اگر از آسمان به شهر مسلمانها نگاه شود مساجد آن مانند ستارهها خواهند درخشید؛ اما آیا، در شهرهای امروز ما، واقعا میدرخشند یا در وضعیت کنونی معماری و شهر سازی ایران تبدیل به حلقههای گمشده کم سو شدهاند؟! برای تعریف شاخصهای شهری مساجد در شهرهای امروز و جلوگیری از روند تکرار فرمال و تقلید صرف از گذشته و تلفیق صحیح و اصولی آن با سایر کاربریها، که در جوامع امروزی امری ضروری مینماید، باید وضعیت کنونی مساجد به دقت مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.
ساختمانهای عمومییک شهر یا کشور، به عنوان شاخصهای توسعه مطرح هستند و با تاکید بر هویت جامعه، نماد فرهنگ و مذهب یک کشور به حساب میآیند. حال با توجه به مساله هویت در«شهر اسلامی»، معماری مسجد عاملی تاثیرگذار بر سیمای شهر اسلامیبه شمار میرود. علاوه بر این مطلب، در راستای اهداف و تاکید دولت در مورد پرداختن به فضاهای فرهنگی و در راس آن مسجد، لازم است دستاندرکاران و متصدیان امر توجه بیشتری به این موضوع داشتهباشند و با آیندهنگری کامل به بررسی وضع موجود و سپس برنامه ریزی برای آینده بپردازند. افرادی که در زمینه طراحی مسجد دارای سابقه کار و تحقیق و تدریس هستند، با تدوین اطلاعات و تجربیات خود و قرار دادن آن در اختیار جامعه معماری و دانشجویان، میتوانند کمک شایان توجهی به بهبود وضعیت طراحی در زمان معاصر کنند.
ساخت و ساز مسجد در حال حاضر از وضعیت مناسبی برخوردار نیست؛ هیچ دستهبندیای برای مشخص کردن انواع آن و طراحیهای متناسب با این نمونهها انجام نشدهاست و تصورات بیشتر به سمت طراحی دو مناره و یک گنبد و سر در با شکوه گرایش دارند. برای فهمیدن مسجد ابتدا باید معماری و بعد معماری اسلامی ایران را شناخت تا رسید به این که معماری مسجد باید چگونه باشد. در مورد بررسی و مطالعه آثار معماری و معماری اسلامی گذشته ایران تلاشهای بسیاری انجام گرفتهاست و اسناد و کتب فراوانی توسط متخصصان و محققان این زمینه، برای مطالعه تهیه شدهاند؛ اما در این میان نوعی گسست میان گذشته و حال دیده میشود که در مورد مسجد بسیار پر رنگ است و در واقع جریانسازی مناسبی در راستای تحلیل میراث گذشته و رسیدن بهاصول طراحی معاصر، انجام نگرفتهاست و کمبود اسناد مدون و مکتوب در مورد اینکهامروز چگونه باید طراحی کرد و پاسخگوی نیاز افکار جامعهامروز بود، کاملا محسوس است.
در این زمینه اساتیدی همچون دکتر غلامحسین حمزه مصطفوی، معمار و مدرس حوزه و دانشگاه در عرصه طراحی مسجد، با سابقه ده ساله در تدریس و پژوهش، در تلاش هستند تا با تدوین اطلاعات و تجربیات خود و ارائه راهکارهای عملکردی و موثر، توجه مسولان امر ساخت فضاهای فرهنگی و به خصوص مساجد را بیش از گذشته به تحلیل وضعیت موجود و برنامهریزیهای صحیح برای آینده، معطوف کنند. در گفتگویی صمیمانه پای صحبت استاد بودیم و در ادامه راهکارهای ارائه شده در این گفتگو را میخوانیم.
تحلیل تاریخی روند طراحی مساجد در ایران و خارج از آن، فضاهای تشکیل دهنده آن، شاهکارهای معماری مسجد و مباحث مربوط به حس مکان و فضا، از جمله مباحثی هستند که به صورت مکرر در کتابها و گزارشها و... به آنها اشاره شدهاست، حال وضعیت امروز مساجد ما چیست و برای طراحی معاصر چه باید کرد؟
جای فضاهای فرهنگی و آمار آن و به خصوص مسجد که در والاترین جایگاه اماکن فرهنگی قراردارد در آمار نفوس و مسکن کشور خالی است؛ در کنار وضعیت مسکن و شهر، وضعیت فضاهای فرهنگی و به خصوص مسجد، باید برای برنامه ریزیهای آینده مشخص شود. در حال حاضر آمارهای مختلفی وجود دارند به عنوان مثال گفته میشود58000 یا 60000 مسجد در کل کشو ر وجود دارد، گفتن این اعداد راحت است ولی زمانی که بخواهیم آنالیز کنیم و از دریچههای مختلفی بهاین اعداد نگاه کنیم میبینیم که گفتن عدد و رقم کافی نیست و باید انواع و دستهبندیها مشخص شوند. دسته بندی مساجد بهاین ترتیب است: مساجد جامع و بزرگ که به عنوان کانون در راس هرم قرار میگیرند، مساجد منطقهای که در مناطق بزرگ شهری قرار دارند، مساجد ناحیهای و محلهای. بعد از مساجد شهری، مساجد روستائی هم مطرح هستند. از طرف دیگر رقم شصت هزار مسجد، مسجدی با مساحت ده مترمربع و هم مسجدی با مساحت هزار متر مربع را شامل میشود و اینها با هم در یک رده نمیتوانند قرار گیرند. نیازها و کاربری یک مسجد کوچک بسیار متفاوت از مساجد بزرگ شهری که یک شهر را پوشش میدهند است. در چنین محلی تمام فعالیتهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی در اینجا متمرکز است و میتواند تاثیرگذار باشد بنابراین دامنه نفوذ مسجد شهری یا منطقهای بسیار بیشتر از نوع محلهای است. ما در واقع اینها را شناسایی نکردهایم و آماری به لحاظ تقسیمبندی آنها نداریم.
تاثیر عملکردی آمار ارائه شده در این زمینه چه خواهد بود؟
در بحث معماری تصور اکثریت بر این است که باید یک سردر باشکوه با دو مناره و گنبد ساخت و رسید به مسجد ایدهآل؛ یک سری شاخصها را از معماری گذشته گرفتهایم و همینها را تکرار میکنیم، در حالی که مطالعات گذشته نشان میدهند که تنها شش درصد از مساجد ما دارای گنبد و مناره بودهاند، آن هم مساجد بزرگ، بنابراین چرا ما آنها را در تمام انواع مساجد معاصر تکرار میکنیم؟ معماری مسجد در سال 85 باید متفاوت از زمان صفویه باشد. در آن زمان برای پوشش دهانههای بزرگ مجبور بهاستفاده از گنبد و طاق زنی و... بودند اما در حال حاظر با تکنولوژیهای جدید ساختمانی، چه لزومی به تکرار این فرمها وجود دارد؟ ولی متاسفانه هیچ تصویری از این تفاوت دیدهنمیشود. یک مسجد محلهای کاراکتری آشنا و مردمی دارد و اصلا نیازی به کارهای هزینهبر و غیرضروری نیست. به لحاظ عملکردها، فضاهایی میتوانند همراه با مسجد طراحی شوند البته با رعایت اصول و ضوابط، ولی در حال حاظر نوعی به هم ریختگی مشاهده میشود و هر کس هر نوع کاربری را در کنار مسجد میآورد. ما اگر آماری از وضعیت گذشته و حال داشته باشیم و مساجد را دستهبندی کنیم، به نتایج مطلوبی برای برنامهریزیهای آینده خواهیم رسید. در آمار سال 85 باید به مراکز فرهنگی به خصوص مساجد نهایت دقت شود تا در بر نامهریزیهایی که مسولان ساخت این فضاها انجام میدهند آمار صحیح وضعیت موجود در دست باشد و تخیلی کار نکنند.
در کنار مساجد امروز، فضاهای خدماتی و تجاری نیز طراحی میشوند. نحوهارتباط این فضاها باید به چه صورت باشد تا سایر عملکردها بر عملکرد مسجد غالب نشوند؟ به عنوان مثال مسجدی که طبقه زیر زمین آن به صورت تجاری طراحی میشود و هیچ گونه تفکیک فضایی بر اساس ارزش فضاها وجود ندارد و عملکرد مسجد در این میان کم رنگ میشود.
مشاهده میکنیم که تضاد بین بازار و مسجد در بافتهای قدیمی به خوبی حل شدهاست، در واقع مساجد پسندیدهترین مکانها در نزد خداوند هستند و بازارها در نقطه مقابل آن قرار دارند. زمانی کهانسان وارد فضای مسجد درون بازار میشود به واسطه فیلترهایی که در ورودی وجود دارند کاملا از فضای بیرون جدا شده وارد یک فضای روحانی میشوید؛ اما ما امروزهاین مشکل را حل نکردهایم، زیر مسجد پاساژ میزنیم و نما بیشتر حالت تجاری دارد و یک تابلو هم میزنیم کهاینجا مسجد است!
به نظر شما چرا نوعی ترس و واهمه از طراحی مسجد، برای برخی از معماران وجوددارد؟ من حتی از معماران صاحبنامی که پروژههای اجرائی مختلفی در زمینههای اداری، تجاری و خدماتی داشتهاند شنیدهام که هیچ گاه طراحی پروژهای با موضوع « مسجد» را قبول نمیکنند چون سخت است. به تعبیری شاید این سختی مربوط به نحوهارتباط گیری با روح مساله باشد.
دقیقا همین طور است؛ اصولا معماری ما در حال حاضر موفق نیست، به طوری که ساخت و سازهای بی هویت با کپیبرداری از طرحهای خارجی، به وفور در حال انجام است. حال در مورد مسجدی که میخواهیم بسازیم تا مردم با گوشت و پوست و خون خود آن را لمس کنند جای سوال بسیار است. هم زمان با شروع طراحی مسجد، اظهار نظرها آغاز میشود، کهالبته بیشتر آنها از روی دلسوزی و احساس ویژه مردم نسبت بهاین مکان مقدس است، به نظر من باید بهاین نظرات احترام گذاشت ولی طراح باید مقتدرانه کار خود را انجام دهد و هر سخنی را وارد طرح نکند. علاوه بر این بخشی از کار مسجد ارتباط درونی ای است که باید با فضا بر قرار کرد. در گذشته معماران به مرحلهای از عرفان و خداشناسی که میرسیدند تدریجا کارهایشان عارفانه میشد جه در طراحی مسجد، چه در فضاهای شهری یا حتی در طراحی خانهها. این در واقع رسیدن به روح معماری است. در اینجا یاد میکنم از استاد حسین لر زاده که در بحث تزئینات معماری سر آمد بود؛ وی دارای 4 جلد دیوان اشعار عارفانه با دست خط زیبای خود است که در جایی چاپ نشدهاست. شخصیت او و افرادی که چنین آثاری را خلق کردهاند برای ما ناشناختهاست. هر گاه بتوانیم چنین الگوهایی داشته باشیم، شاگردانی تربیت میشوند که روح معماری ایرانی را زنده کنند.
من اعتقاد دارم که کمکم اتفاقات مثبتی در حال رخ دادن است و نباید تنها به نکات منفی اشاره کرد. در خود شهر تهران چند سال اخیر اتفاقات خوبی به لحاظ فضاسازی شهری و طراحی فضاهای عمومی و فرهنگی انجام شدهاست. اگر درمورد طراحی فضاها و بناهای مطلوب شهری و محلات فرهنگسازی شود تاثیر مثبتی روی دید گاه مردم خواهد داشت و با تلاش مسولان شهری بهالگوهای مناسب برای بهسازی فضاها و اماکن شهری خواهیم رسید.

















