم خلاقيت جوشان از تخيل، بدون نفوذ گذشته ميتواند وجود داشته باشد. آينده هم نميتواند آنچه را در اين يك قرن تسلط معماري مدرن يا پست مدرن حادث شده، كنار بگذارد. تخيلات رمانتيك نميتواند خاطرههاي گذشته را به احكام مسلط تبديل كند، معماري هم مانند زبان جزو فرهنگ اقوام است اما همة پايههاي فرهنگي يكسان نيستند، زبان و مذهب از طفوليت در ذهن جايگير ميشوند و در آنها نوآوري چندان مطرح نيست يا كمتر مطرح است و تداوم آنها از همين روست اما معماري حرفهاي است كه با ذهن بالغ و نقاد فرا گرفته ميشود. درِ تغيير به روي آن باز است تداوم و نوآوري هر دو در آن ممكن است و يكي اگر نباشد آن ديگري معناي خود را از دست ميدهند. با تداوم معماري است كه معماري ژاپني را از معماري اروپا تميز ميدهيم و با نوآوري است كه معماري يك دوره را از دورههاي ديگر.
برگشتهاي معماري ايران تا حدود يك قرن پيش عمدتاً به دورانهاي گذشته خود بوده است ولي از يك قرن پيش كه نفوذ فرهنگي و پيشرفتهاي علمي غرب جهانگير شد و رابطه ايران با غرب از نظر صنعت، تجارت، علوم و غيره اوج گرفت، الگوگيري از معماري مغرب زمين نيز به طور مضاعفي افزايش يافت. لذا از اين دوران به بعد ديگر به معماري گذشته چندان برگشتي نداشتيم و استفاده از دستآوردهاي آن تقريباً به بوته فراموشي سپرده شد و تمام تلاش و نوآوري به استفاده از دستآوردهاي غربي معطوف گرديد.
تداوم كه مايه قوام و استحكام معماري است و خلاقيت و نوآوري كه از فضايل معماري است وقتي ميتوانند با هم باشند كه بر متن آزاد انديشي با هم تركيب شوند. صرف تعهد به شرق يا غرب يا سنت نميتواند ملاك قرار گيرد. احتراز از نوآوري يا محدود كردن نوآوري در قالب احترام به سنتها باعث ميشود هدف معماري كه بهتر كردن محيط زندگي انسان است كنار گذاشته شود و اين اگر به معناي مرگ معماري نباشد، به معناي رخوت، بيحركتي و پوسيدن آن است. شايد كمال مطلوب آن باشد كه در اين زمينه به تعادلي بين سنت و نوآوري برسيم.
آنچه امروز در اينجا بنام معماري بيهويت عنوان ميشود، نميتوان آنرا اصلاً معماري قلمداد نمود. معماري امروز ما بد است و به ندرت آثار خوب و عقلايي توليد ميشود. بايد به معماري امروز سروساماني داد. البته بدان معني نيست كه بخواهيم كاري كنيم كه آينده يا حتي حالا كسي نفهمد كه اين كار مال كجا و چه ملتي است، شايد اگر بخواهيم هم، چنين كاري ميسر نباشد. نميتوان انكار كرد كه معماري امروز ما نه ارزشهاي گذشته و نه ارزشهاي امروزي معماري دنيا را دارد. تقليد و كپيهااي كه انجام ميشود، بهرهايي از اصول معماري گذشته و يا دنياي غرب نبرده است. معماري امروز ما شلوغ، بيتناسب و ناهماهنگ است و عناصر ناهمگون در خود دارد مثل نثر امروز يا زبان امروز رسانهها كه بخشي از آن مثل حرف زدن تحصيل كردگان غرب است كه با دستور زبان غربي بزرگ شدهاند، بخشي هم شبيه به زبان كساني است كه لغات و استعارات مهجوري به كار ميبرند كه براي عامه مفهوم نيست.
طراحان ما امروز بايد اشراف كافي نسبت به هنر، تاريخ هنر كشور و جهان، تحولات فني و تكنولوژي روز داشته باشند، با مقتضيات عملكرد و برنامه كالبدي، شرايط اقليمي و اجتماعي محل احداث هر پروژه آشنا گردند و خود از اين آب و خاك نه بريده از فرهنگ و سنن و تمدن و تاريخ خويش، انيس با ذات و روح معماري كشور نه در قيد اشكال و صورتهاي آثار فاخر گذشته، آشنا با دست آوردهاي معماري جهان و نه خود باخته سبك بافيها و صورتهاي مد روز آنها باشند.
با رعايت اين نکات، اگر ما ايراني هستيم و وارث و عرضه كنندة ذوق و سليقة اجدادمان، بايد مطمئن باشيم و مطمئن عمل كنيم. از اين نترسيم كه اين كار يا آن كار ما كاملاً شبيه به آنچه پيشينيان كردهاند نيست. مطمئن باشيم كه آنها هم اگر اين تكنولوژي و امكانات و اين الزامات و محدوديتها را داشتند همين رويكرد را در پيش ميگرفتند.

















