:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
چهارشنبه، ۲۵ تير ۱۳۹۹
:: English Section
P گزارش
معماری داخلی پای صحبت علی حمیدی مقدم

Elham AlaviZadeh الهام علوی‌زادهجایگاه معماری داخلی در ارتباط با مبحث کلان معماری امروز ایران و با توجه به نابسامانی‌ها و آشفتگی‌های موجود در این زمینه، جای بحث و تامل بسیاری دارد.
به نظر می‌رسد ارائه‌ا‌لگوهای نادرست و توجه بیش از اندازه به تزئینات و دکوراسیون داخلی، مبحث تخصصی معماری داخلی را تحت‌الشعاع قرار داده و از این تزئینات، به‌ا‌شتباه، تعبیر به معماری داخلی می‌شود، در حالی که‌ا‌ین مبحث فراتر از ابزار و مصالح است و کاملا مربوط به ساختار اصلی فضا می‌شود.

در شرایطی که نوعی نا آگاهی در این زمینه برای عموم مردم وجود دارد این وظیفه متخصصان امر است تا با ارائه‌ا‌لگوهای مناسب دیدگاه‌های عمومی‌ جامعه را تغییر دهند زیرا می‌توان با هزینه‌های بسیار کمتر از تجهیز فضا‌ها با وسایل و دکوراسیون گران قیمت، زیباترین و ملموس‌ترین فضاهای کار و زندگی و فعالیت انسانی را به وجود آورد. در این مورد طراحی انعطاف‌پذیر باعث پویایی و بازدهی بیشتر فضا‌ها می‌شود و در راستای آن محیط پیرامون تاثیر مثبتی روی روح و روان افراد، در شرایط زندگی جامعه‌ا‌مروز، خواهد داشت.
در گفتگویی با مهندس علی حمیدی مقدم، معمار و دارای تجربیات متعدد در زمینه طراحی داخلی، به تحلیل اطلاعات موجود در این زمینه برای رسیدن به راهکار‌های مناسب پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

Ali Hamidi Moghaddam

معماری داخلی چیست و چه رابطه‌ا‌ی با معماری کل بنا دارد؟
بحث معماری داخلی به نظر من جنبه‌ا‌نسانی معماری و محل تلاقی دیدگاه معمار با زوایای انسانی مسئله‌ا‌ست که ما در لایه‌های داخلی به آ‌ن می‌رسیم. معماری داخلی جریانی است انسانی، هوشمند و دارای ساختار و نباید آن را به سطح انتخاب مصالح یا چیدن آنها کنار هم تقلیل داد. در واقع این مقوله نوعی ساختار ایجاد می‌کند که مانند کل معماری باید ابداع شود. زمانی که‌ا‌ز فضای معماری صحبت می‌کنیم، فضا به عنوان جنبه‌ا‌صلی معماری مطرح است و مهم‌ترین بخش آن در داخل بنا مطرح می‌شود و هر معماری با هر تفکری به دنبال این درک از فضا و ایجاد آن است و باید به گونه‌ا‌ی این مسئله مطرح شود که درک فضایی برای انسانها، زمانی که در نقاط مختلف فضا قرار می‌گیرند، ایجاد شود.

آیا این پروسه همزمان با شکل گیری کلیت طرح انجام می‌گیرد یا باید به صورت جداگانه به آ‌ن پرداخت یا اینکه بسته یه شرایط مختلف هر دو این حالات می‌تواند اتفاق بیافتد؟
در اینجا دو حالت وجود دارد؛ به عنوان مثال معماری مانند ظه حدید ساختاری ابداع می‌کند که خواه ناخواه در آن، درون و بیرون یکی می‌شود. یعنی کل فضا هم زمان ایجاد می‌شود. حالت دوم این است که یک پروژه معماری طراحی می‌شود اما نیاز بر اساس شرایط مختلف، ایجاب می‌کند که در داخل پروژه یک ساختار دیگر ارائه شود.
بنابراین دو نوع برخورد داریم، یکی اینکه معماری داخلی را خاص ببینیم یا اینکه آ‌ن را در متن کلان معماری مورد بررسی قرار دهیم. می‌توان مثال‌های زیادی در این مورد با توجه به کارهای معمارانی مانند فرانک گهری، رم کولهاوس و... ارائه کرد. اخیرا جریان اضافه کردن یک ساختار جدید به داخل بنا، بیشتر مطرح است چون مبحث انسانی تر کردن فضا بیش از پیش مورد تاکیدقرارگرفته‌ا‌ست و صرفا تاکید روی آوانگارد کردن جریان نیست. البته در این میان بحث تغییر یاRemodeling هم مطرح است. زمانی که معماری داخلی را مطرح می‌کنیم در واقع معمار خیلی خاص‌تر و مشخص‌تر یک شیوه زندگی را ارائه می‌کند تا انسان‌ها هدفمند در آن سیستم زندگی کنند و به نحوی نحوه زندگی را هدایت می‌کند. ببینید زمانی که در مقیاس کل بنا صحبت می‌کنیم خیلی چیز‌ها واقعا قابل درک نیستند، در داخل فضا مسائل انسانی تر و هدفمندتر می‌شوند.

در واقع این نوعی ارزش‌گذاری به مردم است، که‌ا‌غلب می‌بینیم در عین اینکه‌ا‌صلی‌ترین فاکتور هستند، فراموش می‌شوند. مباحثی که‌ا‌مروزه در زمینه مشکلات معماری و شهرسازی مطرح می‌شود ناشی از نادیده‌گرفتن خود مردم به عنوان کاربران این ساختار‌ها است و معماری داخلی حرکت در سمت نیاز‌های مردم را جهت‌دارتر می‌کند.
دقیقا، معماری داخلی نقطه تلاقی انسان و طراحی آوانگارد است؛ من با مباحث آوانگارد کاملا موافقم ولی در یک جایی باید انسان وارد این جریان شود آن هم به صورت شدید. اینجا بحث انسانی بودن فضا پررنگ‌تر می‌شود و به نظر من سرنوشت فضا در داخل آن مشخص می‌شود.

شما تاکید کردید که مبحث معماری داخلی امروزه بسیار «مهم» شده‌ا‌ست. این اهمیت شاید بیشتر مربوط به مباحث جهانی و کلی آن باشد. در داخل ایران نحوه پرداختن به موضوع چگونه‌ا‌ست؟
متاسفانه در ایران این مقوله در حد کنار هم چیدن مصالح، تقلیل یافته‌ا‌ست؛ زیرا تنوع در مصالح امروزی زیاد است ولی من هیچ اعتقادی به‌ا‌ین ندارم، زیرا چنین کاری را هر کسی می‌تواند انجام دهد ولی کار معمار «ابداع ساختار» است. ساخت فضا مقید به مصالح نیست بلکه مسئله مهم ساختار است. در ایران ما صرفا همین را داریم. بسیاری از شرکت‌های مربوط به‌ا‌بزار طراحی و دکوراسیون داخلی، خودشان الگو ارائه می‌دهند و خودشان هم به عنوان طراح داخلی کار را اجرا می‌کنند و این روند مناسبی نیست و در نهایت به بن‌بست می‌رسد.

بنابراین گرایش در ایران بیشتر به سمت تزئینات و دکوراسیون داخلی است تا طراحی داخلی.
دقیقا.

حال در یک فضای مصنوع مثل یک چهاردیواری مشخص، چگونه و با چه روندی می‌توان طراحی کرد؟ به نظر می‌رسد در اینجا ابزار بر ابداع پیشی می‌گیرد.
من در این مورد با یک مثال پاسخ می‌دهم؛ زمانی که یک جراح می‌خواهد جراحی کند هدفش حل مشکل اساسی موجود است، ولی در انجام تمام مراحل کار و اجزاء مختلف کار، سعی می‌کند به بهترین نحو عمل کند و حتی آخرین بخیه‌ها را به زیباترین حالت ممکن بزند تا مشکلی ایجاد نشود. ولی اینها حواشی کار هستند و اصل چیز دیگری بوده‌ا‌ست. در معماری هم همین روند وجود دارد و تمام قسمت‌های کار باید به زیبایی و بهترین نحو ممکن انجام شوند ولی مسئله‌ا‌ساسی ایجاد حس فضایی و نوعی ابداع در فضا است. زمانی که فضایی مانند محیط داخلی یک اداره، فروشگاه و یا فضای مسکونی را داریم و می‌خواهیم در داخل یک «جریان موجود» یک «جریان جدید» ایجاد کنیم، نحوه‌ا‌تصال و ارتباط این دو جریان، با ابداع یک ساختار توسط معمار میسر می‌شود.
به عنوان مثال در کاری از دفتر معماری OMA، که کولهاوس ارائه کرده‌ا‌ست به نام مرکز پرادا در نیویورک، این جریان کاملا واضح و مشخص است. ساختار متغییر است و بر اساس نیاز‌ها تغییر می‌کند و انعطاف پذیری flexibility)) و سیالیت فضایی خیلی زیاد است. ارائه‌ا‌ین طرح با استفاده‌ا‌ز دیاگرام و به صورت ارائه لایه‌های مختلف انجام شده‌ا‌ست و این لایه‌ها بر اساس نیاز می‌توانند تغییر کنند. خود من در کارهایم به دنبال چنین روندی هستم تا فضا‌ها بر اساس نیاز‌ها تغییر کنند و انسان‌ها در شکل‌گیری فضایی و تغییر آن دخیل باشند.... به‌ا‌ین ترتیب عمر فضا بیشتر می‌شود.

با این توضیحات آیا می‌توان نتیجه گرفت که علت موفقیت و مطرح بودن چنین طرح‌هایی، در نظر گرفتن این مسیر درونی و طراحی دیاگرام‌ها ی داخلی از ابتدای کار است؟ چیزی که در معماری امروز ما بسیار کم به آ‌ن پرداخته‌می‌شود و یا اصلا وجود ندارد.
در طراحی داخلی ما و همچنین در بحث کلان معماری به‌ا‌ین روند اصلا پرداخته‌نمی‌شود و هیچ ساختاری در کارها دیده نمی‌شود. فضاها بر اساس دیاگرام دارای پشتوانه می‌شوند و نشان‌دهنده درک معمار و تحلیل او از فضا هستند. اگر ایده مناسبی برای کار ارائه شود پروژه تا پایان مسیر مناسبی را طی خواهد کرد.

چند مثال موفق دیگر...
علاوه بر مرکز پرادا که مطرح شد کاری از فرانک گهری در نیویورک کاملا این جریان را در خود دارد؛ او داخل یک بنای کلاسیک را با صفحات مواج که‌ا‌ز ویژگی‌های کار‌هایش است، طراحی کرده‌ا‌ست و با وجود اینکه تفاوت داخل و خارج بنا کاملا مشهود است ولی نوعی جریان و ساختار مناسب در داخل ایجاد شده‌ا‌ست و این کار را معمارانه می‌کند. ظه حدید این سازماندهی فضایی را از ابتدا دارد و در طرح‌های او داخل و خارج یکی است. مثال دیگر در مورد یک مرکز فروش عینک در نیویورک است که یک ساختار جدید در داخل بنا طراحی شده‌ا‌ست و نحوه‌ ا‌رتباط طرح با وضعیت قبلی به خوبی انجام شده‌ا‌ست.

خود شما در طرح‌هایتان چه روندی را در پیش می‌گیرید؟
مبحث تغییر برای من خیلی مهم است و سعی می‌کنم انعطاف‌پذیری فضا را افزایش دهم، زیرا با این روش عمر فضا طولانی می‌شود و از طرف دیگر تنوع فضایی برای انسانی که مدام در حال تغییر است ایجاد می‌شود و به‌ا‌ین ترتیب معماری پویا و سیال، حس می‌شود. حتی اگر طراحی داخلی یک فضای کوچک به من داده‌شود به دنبال پتانسیل‌هایی می‌روم که خاصیت تغییر پذیری را در فضا ایجاد کنند، در این مرحله مصالح به ما کمک می‌کنند ولی لایه‌ا‌صلی نیستند. در انتخاب مصالح، من سعی می‌کنم از مصالحی که بر اساس شرایطی شامل نور روز، طبیعت، گذشت زمان و...تغییر می‌کنند، البته نه به معنای فرسودگی، استفاده کنم، مانند شیشه و مس و کنترل نور و غیره و تمایل دارم همه چیز را در تغییر ببینم.
سازماندهی فضایی را بیشتر به عهده‌ا‌ستفاده‌کننده می‌گذارم و معمار را به عنوان کسی که حرف اول و آخر را می‌زند قبول ندارم و انسانی کردن موضوع برای من مهم است به نحوی که شیوه و روش را مشخص می‌کنم و بقیه تغییرات را به عهده کاربر می‌گذارم.

بیشتر از چه مصالحی در طراحی استفاده می‌کنید؟
از شیشه و کریستال زیاد استفاده می‌کنم؛ به طور کلی در معماری نوعی تقابل با سایر هنر‌ها و فنون وجود دارد و من تصور می‌کنم که‌ا‌ستفاده ‌ا‌ز این مصالح به فضای ذهن من نزدیک است و به نوعی تجسم عینی فضای ذهنی خودم را در کار با شیشه می‌بینم.

استفاده‌ا‌ز برخی مصالح هزینه‌های زیادی را برای کارفرما به دنبال دارد، در این زمینه راهکار شما چیست؟
البته‌ا‌ین مصالح هزینه‌های زیادی را به دنبال دارند و باید باز هم به دنبال ابداع بود؛ به عنوان مثال در یک ساختمان اداری در تهران ما طرحی برای استفاده ‌ا‌ز شیشه‌ا‌رائه کردیم که برای اجرا در چهار طبقه هزینه زیادی به دنبال داشت، ما با در نظر گرفتن یک راهکار جدید، با استفاده‌ا‌ز شیشه معمولی و ایجاد تغییراتی در آن، در تعامل رنگ و شیشه، فضای مورد نظر را به خوبی طراحی کردیم. در پروژه دیگری در کیش به همین ترتیب کار طراحی داخلی را انجام دادیم.
اگر ایده طرح منطبق با شرایط باشد به خوبی و با کنار زدن مشکلات سر راه به نتیجه خواهدرسید؛ در واقع معماری داخلی طراحی یک شیوه زندگی برای انسان‌ها با توجه به درک معمار از رویکردهای جامعه جهانی امروز است.


P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری