ساختمان مدارس در طي دوران معاصر تحت تأثير عوامل بسيار متعدد و متنوعي شكل گرفتهاند كه از آن جمله ميتوان نخست به نظام آموزشي اشاره داشت كه آن نيز به طور عمده بر پايه برنامهها و نظامها و تجربيات غيرايراني استوار بود.
چارچوبها و مقتضيات كاركردي چنان بر شكلگيري مدارس در طي سده اخير تأثير گذاشت كه اگر چه فضاهاايي بياد ماندني را سبب گرديد ولي از طرف ديگر در بيشتر موارد فضاهايي خطي و يكنواخت شكل گرفت كه نه تنها اغلب فاقد هويت، روحيه و فرهنگ ايراني بود، بلكه به نظر كارشناسان تعليم و تربيت حتي از فضايي تلطيف شده، پويا و زنده براي جلب نظر كودكان و نوجوانان نيز برخوردار نبود و به اين ترتيب در يك نگاه كلي و عمومي، بسياري از مدارس فضايي يكنواخت، سرد و بيروح يافتند كه محيط آنها امكان مناسبي براي تعاملات و كنشهاي ذهني و رفتاري دانشآموزان فراهم نميآورد.
در حالي كه فضاهاي آموزشي نه تنها مكاني براي آموزش زبان، علوم و برخي از فنون به شمار ميآيند، بلكه لازم است اين امكان در آنها فراهم شود كه كودكان، نوجوانان و جوانان ايراني بتوانند از حضور در آن فضاها لذت ببرند و همزمان با آن الگوهاي رفتاري و آداب فرهنگي را نيز فرا گيرند.
فضاي معماري مدرسه افزون بر آن كه ميتواند براي دانشآموزان و خانوادههاي آنان و كساني كه با آن سر و كار دارند، به عنوان يك الگو و بيانيهاي بصري و هنري مطرح باشد، براي محيط مجاور آن، محله پيرامون آن و نيز كما بيش براي همسايگان و شهرونداني كه آن را ميبينند، ميتواند نمونه و الگويي از نوعي فضاي فرهنگي و پيشرو باشند. به عبارت ديگر، آموزش تنها در درون فضاهاي ساخته شده و بسته مدارس نبايد شكل گيرد، بلكه آموزش در سطحي عمومي و به لحاظ جنبههاي فرهنگي و اجتماعي آن ميتواند از طريق صورت و شكل معماري مدرسه در سطحي وسيع مورد نظر قرار گيرد. از اين ديدگاه، بايد به فضاي معماري مدارس بيش از يك فضاي كاركردي ساده نگريست، و لازم است آن را به نوعي شاخص فرهنگي براي جامعه در نظر گرفت و هويت فضايي و معماري آن، هم فينفسه و هم در كنار ساير فضاها، بناها و مجموعههاي شهري از جنبهاي متعالي برخوردار شود.
يكي از عوامل و پديدههاي مهمي كه لازم است در شكلگيري فضاي معماري مدارس مورد توجه قرار گيرد، فرهنگ و هويت ايراني است. زيرا هويت فرهنگي و ديني معماري ايراني كه طي هزارهها و سدههاي متوالي شكل گرفته است، علاوه بر آن كه نوعي حس هويت و تعلق ميتواند پديد آورد، در پويايي فرهنگ، هنر و جنبههاي آييني اين سرزمين نيز نقش مهم و مؤثري ميتواند ايفا نمايد.
