:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
پاي صحبت دكتر نادر روز‌رخ مترجم دايره‌المعارف معماري جهان‌

Leyla Derakhshan  ليلا‌ درخشاندر شروع بحث، ابتدا تكليف همه چيز را روشن مي‌كند: «جايگاهي كه من از آن موضع، راجع به معماري صحبت مي‌كنم، جايگاه كميت در معماري است> و ادامه مي‌دهد: <معماري را مي‌توان به دو مبحث كمي و كيفي تفكيك كرد، مجموعه‌‌اي از اطلاعات كه باعث ايجاد يك پروژه معماري مي‌شوند اگر قابل سنجش باشند، كميت‌‌ها هستند و اگر از روي درك حسي مشخص شوند، كيفيت نام دارند...».

«...ساليان درازي است كه بحث كميت در معماري مطرح شده و اگر بنده امروز در اين جا هستم در واقع دنباله اين كوشش‌ها را به سهم خودم مطرح مي‌كنم تا شايد نتيجه اين تلاش‌ها كه توسط مجموعه‌اي از محققان معماري صورت گرفته، باعث شود كه در آينده كشور، اين حرفه جايگاهي واقعي خودش را بيابد> و قبل از هر گونه ارزيابي شتاب‌زده‌اي اضافه مي‌كند: <اگر ما معماري را فقط براي معماري در نظر بگيريم حاصل يك كار انتزاعي است كه شايد براي محافل داخلي به درد بخورد. بنابراين نفي نمي‌كنم كه اين مباحث به شكل انتزاعي‌اش انجام شود ولي آنچه مسلم است، در جامعه امروز به علت شدت نياز مردم به يك زندگي خوب و درخور شان، ما حرفه‌مندان معماري بايد تلاش كنيم كه در جهت اين هدف گام برداريم...».

اساس كار دكتر روزرخ اين گونه است كه: <در ترجمه كتاب دايره‌المعارف معماري جهان، نوشته معمار سوئيسي هانري استلن، من سعي كردم كه نشان بدهم يك ديد سيستماتيك كمي هم در معماري است و بايد آن را در تجربيات گذشتگان مورد تشخيص و تحليل و نقد قرار داد. استفاده كردن از معماري سنتي در بحث معماري امروزي، نيازمند مستند‌سازي كليه آثار معماري كشور است، يعني حركتي ضروري و لازم اين مبحث پايه‌اي براي تمام تحليل‌هاي بعدي ما قرار خواهد گرفت. اما متاسفانه در كشورمان در بخش بررسي علمي آثار معماري سنتي ضعيف عمل كرده‌ايم و طبيعتا حجم زيادي از تحليل‌هايي كه روي اين بناها انجام شده است بدون آگاهي‌هاي كافي بوده و يا صرفا با بسنده كردن به روش قياس انجام گرفته است. البته در جاهايي كه اطلاعات كافي نيست و دسترسي امكان ندارد راهي جز قياس باقي نمي‌ماند اما در صورت وجود مرجع چه؟.>

تا اين جاي مصاحبه هنوز به دنياي او راه نيافته بوديم، دنياي اعداد وارقام! تا اينكه حرف به اين جا كشيد: <من طرحي را چند وقت پيش با همكاري سازمان نظام مهندسي استان تهران، انجمن‌هاي صنفي مهندسي صنعت ساختمان در تهران و انجمن فارغ‌التحصيلان معماري دانشگاه تهران مطرح كردم كه بر اساس آن رلووه كردن (كشيدن نقشه از روي بناي ساخته شده) ساختمان‌‌هاي سنتي را براي مجموعه حرفه‌مندان معماري اعم از فارغ‌التحصيل و دانشجو اجباري كنيم. من محاسبه كردم (كار من حساب و كتاب است) كه اين كار در مورد 20 هزار اثر معماري كشور ظرف 5سال رلووه مي‌شوند مشروط بر اينكه دانشجويان معماري در مقاطع مختلف و 400مهندس مشاور تائيد صلاحيت شده در كار همت كنند. بعد از گذشت 4 دوره 5 ساله تمام اين رلووه‌ها بررسي و مشخصاتش استخراج مي‌شود، يك كار سيستماتيك كه كل كشور را از نظر معماري مورد شناسايي قرار مي‌دهد، پس مشكل كجاست؟>

Nader Rouzrokh دكتر نادر روز‌رخ مترجم دايره‌المعارف معماري جهان‌
مي‌پرسم: واقعا مشكل كجاست؟ دكتر پاسخ مي‌دهد: <رويكرد ما در مملكتمان اين است كه حتما سازماني بايد ايجاد شود و وظيفه اين كار را بر عهده بگيرد در حالي كه در كشورهاي ديگر اين كارها انجام شده است> و بعد به عنوان نمونه كشور آمريكا رامثال مي‌زند: <دولت آمريكا هيچ وقت نمي‌آيد اقدام به تهيه و تدوين مباني طراحي معماري كند، مكانيزم در آن جا به اين شكل است كه انجمن صنفي (در اين مورد به خصوص (AIA از 40پرفسور در زمينه معماري دعوت كرده و كاربري‌ها را بين آنها توزيع كرده است.

در نتيجه هر كس تحقيقات انجام داده و چكيده نظرياتش توسط همين انجمن صنفي در مجموعه‌اي به دولت ارايه شده تحت عنوان پايه‌هاي معماري آمريكا. دولت نيز اين مجموعه را با در نظر گرفتن سه اصل امنيت ملي، بهداشت ملي و بحثي در مورد صنعت مورد ارزيابي قرار داده نتيجه گرفتند هيچ ضرري براي جامعه نداشته اگر آنها را پذيرفته و الان اين مباني طراحي شده به صورت قانون درآمده است.>

مي‌پرسيم: پس دولت در مقام توليد نيست؟ و دكتر پاسخ مي‌دهد: <دولت در مقام نظارت و تاييد است. اما در قانون نظام فني اجرايي كشور ما يا دولت در مقام توليد علم در نظر گرفته شده و يا واژه‌هاي قانون در حوزه واگذاري ضعيف است. انجمن‌هاي صنفي ما به جاي توليد، مدام با هم دعوا مي‌كنند يعني به جاي كاري كه بايد انجام دهند، كاري كه نبايد را انجام مي‌دهند<.

مي‌پرسيم: شايد دليلي كه ما اين كنكاش و جست‌وجو را نداريم به خاطر اين باشد كه نمي‌دانيم پس از اين تلاش چندساله چه چيزي عايدمان مي‌شود؟

و دكتر پاسخ مي‌دهد: <حداقل يك دايره‌المعارف معماري كشور در ايران تهيه مي‌شود و تمام محققين داخلي و خارجي، هر ساختماني را كه از ميدان نقش جهان اصفهان تا فلان آب‌انبار در يزد بخواهند، كاملا مي‌توانند به شواهد و مدارك آن دسترسي داشته باشند، بدون اينكه تحليلي در كنار آن ارائه شود. آن بحثي كه در ابتداي صحبت راجع به ترجمه كتاب هانري استلن انجام دادم اينجا واضح‌تر مي‌شود، در اين كتاب يك بنا رلووه شده و با دقت زيادي مورد بررسي قرار گرفته در نهايت تحليل‌هاي بعدي روي اين داده‌هاي اطلاعاتي سوار مي‌شوند. چرا كه در يك فعاليت علمي ، پايه و اساس كارها، داده‌هاي آماري است و اين نقطه ضعف ما در معماري است، ما وضع خودمان را شناسايي و ثبت نكرده‌ايم تا بتوانيم آن را تحليل كنيم، مي‌دانم سازمان ميراث فرهنگي حتما به اين حرف ايراد مي‌گيرد و مي‌گويد مداركي دال بر شناسايي آثار معماري ايران هست، اما من مي‌گويم اگر اطلاعات خامي هست، خروجي آن اكنون بايد روي ميز باشد. كافي است به كتابخانه ملي سري بزنيد و متوجه شويد هيچ كتابي كه كل آثار معماري ايران در آن باشد نيست!>

و ادامه مي‌دهد: <لزوم مستندسازي اطلاعات معماري مساله‌اي است كه بايد در فرهنگ‌سازي آن كوشيد و روزنامه شما از اين منظر رسالت عظيمي به عهده دارد. در صورت انجام اين كار مي‌توانيم اميدوار باشيم كه محققين ما، تحقيقاتشان را بر مبناي اطلاعاتي صحيح ارائه بدهند چرا كه اين اطلاعات هستند كه تحليل‌ها را به وجود مي‌آورند. من معتقد هستم اگر به معماري با ديد رويايي و سمپاتيك نسبت به آثار و تجربيات گذشته نگاه كنيم به هيچ نتيجه‌اي نمي‌رسيم غير از تكرار شكسته پاره‌ چيزهاي ظاهري (مثل قوس‌ها كه محصول تفكري خاص در معماري غربي بوده ولي اكنون بي‌هيچ پشتوانه علمي دارد در ايران تكرار مي‌شود) از اين منظر هيچگاه نمي‌توان معماري كشور را شناسايي كرد و از دستاوردهايش بهره گرفت. ديد كمي به معماري، وضوح اين مطلب را بيشتر مي‌كند و مي‌توان دانشجويان را نيز ترغيب به تدوين اين شناسايي‌هاي كمي كرد، به اين صورت كه شرط فارغ‌التحصيلي دانشجويان معماري، شناسايي كامل يكي از آثار معماري كشور و تدوين و ارائه آن باشد<.

قبلا شنيده‌ايم كه دكتر روزرخ در تدوين ضوابط يا معيار‌هاي فني طراحي معماري ايران (مباني طراحي معماري) نيز كارهايي كرده و توضيحات بيشتر را به عهده خودش مي‌گذاريم: <در بحث كميت، يكي از كاربري‌هاي عمده‌اي كه در معماري هست آموزش عالي است. بيش از 30دانشگاه دولتي و چندين دانشگاه آزاد داريم كه سالانه در دانشگاه‌هاي دولتي حدود 300هزار دانشجو پذيرش مي‌شوند و در دانشگاه آزاد نيز كمي بيشتر از اين مقدار، پس يكي از اقلام عمده ساختمان‌هاي عمومي كشور، ساختمان‌هاي دانشگاهي است. اما فقط اسم اين ساختمان‌ها دانشگاه است، معماري آنها اصلا چنين تعريفي ندارد. در فضاهاي دانشگاهي بايد استانداردي داشته باشيم اما متاسفانه هيچگونه كار مستندي در اين حوزه انجام نشده و به‌رغم تمام كوشش‌هاي پراكنده آموزش‌عالي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، هنوز چيزي به عنوان معيارها يا مباني طراحي فضاهاي آموزشي وجود ندارد. من در يك محاسبه نشان دادم كه در شرايط كنوني فضاهاي دانشگاهي ما كافي است ولي از نظر كيفيت دچار مشكل است. به عنوان مثال دانشگاهي 150 هكتار زمين داشت كه تنها 30هكتار آن شكل گرفته و ساخته شده بود و اين دانشگاه 3000 دانشجو در خود جاي مي‌داد اما مي‌خواست توسعه پيدا كند. خيلي از مهندسان مشاور براي اين مساله مطرح بودند اما وقتي كه من آنجا را بررسي كردم ديدم كه فقط با ساخت 20 هكتار از 120 هكتار باقي‌مانده مي‌توان تمام نيازهاي دانشگاه را رفع كرد، بقيه زمين‌ها را به شهر پس داد و از پول ديواركشي 100 هكتار زمين (كه برابر با ساخت يك دانشكده علوم در همان دانشگاه بود) جلوگيري كرد. آموزش‌عالي ما ديگر از نظر ساختمان پيشرفت نمي‌كند، بلكه از طريق سيستم‌هاي آموزش جديد، ماهواره و ... پيشرفت مي‌كند. بعد از اين تجربه مباني طراحي معماري اداره‌جات و بعد از آن مباني طراحي معماري ساختمان‌هاي تامين اجتماعي را هم انجام دادم<.

مي‌پرسيم كه با چنين دامنه گسترده‌اي از فعاليت‌ها چه تعهدي در خود احساس مي‌كنيد؟ و دكتر پاسخ مي‌دهد: <تعهد من به‌دست آوردن مباني طراحي معماري كشورم است و براي اين كار شخصا اقدام مي‌كنم و از هيچ دستگاهي هم توقع همكاري و كمك ندارم، در نهايت محصول كار من مثل فونداسيوني است كه معماران ديگر مي‌توانند ساختمانشان را روي آن بنا كنند. من به جاي درددلي كه در ابتداي بحث از من خواستيد ترجيح مي‌دهم به همكارانم پيشنهاد كنم كه هركس در جايگاه خود بايد تعهدي نسبت به محكم كردن مباني معماري كشور خود داشته باشد. كارهايي اين چنين بستر فعاليت‌ها و خلاقيت‌ها را در آينده فراهم مي‌كند. پس پيشنهاد مي‌كنم كه در مواجهه با معماري از ديدگاه كمي غافل نشويم و ببينيم كه چه تاثيرات شگرفي ممكن است داشته باشد. اگر هر كداممان نسبت به اين مساله تعهد داشته باشيم دولت نيز با ما همراه خواهد شد. ديدگاه كمي، دوره گذار از هرج و مرج به سوي نظم در معماري است و پس از رسيدن به اين نظم، آيندگان فرصت بيشتري براي پر كردن خلاء‌ها و فضاهاي خالي مي‌يابند و اين سير خردمندانه‌اي است كه اكنون كمتر به چشم مي‌خورد!

من پيشنهاد مي‌كنم به جاي تكيه بر دولت به انجمن‌هاي صنفي خودمان تكيه كنيم، سازمان نظام مهندسي كشور به عنوان وسيع‌ترين ارگان مي‌تواند براي تدوين مباني معماري موثر باشد.

انجمن صنفي مهندسان صنعت ساختمان، انجمن‌هاي فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌هاي تهران، شهيد بهشتي، علم و صنعت و ... نيز نبايد از قلم بيافتند. شناسايي آثار معماري ايران نياز به يك هماهنگي و يك كار گروهي وسيع دارد و زماني‌كه معماري كشور به اين مرحله رسيد، از يك مجموعه تحت انقياد مالكان و كارفرماها به يك مجموعه داراي وجاهت مستقل تبديل مي‌شود. در اين صورت مي‌توان سرافرازانه به گذشته نگاه كرد و از گذشته در تداوم آينده بهره جست اين مساله‌اي است كه در حال حاضر مشكل اصلي ما به شمار مي‌آيد و اين البته يك وظيفه تاريخي در قبال معماري كشور است<.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری