:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۱۸ بهمن ۱۳۹۰
:: English Section
P گزارش
هويت در معماري

Hoseyn SoltanZadeh حسين سلطان‌زادهدر دوران گذشته که کمابيش همه جوامع فضاي فرهنگي خاص خود را داشتند, موضوع هويت غالباً به شکلي بارز و بحراني مطرح نمي‌شد, مگر در مواردي که موضوع همجواري دو فرهنگ و ارتباطات بين فرهنگي به موضوع سلطه و غلبه فرهنگي تبديل مي‌شد؛ براي نمونه مي‌توان به قرن‌هاي نخست هجري در ايران اشاره کرد که برخي از خلفاي اموي و عباسي, موضوع برتري‌هاي قومي و نژادي قوم عرب را مطرح کردند و ايرانيان در عکس‌العمل نسبت به آن, به هويت تاريخي و باستاني خود توجه و تأکيد کردند.

به نظم آوردن شاهنامه توسط دقيقي و فردوسي در جريان آن عکس‌العمل تاريخي صورت گرفت. در سرزمين‌هاي ديگر نيز در مواردي که موضوع سلطه, غلبه يا برخورد فرهنگي پيش مي‌آمد مسئله هويت مورد توجه قرار مي‌گرفت. بنابراين موضوع هويت بحث جديد ي نيست. در دوره معاصر نيز پس از گسترش روابط جهاني و به ويژه در پي شکل‌گيري و توسعه روابط سلطه‌گرايانه کشورهاي استعمارگر و سرمايه‌داري و برخورد فرهنگي بين سرزمين‌ها و اقوام و نژادهاي گوناگون, و به‌خصوص پس از گسترش شبکه ارتباطات جهاني, بحث هويت در سطوح, لايه‌ها و جنبه‌هاي مختلف و کمابيش در همه سرزمين‌ها مطرح شده است. اين مسئله در کشورهاي شرقي و اسلامي از برخي جنبه‌ها حساس‌تر و مهم‌تر مي‌باشد.
موضوع هويت در معماري ايران از اوايل قرن حاضر بارها مطرح شده است و در هريک از زمان‌ها و دوره‌ها, پاسخ‌هايي در حوزه‌هاي نظري و در طراحي به آن داده شده است.

پيشينه مطرح شدن موضوع هويت
موضوع هويت به ويژه هويت ملي از اوايل قرن بيستم و با شكل گرفتن ملتها و كشورهاي مختلف در مرزهاي بين المللي به صورت افزايش يابنده اي مطرح شد. البته پيش از آن نيز در سرزمينهايي كه توسط استعمارگران اشغال مي شدند، موضوع هويت به شكل هويت اجتماعي، ديني و هويت ملي مطرح شده بود. برخي از صاحب نظران مانند فوراسيته، اواسط قرن بيستم (1945-1975) به بعد را كه در پي توسعه شبكه ارتباطات جهاني و گسترش بازارهاي سرمايه‌داري، مرزهاي سرزميني درهم شكست و هويت‌هاي فرهنگي مغشوش شد و به‌خصوص مسئله جهاني شدن به صورت يك برنامه جامع از سوي برخي از كشورهاي غربي مطرح و به‌تدريج اجرا شد، به‌عنوان دوراني خاص مطرح كرده‌اند كه طي آن حركت و جرياني فرهنگي ـ اجتماعي ـ اقتصادي در جهت يك دست كردن شيوه‌هاي رفتاري، جهان‌بيني و الگوهاي ذهني آغاز شد. (شايگان، 1380، 62). جرياني كه در اصل به قول برخي از محققان آن را به جاي جهاني شدن شايد بتوان غربي شدن تعبير كرد. گسترش شبكه اينترنت و ساير رسانه‌هاي عمومي در دو دهه اخير، موضوع حفظ هويت‌هاي ديني، ملي و قومي را پيچيده‌تر و دشوارتر كرده است. مفهوم هويت به شكلي كه كمابيش امروز مطرح مي‌باشد در 1950 در كتابي به نام جماعت تنها و در 1960 در كتابي به نام هويت و اضطراب كه درباره اقليت‌ها و سياهان نوشته شده بود، مطرح شد.


در فرهنگ عميد درباره تعريف هويت چنين نوشته شده است: حقيقت شي يا شخص که مشتمل بر صفات جوهري او باشد, شخصيت, ذات, هستي و وجود, منسوب به هو. ورقه هويت: شناسنامه (عميد, 1357, 1984).
در فرهنگ آکسفورد به واژه Identity به معني هويت اشاره شده و در تعريف آن به دو نکته: 1, تمايز از غير و 2, مشابهت با خودي اشاره شده است.
آنتوني گيدنز جهاني شدن را از پيامدهاي مدرنيته دانسته و چنين بيان داشته است: «تقويت مناسبات اجتماعي جهاني که محل‌هاي دور از هم را چنان به هم ربط مي‌دهد که هر واقعه محلي تحت تأثير رويدادي که با آن فرسنگ‌ها فاصله دارد شکل مي‌گيرد و برعکس» (تاملينسون, 1381, 72).

آغاز غرب‌گرايي در ايران
آشنايي با هنر اروپايي در ايران از دوره صفويه آغاز شد. و نقاشي اروپايي يكي از نخستين هنرهايي بود كه نه تنها نگارگري ايراني را تحت‌تأثير قرار داد، بلكه سبب شد كه برخي از قواعد و روال ‌هاي عرفي و شرعي نيز دچار تحول شود. تا آن هنگام ترسيم و طراحي صورت‌هاي انساني در مقياس بزرگ و به شكل طبيعي در ايران چندان معمول نبود و از لحاظ سنت‌هاي عرفي و شرعي آن را صحيح نمي‌دانستند، به همين جهت نگارگري ايراني در مقياس كوچك توسعه يافته بود و چهره‌نگاري در مقياس بزرگ به صورت سنتي انجام نمي‌شد.
افزون بر مقياس و زمينه، به تدريج محتواي بسياري از نگاره‌هايي كه تحت‌تأثير فرهنگ اروپايي طراحي مي‌شد نيز تغيير كرد و از موضوع‌هاي اسطوره‌اي، تاريخي، عرفاني و مذهبي به سوي موضوع‌هاي حكومتي، بزم، رزم و عاشقانه گرايش يافت. البته گرايش‌هاي جديدي در نقاشي ايراني نيز پديدار شد كه نقاشي قهوه‌خانه‌اي از آن جمله بود.
آشنايي با فرهنگ و هنر اروپايي در دوره قاجار به صورتي گسترده و فراگير مطرح شد، زيرا از يك سو رفت و آمد هيأت‌هاي سياسي و تجاري اروپايي به ايران بيش‌تر شد و از سوي ديگر گروه‌ها و افرادي نيز از ايران به كشورهاي اروپايي و نيز عثماني و روسيه آمد و شد داشتند و به سبب مشكلات اجتماعي و سياسي پيش آمده در دوره قاجار و به‌ويژه شكست‌هاي نيروهاي نظامي ايران از روسيه و از دست رفتن بخش‌هاي وسيعي از كشور در شمال و شرق، نوعي احساس بدبيني نسبت به نظام حكومتي و اجتماعي و گونه‌اي از خوش‌بيني نسبت به نظام اجتماعي و فرهنگي غربي در ايران پديد آمد كه سبب شد بسياري از گروه‌هاي اجتماعي و افراد با ديده تحسين به فرهنگ و هنر غرب بنگرند و نوعي از شيفتگي پديد آمد كه در حد افراطي آن موجب شكل گرفتن انديشه‌اي شد كه بر پايه آن اين اعتقاد پديد آمد كه هرچه فرنگي باشد، مناسب و خوب خواهد بود.
در حوزه معماري نيز تقليد از غرب به تدريج آغاز شد و برخي از ساختمان‌ها مانند شمس‌العماره، دارالفنون، تكيه دولت، عمارت خوابگاه در كاخ گلستان و مانند آن به سبك فرنگي طراحي و ساخته شدند. شيفتگي نسبت به معماري غيرايراني چنان بود كه در برخي از روزنامه‌ها و نشريه‌هاي رسمي دولتي با افتخار به اين كه بنايي را به سبك فرنگي احداث كرده بودند، اشاره مي‌كردند. براي نمونه مي‌توان به توصيف عمارت شمس‌العماره متعلق به سال 1284 هجري قمري از كتاب «المآثر و الآثار» توجه كرد: «بنيان و بنياد كوشك مبارك معروف به شمس‌العماره كه از عظايم آثار اين شهريارو امتيازش بر جميع ابنيه طهران بلكه ايران اظهر من‌الشمس است و مشتمل بر طبقات خمس و اين يادگار بزرگوار چنان كه در اوايل اين باب كه اجله آثار اين شهريار جمله محض تعظيم و امتياز مذكور مي‌افتاد اشارت شد به دستياري دوستعلي خان معيرالممالك به سبك قصور عمارات فرنگستان طرح ريخته و پرداخته و بناء برداشته و افراخته شده است» (اعتمادالسلطنه، 1363، 105).
ضعف دروني ساختار و نهادهاي فرهنگي و هنري كشور در دوره قاجار، زمينه را براي ورود فرهنگ غربي به كشور آماده كرد و گسست فرهنگي از اين دوره به شكل گسترده‌اي آغاز شد و تنها در سطح رجال، اعيان و تحصيل‌كرده‌ها باقي نماند، بلكه به شكل گسترده در بين بسياري از گروه‌هاي مردم گسترش يافت. براي مثال در حوزه معماري؛ نقوش تزييني، سردرها، سرستون‌ها و برخي از عناصر معماري اروپايي به بناها و خانه‌هاي سنتي نيز راه يافت.
عده بسياري از کساني که در غرب تحصيل مي‌کردند و به ايران مراجعت مي‌کردند, مروج فرهنگ غربي بودند. رفتار برخي از اين افراد چنان تند و زننده بود که حتي گروه‌هايي از روشنفکران غرب‌گرا و تحصيلکرده در غرب نيز با آنان اتفاق‌نظر نداشتند. در حدود سال 1300 ش عده‌اي از دانشجويان بازگشته از غرب انجمني با عنوان انجمن ايران جوان تشکيل دادند و معتقد بودند که بايد از فرهنگ غرب اقتباس کرد. يکي از اعضاي همين انجمن نمايشنامه‌اي باعنوان جعفرخان از فرنگ آمده را نوشت که در سالن گراند هتل به روي صحنه رفت (بهنام, 1357, 115).
علاقه و اشتياق به معماري غربي چنان بود که در ساخت بعضي از بناها از برخي عناصر يا ساير ويژگي‌هاي نمونه‌هاي غربي تقليد مي‌کردند. دريک نمونه در مورد ساختماني که امين‌الدوله مأمور به اتمام رساندن آن بود, از ممتحن‌الدوله که يکي از نخستين مهندسان ايراني تحصيل کرده در غرب بود, خواست که پله‌هاي ساختمان را مانند پله‌هاي بوکينگهام پاله لندن طراحي و احداث کند (ممتحن‌الدوله, 1362, 282).
در دوره پهلوي اول از يک سو به سبب پديد آمدن مفهوم و فضاي ملي‌گرايي در برخي از کشورها و نفوذ آن در ايران و از سوي ديگر به سبب آن که رضاشاه پايگاه مردمي و ديني نداشت و در نتيجه از ناسيوناليسم به‌عنوان ايدئولوژي حکومت خود مي‌توانست بهره برد, نوعي ملي‌گرايي شکل گرفت که در حوزه معماري موجب شکل گرفتن تعدادي از ساختمان‌هاي عمومي و دولتي مانند ساختمان شهرباني کل کشور, بانک ملي خيابان فردوسي, مدرسه انوشيروان دادگر, موزه ايران باستان و نمونه‌هاي ديگري از بناهايي شد که غالباً از لحاظ طراحي, مناسب ارزيابي شده‌اند.
به اين ترتيب در اين دوره موضوع هويت ملي با توجه به معماري دوران باستان مورد توجه نظام حکومتي قرار داشت. در دهه دوم حکومت رضاشاه به تدريج انديشه و طرح‌هاي معماري مدرن به‌خصوص توسط ايرانيان تحصيل‌کرده در اروپا به ايران وارد شد. وارطان, گئورگيان و آبکار از اين معماران به‌شمار مي‌آيند. محسن فروغي و شمار ديگري از معماران ايراني که براي تحصيل به اروپا رفته بودند, از اين دوران به بعد به ايران بازگشتند و غالباً براساس آموزه‌هاي خود معماري مدرن را ترويج کردند.
در دوره پهلوي دوم غرب‌گرايي به شدت توسعه يافت, زيرا از يک سو پادشاه با پشتيباني و حمايت دولت‌هاي غربي به روي کار آمده بود و اداره کشور کمابيش از طريق مستشاران غربي و وابستگان به غرب صورت مي‌گرفت و سياست‌هاي اقتصادي و فرهنگي متناسب با خواست آنها تنظيم مي‌شد, و از سوي ديگر در آن دوران جنبش مدرنيسم به صورت پديده‌اي فراگير بسياري از عرصه‌هاي حيات اجتماعي و از جمله عرصه معماري را دربر گرفته بود و سبک بين‌المللي در بسياري از سرزمين‌ها گسترش يافته بود. مصالح و تکنولوپي جديد و نياز روزافزون به‌شمار فراواني ساختمان موجب گسترش همه جانبه آن شد.
دهه 20 و دهه 30 را مي‌توان دوران گسترش همه‌جانبه غرب‌گرايي در ايران دانست که به سبب پاره‌اي از مسايلي که در پي داشت از جمله بي‌توجهي به فرهنگ سنتي و آييني و همچنين قرين شدن آن با نظام حکومتي مستبد سبب بروز عکس‌العمل‌هايي اجتماعي گرديد که به‌صورت‌هاي متنوعي مانند قيام 1342 بروز يافت.
در عرصه‌هاي فرهنگي و اجتماعي نيز عده‌اي از روشنفکران و تحصيلکرده‌ها به غرب‌گرايي شديدي که همه عرصه‌هاي فرهنگي و اجتماعي را دربر گرفته بود, اعتراض کردند. احمد فرديد نخستين روشنفکري بود که واژه غرب‌زدگي را به‌کار برد و جلال آل احمد اين واژه را از او اقتباس کرد. در جلسه‌اي موسوم به (شوراي هدف فرهنگ ايران) که در سال 1340 از سوي وزارت فرهنگ تشکيل شد, اين موضوع مطرح شد اما در گزارش آن شورا که در بهمن همان سال منتشر شد, مورد اشاره قرار نگرفت تا در سال 1341 به شکلي ديگر منتشر شد (هاشمي, 1383, 148).
اعتراض به غرب‌گرايي شديد و توجه به فرهنگ و سنت‌هاي بومي و ملي در بسياري از عرصه‌ها و هنرها بازتاب يافت, در عرصه نقاشي, نوعي مينياتور و خط نقاشي با الهام از هنر نگارگري و خوشنويسي ايراني شکل گرفت. در سينما برخي از هنرمندان اقدام به تهيه فيلم‌هايي با محتواي فرهنگي و بومي کردند. در عرصه معماري نيز عده‌اي از معماران به معماري ايراني توجه کردند. بازتاب اين جريان به صورت شكل گرفتن نخستين كنگره بين المللي معماران در سال 1349 تجلي يافت. نكته جالب توجه اين است كه موضوع اين كنگره: «بررسي امكان پيوند معماري سنتي با شيوه هاي نوين ساختمان» بود. اين موضوع حاكي از اهميت چگونگي استفاده از معماري سنتي در معماري معاصر آن دوره است (بررسي امكان پيوند معماري سنتي، 1349). در دهه 40 و دهه 50 شماري از فضاهاي فرهنگي با توجه به هويت ايراني طراحي و ساخته شدند. موزه هنرهاي معاصر، دانشگاه امام صادق (ع)، دانشگاه بوعلي سينا، ساختمان سازمان ميراث فرهنگي كشور از نمونه هاي اين گونه فضاها به شمار مي آيند.
نكته قابل توجه اين است كه انجمن آثار ملي نقش بسيار مهمي در سفارش طراحي برخي از آرامگاه ها با فرهنگ ايراني داشت و برخي از معماراني كه بيشتر به طراحي فضاهاي مدرن مي پرداختند، به سفارش اين انجمن آثاري با هويت ايراني طراحي كردند. براي نمونه مي توان به هوشنگ سيحون اشاره كرد كه برخي از بناهاي او مانند بانك سپه در ميدان توپخانه و ساختمان كارخانه كانادا دراي مدرن است (سلطان زاده، 1358، 55) اما برخي از آثار او مانند آرامگاه بوعلي سينا و آرامگاه خيام و كمال الملك داراي هويتي ايراني است. پيش از آن نيز بعضي از معماران غيرايراني مانند آندره گدار، ماركوف، و ماكسيم سيرو، موفق به طراحي و ساخت فضاهايي با هويت ايراني شدند. بنابراين ايراني بودن طراح لزوماً به معني دارا بودن اثري با هويت ايراني نيست، مگر آن كه طراح آگاهانه در جست وجوي دستيابي به چنين هدفي باشد.

در معني هويت
چنان‌که پيش‌تر اشاره شد, هويت عبارت از مجموعه مشخصه‌ها و عواملي است که وجوه شباهت بين پديده‌هاي داراي خاستگاه مشترک و نيز وجوه تمايز بين يک يا يک دسته از پديده‌ها را از ساير پديده‌هايي که ممکن است داراي برخي خصوصيات مشترک با آنها باشند, مشخص سازند. براي مثال مي‌توان بيان کرد که هنگامي که به هويت ايراني بناها اشاره مي‌شود, انتظار مي‌رود که پديده‌هايي مورد اشاره قرار گيرند که آن را از هويت معماري افريقايي متمايز كند و در همان زمان هويت ايراني, وجه مشترک يک گروه از بناها باشد.

هويت جامع و مفهوم آن
هنگامي که به هويت اشاره مي‌شود, شايد بهتر باشد که نوع هويت نيز مشخص شود. براي مثال در مورد انسان مي‌توان به هويت نژادي، به هويت اجتماعي يا به هويت فرهنگي يک انسان اشاره کرد. درباره ساختمان‌ها نيز مي‌توان به هويت محيطي, هويت سازه‌اي, هويت کارکردي و مانند آن اشاره کرد. در يک نگرش نيز مي‌توان واژه هويت را به شکلي کلي به کار برد. در اين حالت بيش‌تر منظور هويت جامع يک بنا مورد نظر مي‌باشد که از عوامل ايستا و پايدار و همچنين عوامل پويا شکل گرفته است.

جنبه‌هاي ايستا و پوياي هويت جامع
هويت به صورت کمابيش هم زمان داراي جنبه‌هايي ايستا و خصوصياتي پوياست. مي‌توان در وهله نخست به هويت انساني اشاره کرد. يک انسان از جهت محل تولد, والدين, نژاد و برخي از ديگر مشخصه‌هاي مانند آن داراي هويتي ايستا مي‌باشد, اما در ضمن يک انسان در مقاطع مختلف زندگي خود از کودکي تا جواني و ميان‌سالي و بزرگ‌سالي به صورت کمابيش مرتب ويژگي‌ها و خصوصياتي را از لحاظ جسماني, اجتماعي, فرهنگي و غيره کسب مي‌کند که در شکل دادن به هويت فردي او نقش دارند. بنابراين هويت جامع و فرهنگي هر شخص به صورت همزمان داراي ويژگي هاي ايستا و خصوصياتي پوياست.
در مورد ساختمان‌ها نيز چنين است. هويت جامع يک مسجد ايراني, ضمن اين که داراي اجزايي نسبتاً ايستا و پايدار است, اما در ضمن اجزا و بخش‌هايي پويا نيز دارد, چنان‌که مساجد جامع دوره سلجوقي با مساجد جامع دوره تيموري و مساجد جامع دوره صفوي متفاوت هستند. همه اين‌ها داراي عناصر و خصوصياتي مشترک هستند, اما بعضي از اجزا و پديده‌هاي تشکيل دهنده هويت آنها متغير و پوياست و در طول زمان شکل گرفته است. بنابراين هويت جامع يک اثر, پديده‌اي چندجانبه و چندوجهي است و صورت مطلق و ايستايي ندارد.

زمان و هويت؛ (گذشته, حال و آينده)
هويت جامع يک اثر نمايانگر تأثير عوامل و پديده‌ها بسيار گوناگون و متفاوتي است که يکي از آنها زمان مي ب‌اشد. اگر هويت جامع آثار معماري ايستا و ثابت فرض شود, آنگاه بايد انتظار مي‌رفت که هويت آثار دوره ماد يا هخامنش يا دوره ديگر مثلاً آثار دوران قرون نخستين هجري در طي تاريخ فقط تکرار شود. درحالي که چنين نشده است. بنابراين آثار معماري و خصوصيات آنها طي دوران‌هاي گوناگون تاريخي تحول يافته‌اند. بنابراين يک اثر معماري متعلق به امروز لازم است ضمن دارا بودن برخي از خصوصيات هويتي گذشته, ويژگي هايي از دوران معاصر را نيز در خود داشته باشد و اين نکته نه تنها مغاير با داشتن هويت جامع ايراني آن نيست, بلکه مي‌توان در جهت تحول و تطور آن سودمند و ضروري باشد.

جنبه‌هاي ادراکي, ذهني و پيشين هويت
درک هويت يک اثر معماري پديده‌اي صرفاً بيروني و عيني مثل برخي پديده‌هاي مادي نيست, بلکه جنبه‌اي ذهني و ادراکي نيز دارد. براي مثال همه مي‌توانند آب يا خاک يا سنگ را تشخيص دهند, چه افراد خردسال چه ميانسال و چه بزرگسال. اما تشخيص هويت معماري به سادگي توسط هرکس امکان‌پذير نيست. در ساده‌ترين شکل مي‌توان گفت که بسياري از کودکان و نوجوانان يا افرادي که از طريق رسانه‌هاي تصويري با معماري روم يا ايران باستان يا معماري مايا آشنايي پيدا نکرده باشند, در مواجهه نخست با اين آثار به تنهايي هويت آنها را تشخيص نخواهند داد, مگر به آنها اطلاع‌رساني شود. به اين ترتيب پديده هويت و درک آن نياز به اطلاعات, و زمينه‌هاي ذهني پيشيني دارد و بدون وجود آگاهي‌هاي عمومي متعارف ميسر نمي‌باشد.


جنبه‌هاي ملموس, عيني و بيروني هويت
در تعريف هويت غالباً به وجوه مشخصه‌هاي معين يک يا گونه‌اي از پديده‌ها اشاره مي‌شود. خصوصياتي که جنبه بيروني و شناخته شده دارند, چنان‌که اگر پديده‌اي خصوصيات مشخصي را داشته باشد, هويت متناسب با آن را نيز خواهد داشت. براي مثال نمي‌توان بنايي را تصور کرد که هيچ‌يک از مشخصه‌هاي معماري رومي يا ايراني را نداشته باشد, و آن را بتوان رومي يا ايراني ناميد. بنابراين برخي از مشخصه‌ها بايد قابل شناسايي و توافق عام باشد تا پديده‌ داراي آن را به هويت ناشي از آن نسبت داد.

لايه‌هاي گوناگون شکل‌دهنده به هويت معماري ايراني
1. لايه سازه‌اي
يک ساختمان در وهله نخست ضروري است که مستحکم ساخته شود و از لحاظ سازه‌اي در شرايط مناسبي قرار داشته باشد. در گذشته غالباً نوع سازه بخش مهمي از هويت کالبدي فضا را شکل مي‌داد. در نواحي کويري با مصالح خشت و گل و انواع قوس‌ها و گنبدها و در مناطق شمالي ايران با وجود مصالح چوبي فراوان در گذشته نوعي سازه چوبي که معرف معماري آنجا بود شکل گرفت. سنگ نيز در برخي نواحي مانند باکو و بعضي از مناطق کردستان موجب شکل‌دهي به هويت سازه‌اي بناها در نواحي مزبور شده است.

2. لايه محيطي
در گذشته محيط تأثير بسيار زياد و شديدي بر شکل فضاهاي معماري داشت. مي‌توان وجود مصالح گوناگون در محيط‌هاي مختلف را که غالباً در سازه بنا بازتاب پيدا مي‌کند را نخستين تأثير محيط در معماري دانست. نکته ديگر شرايط اقليمي مانند مقدارش بارش دما رطوبت و مانند آن است. در نواحي گرم و خشک بيشتر فضاها به صورت درونگرا طراحي و ساخته مي‌شدند. در نواحي سرسبز شمال ايران, انواع گوناگوني از فضاهاي برون‌گرا طراحي و ساخته مي‌شد. چگونگي ارتباط ساختمان با زمين, سقف و بام ساختمان و ده‌ها عنصر و جزييات ساختماني ديگر متناسب با شرايط محيطي شکل مي‌گرفته‌اند و معرف خصوصيات محيطي هستند. براي نمونه بادگير به‌عنوان يک عنصر معماري, نشانه‌اي محيطي به شمار مي‌آيد.

3. لايه کارکردي
خصوصيات کارکردي بسياري از انواع عناصر و فضاهاي معماري به‌عنوان نوعي نشانه هويتي مي‌تواند به‌شمار آيد. ساختار کارکردي حمام‌ها و به پيروي از آن ترکيب حجمي و سقف آنها شکل خاصي مي‌يافته‌اند که گوياي هويت کارکردي – فضايي آن مي‌باشد. همچنين چگونگي سازماندهي حجره‌ها در چهارطرف حياط در سراها و مدارس مي‌تواند گونه‌اي هويت کارکردي براي بنا شکل دهد. در دنياي معاصر يک فضاي کارکردي آموزشي مانند يک مدرسه ابتدايي, راهنمايي يا دبيرستان بزرگ غالباً داراي حداقل يک محور خطي و طولي است زيرا رديف کلاس‌ها چنين صورتي را پديد مي‌آورد.

4. لايه زيبايي‌شناسانه
بعضي از جنبه‌هاي زيبايي‌شناسانه مي‌تواند به‌عنوان نشانه‌اي هويتي مورد توجه قرار گيرد. براي نمونه مي‌توان به کاربرد مقرنس‌هاي کاشي‌کاري شده در بناهاي دوران اسلامي و همچنين ايراني اشاره کرد. به همين ترتيب شکل خاص کنگره‌هاي تزئيني, گلهاي زينتي و سربازان و افراد حجاري شده و سرستون‌هاي سنگي در تخت‌جمشيد جنبه‌اي زيبايي‌شناسانه خاص به خود گرفته که به‌عنوان نشانه‌اي هويتي از معماري دوره هخامنشي و گاه دوران باستان شناخته شده است. برخي از ترکيب‌بندي‌هاي مربوط به پنجره‌هاي ارسي يا نقوش تزييني آن و همچنين برخي از انواع نقاشي‌هاي ديواري را که از دوره صفويه به بعد در ايران شکل گرفت و توسعه يافت, گونه‌اي از نشانه‌هاي هويتي زيبايي‌شناسانه به شمار مي‌آيند.

5. لايه فرهنگي ـ آييني
بعضي از عوامل و پديده‌هاي فرهنگي و آييني مي‌توانند به‌عنوان نشانه‌اي هويتي در معماري مورد ملاحظه قرار گيرند. براي نمونه مي‌توان به ورودي غيرمستقيم در مساجد جامع و برخي از بناهاي مهم اشاره کرد که خاص ايران است و در سرزمين ديگري به اين صورت شکل نگرفته است.
عدم کاربرد مجسمه‌هاي انساني در مقياس واقعي در ساختمان يکي از ويژگي‌هاي آييني بناهاي سرزمين‌هاي اسلامي است که بخشي از هويت معماري آن را ساخته است.

6. لايه نمادپردازي
نمادپردازي در بناهاي آييني مهم و برخي از بناهاي عمومي يکي از پديده‌هاي سازنده هويت فضاهاي معماري است. براي نمونه مي‌توان به انواع طرح‌هاي چهارتايي در ايران اشاره کرد که از ويژگي‌هاي خاص نمادپردازانه در معماري ايراني مي‌باشد و به اين شکل گسترده و تأکيد شده و به صورت گونه‌هاي متنوع اما همانند و با يک خاستگاه فرهنگي در هيچ سرزميني ديده نمي‌شود. انواع طرح‌هاي چهارايواني چهارباغ, چهارطاق, چهارصفه, چهارسو و مانند آن از اين‌گونه به شمار مي‌آيند.

نتيجه:
هويت را مي توان به صورت منفرد يا جامع درنظر گرفت. هنگامي به هويت سازه اي يا هويت محيطي يا هويت تاريخي اشاره مي شود، بيشتر به نوعي از هويت‌هاي منفرد اشاره مي‌شود، درحالي كه يك بنا مي‌تواند هويتي جامع داشته باشد كه تركيبي از پديده‌هاي سازه‌اي، محيطي، كاركردي، زيبايي‌شناسانه و غيره آن را شكل مي‌دهند. اين كثرت لزوماً به معني پراكندگي و اغتشاش نيست، هرچند كه ممكن است در يك بناي التقاطي از لحاظ سبك، چنين اتفاقي نيز روي دهد، يعني طراحي يا سازنده ممكن است كه خصوصيات مختلف و گاه غيرمنسجم و ناهماهنگي را در كنار هم قرار دهد.
اگر استفاده از ويژگي‌ها و نشانه‌هاي هويتي گوناگون در كنار هم به خوبي انجام شود، اثر پديد آمده ضمن دارا بودن شماري از نشانه‌هاي هويتي متفاوت، داراي هويتي واحد نيز مي‌تواند باشد. چنان كه در مورد هويت انساني افراد نيز چنين پديده‌اي را مي‌توان مشاهده كرد، به اين ترتيب كه يك فرد مي‌تواند همزمان شرقي، آسيايي، ايراني و شيرازي يا گيلاني يا بختياري باشد (احمدي، 1383، 33).
نكته ديگر اين است كه هويت يك بنا بايد كمابيش توسط ديگران قابل تشخيص و شناسايي باشد و بتوان آن را فهميد (مالينوفسكي، 1383، 85). پيرو ضرب‌المثل مشهور: مشك آن است كه خود ببويد، نه آن‌كه عطار بگويد؛ خصوصيات هويتي بنا بايد نمايان باشد نه آن كه تنها با توضيح طراح قابل تبيين شود. البته ديدگاه و تجربيات و بينش ناظر يك بنا يا كسي كه درباره هويت يك بنا داوري مي‌كند، در چگونگي دريافت، ادارك و قضاوت مؤثر است. براي مثال اگر كسي سنت‌گرا باشد، ممكن است يك بناي مدرن را نامناسب ارزيابي كند و اگر شخص مدرنيست باشد، يك بناي پست‌مدرن را ممكن است به صورتي منفي ارزيابي كند. نكته ديگر در تشخيص و ارزيابي هويت يك بنا، تجربيات، دانش و تخصص شخص ارزيابي كننده نيز مؤثر است. چنان‌كه معماران فضاها و بناها را غالباً متفاوت از افراد غيرحرفه‌اي مورد ملاحظه قرار مي‌دهند.
در پايان بايد اشاره كرد كه يك فضاي معماري به‌عنوان يك اثر هنري مي تواند معنا و هويتي داشته باشد كه گوياي فرهنگ، تاريخ و ساير پديده‌هاي معنوي جامعه باشد، به ويژه فضاهاي آموزشي و فرهنگي كه سيما و تركيب آنها مي‌تواند در توسعه و گسترش فرهنگ يك جامعه نقش مؤثري داشته باشد.


مآخذ
1. احمدي، حميد، و ديگران ، 1383، ايران، هويت، مليت، قوميت، تهران، مؤسسه تحقيقات و توسعه علوم انساني.
2. اعتمادالسلطنه, محمدحسن خان, 1363, المآثر و الآثار, ج 1, به کوشش ايرج افشار, تهران, اساطير.
3. بررسي امکان پيوند معماري سنتي با شيوه‌هاي نوين ساختمان, 1349, تهران, وزارت آباداني و مسکن.
4. بهنام, جمشيد, 1375, ايرانيان و انديشه تجدد, تهران, فرزان.
5. تاملينسون, جان, 1381, جهاني شدن و فرهنگ, ترجمه محسن حکيمي, تهران, دفتر پژوهشهاي فرهنگي 72.
6. سلطان‌زاده، حسين، 1385، چگونگي بازتاب نشانه‌هاي سنتي در معماري معاصر، فصلنامه معماري و فرهنگ، شماره 25.
7. شايگان، داريوش، 1380، افسون زدگي جديد، ترجمه فاطمه ولياني، تهران، فرزان.
8. عميد، حسن، 1357، فرهنگ عميد، تهران، اميركبير.
9. مالينوفسكي، برانيسلاو، 1383، نظريه علمي فرهنگ، ترجمه منوچهر فرهومند، تهران، دفتر پژوهشهاي فرهنگي.
10. ممتحن الدوله, 1362, خاطرات ممتحن الدوله, چ 2, به کوشش حسينقلي خانشقاقي, تهران, فرهنگ.
11. هاشمي, محمدمنصور, 1383, هويت انسان و ميراث فکري احمد فرديد, تهران, کوير.


پینوشت: فصلنامه مدرسه نو، ویژه‌نامه «مدرسه ایرانی معماری ایرانی»

P تبلیغات
کارگاه آموزشـی  معماری
معماران ایران
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
آرمین محسن دانشگر
مهندسان مشاور آتک
دوره بين المللي معماري و شهرسازي توسط دانشگاه وبستر
+زروان
فصلنامه طراح
World Architecture COMMUNITY
مهندسان مشاور اثر Asar Engineering Consultant
Pirraz consulting planners, architects and engineers
مهندسان مشاور توان
Iran Civil Center
ماهنامه صنعت ساختمان داریس