در عرصهها و حوزههاي فرهنگي و به ويژه در زمينه عوامل فرهنگي تأثيرگذار بر فضاي معماري مدارس، لازم است به احكام و آداب دين اسلام توجه كرد كه به صورت مستقيم و يا غير مستقيم در شكل دادن به فضاي معماري ميتواند مؤثر باشد، چون دين اسلام در حوزه انسانسازي، احكام و آدابي دارد كه برخي از آنها در شكل دادن به فضا ميتواند مورد توجه و استفاده قرار گيرد. البته تأثير دين، و آداب و احكام اسلامي در شكل دادن به فضا كه طي قرون مختلف و طي زماني بيش از هزار سال تجربه شده است، تنها به يك شكل و صورت واحد تجلي نمييابد، بلكه تأثير عواملي چون محيط، اقليم، خرده فرهنگها و ساير پديدههاي موثر در شكلگيري فضاهاي معماري، موجب شده كه طراح هنرمند براي دستيابي به اهداف فرهنگي و ديني، بايد راهحلهاي كما بيش متنوعي را بيازمايد. و مهمتر از همه اينكه در هر زمان و دوره، لازم است كه بتواند روح و فرهنگ زمان خود را در اثر هنري متجلي سازد.
نكته بسيار مهم اين است كه هر عصر روح و فرهنگ خاص خود را دارد كه حاصل فرهنگ و سنتهاي گذشته، اصول و احكام ديني و تبادلات فرهنگي آن زمان است و همانگونه كه اعتقاد داريم اسلام ديني براي همه دورانهاست، فضاي معماري نيز ضمن تأثيرپذيري از احكام ديني، بايد روح زمان را در خود منعكس كند و به اين ترتيب تقليد از گذشته همانند تقليد از دستآورد بيگانگان نه فقط كافي نيست، بلكه فاقد ارزشهاي خلاقانه و هنري ميباشد.
پيرو مسايل و مشكلاتي كه در طراحي بسياري از مدارس كشور پديده آمده بود سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور افزون بر توجه به طراحي، ساخت و بازسازي و مرمت بسياري از مدارس براي پاسخگويي به نيازهاي كمي و روزمره؛ به موضوع كيفيت طراحي مدارس و به خصوص به موضوع توجه به فرهنگ معماري ايراني در طراحي مدارس عنايت كرده و براي اين منظور فعاليتهاي متنوعي را آغاز كرده است كه از آن جمله به برگزاري مسابقههاي معماري در زمينه طراحي مدارس با هويت ايراني و برگزاري نشستها و همايشهايي در اين عرصه مي توان اشاره كرد.
در متن اختتاميه همايش كه در اسفند ماه سال گذشته در دانشگاه تهران با موضوع مدرسه ايراني ـ معماري ايراني برگزار شد به بعضي از نكاتي كه در طراحي مدارس بايد مورد تاكيد قرار گيرد اشاره شده است كه از آن جمله نكات زير را ميتوان برشمرد:
الف: به برنامهريزي آموزشي (روز و آينده)و كالبدي ساختمان توجه ويژهاي مبذول شود.
ب: شرايط جغرافيايي محل احداث بنا و سازگاري با اقليم و شرايط اجتماعي، هماهنگي با شهر و محله و سرانجام سازگاري با شرايط فرهنگي، آداب، دين، سنن و تمدن بايد رعايت شود.
پ : توجه به صرفهجويي در مصرف انرژي و توسعه پايدار.
ت : توجه به تأمين مقاومت عناصر سازهاي و غيره سازهاي ساختمان.
ث : انتخاب و استفاده از مواد و مصالح ساختماني مناسب.
ج : توجه به فناوريهاي روز.
چ : رعايت الزامات و مقررات ملي ساختمان.
در همايشي كه در اسفندماه سال جاري برگزار گرديد برخي از سخنرانان علاوه بر اصول طراحي پيش گفته در سال گذشته، به نكاتي چند از جمله:
توجه به نشانههاي فرهنگي و آييني و توجه به برخي از نشانههاي سازهاي و كاركردي (كه بايد براساس تحقيقات و نظر كارشناسان ذيربط تهيه گردد) و توجه به نشانههاي زيبايي شناسانه و نماد پردازانه كه حاصل نقد معماري گذشته باشد تأكيد داشتهاند.

















