:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
چهارشنبه، ۲۵ تير ۱۳۹۹
:: English Section
P گزارش
آسیب‌شناسی روند انتقال اندیشه در محیط آکادمیک

Shahab Mirzaeian شهاب میرزاییانآدمی‌در بدو آفرینش تنها به دنبال رفع نیازهای اولیه خود مانند تهیه خوراك و نهایتا تامین سرپناه بود. اینكه از چه زمانی آدمیان به تكاپو برای آفرینش فضاهای اصطلاحا معمارانه پرداختند به روشنی آشكار نیست.

استون هنج در بریتانیا، یا تپه سیلك كاشان، اریحا در اردن نشانه ای از اولین تلاشهای آدمی‌در ساختن محیط اطراف است. اما چگونه آدمیان نزدیك به 10 هزار سال قبل كه نه از برنامه های آموزشی خبری بود و نه مبانی طراحی، موفق به ساخت و نهایتا انتقال دانش تجربی خود می‌شدند قابل توجه است. اولین مدارس آموزشی پس از آنكه آدمیان در زمان سومریان توانستند بیاموزند كه نوشتنی هم در كار است تاسیس شد و از آن پس آموزش حروف به منظور انتقال معارف و كتابت آنها جزئی از زندگی مردم شد . اما تا این دوران معماری همچون یك علم نانوشته بود. در زمان مصر باستان ایمهوتپ دستورات ساخت هرم بزرگ را بر روی لوح گلی ثبت می‌كرد. اما هیچ شواهدی مستدل بر وجود آثار مكتوب از معماری آن زمان در دسترس نیست و بنابراین آموزش معماری آن دوران بر پایه آموخته های تجربی و نقل شده و انتقال آن مانند آیه نا نوشته، سینه به سینه بوده تا نسل بعدی بتوانند بر پایه تجربه گذشتگان، خود خلق كنند. در زمان یونان و رم باستان آموزش معماری هندسی و كمالگرای آن دوران بیشتر با آموزش قواعد و قوانین ریاضی همراه بود كه دانشمداران زمان از كشف آنان سرمست بودند.
در دوره ساسانی آموزش طبقاتی شدیدی میان اغنیا و فقرا وجود داشت، پس از گسترش اسلام كه شرایط آموزشی برای عموم فراهم شد ؛ ثبت علوم به عنوان یك راه حفظ و انتقال آن مطرح شد. در این دوران معماری خانه پیامبر كه اولین مسجد مسلمانان بود الگویی ابدی برای جهان اسلام شد و فرم های معماری مساجد بر آن اساس شكل گرفت. آموزش معماری از طریق درك فضایی و تجربه گذشتگان و سپس تجربه خودی پیش می‌رفت. در زمان رنسانس در اروپا شكل جدیدی از آموزش معماری متداول شد ؛ مدارسی شبانه روزی كه یك صنعتگر هنرمند یك كودك را تا زمان نوجوانی در نقاشی، تندیس گرایی و سایر هنرها آموزش می‌داد. در آن زمان میل به معماری كمالگرای كلاسیك یونان و رم و شوق به ساخت سبب شد تا اولین معماران آكادمیك ظهور كنند. معمارانی كه در چند رشته هنری نیز خبره بودند و علاوه بر این از فنون ایستایی و استحكام بنا گرفته تا نظریات زیبایی شناختی صاحب نظر و خلاق بودند.
پس از آن بی شك بوزار مهمترین مدرسه معماری بود كه یك برنامه آموزشی مدون معماری را تنظیم و ارائه كرد. در بوزار مدرسان، دانشجویان را به تقلید از گذشتگان تشویق می‌كردند. در آن زمان دانشجویان آثار موزه لوور را مطالعه می‌كردند و مجددا همان اصول را به كار می‌گرفتند. اما با طلیعه دوران مدرن و مخالفت افرادی چون گوستاو مورو، سیستم آموزش در مدارس دچار دستخوش شد. باوهاوس به عنوان مهمترین مدرسه معماری قرن بیستم و ناشر اندیشه نو و مدرن در معماری با شعار فرم تابع عملكرد شكل گرفت. بی شك باوهاس بسیار فراتر از یك مدرسه بود و آموزش و پرورش معماران و هنرمندان جوان چنان بود كه تولیدات باوهاس خیلی زود همه جا را فرا گرفت و اندیشه شكل گرفته در آن توسط همان دانش آموختگان سبب قوت گرفتن معماری مدرن در اواسط قرن گذشته شد.
اما اولین مدارس حرفه ای ایران در عهد ناصری شكل گرفت. این مدارس با الگو گیری از مدارس اروپایی جایگزین مكتبخانه ها شدند. در تاسیس مدارس معماری كه در زمان پهلوی شكل گرفت بیش از همه معماران از فرنگ برگشته نقش داشتند. این معماران همان الگوی بوزاری را در مدارس ایران به كار گرفتند. دانشكده هنرهای زیبای تهران توسط افرادی چون آندره گدار فرانسوی و یا محسن فروغی از فرنگ برگشته اداره می‌شد و لذا رسوخ این شیوه آموزشی در آن زمان كاملا موجه بود.
اما امروزه كه هر كشوری می‌تواند خلاقانه سیستمی‌مبتنی بر نیازهای آموزشی و حرفه ای خود تدوین كند، همچنان همان سیستم سابق پابرجاست. سرفصل های دروس معماری كه یك دانشجوی كارشناسی ارشد سابق می‌گذارند، هیچ نشانی از سنخیت با دوران كنونی نداشت. تغییر دوران آموزشی 6 ساله به 4 ساله با هدف تربیت مهندس معمار به جای معمار نیز ضربه بزرگی به آموزش معماری بود. دانشجویان در این 4 سال ملغمه ای بی سر و ته را از آموزش معماری می‌گذرانند و غایت این نظام آموزشی تنها آموختن و درك نكاتی از اجرای جزئیات معماری است. در این دوره كوتاه دانشجوی رشته ریاضی از صفر الفبای هزار حرفی معماری را می‌آموزد و در بهترین حالت، در پایان دوره آموزشی می‌تواند حروف خانه را هجی كند !
مقایسه سرفصل مدارس مشابه ( از لحاظ لفظ معماری و نه محتوای آموزشی ) نامید كننده است. در مدرسه ای مثل AA لندن، دانشجو علاوه بر آشنایی با تاریخ معماری جهان، نظریات طراحی مختلف، اصول زیبایی شناختی و درك درست از سازه های ساده و پیچیده و سیستم های ساختمانی، در یادگیری نرم افزارهای مربوط نیز به اندازه كافی آموزش می‌بیند.
اما در ایران حتی آموزش درستی در مورد معماری ایران و اسلام وجود ندارد. معماری جهان تنها به آشنایی با لوكوربوزیه ها و آیزنمن ها می‌انجامد و هیچ گاه اندیشه های معماری مورد كاوش قرار نمی‌گیرد و لذا دانشجو هر خط كجی را كه ترسیم كند خود را دیكانستراكتیویست می‌پندارد. مبانی زیبانی شناختی و سواد بصری در حداقل ممكن آموزش داده می‌شود.
دوره آموزش نرم افزارهای متعدد مربوطه، تنها در 3 واحد آموزش یك نرم افزار ساده تاریخ گذشته خلاصه می‌شود. در كنار این مشكلات، عده ای انسان سودجو و یا شاید خیر خواه که معمولا معمار هم نیستند، برای اعتلای معماری اقدام به تاسیس آتلیه ها و مدارس معماری می‌كنند تا كاری را كه سالها برنامه ریزان شوراهای آموزشی غفلت كردند، این اندیشمندان به سرانجام رسانند و پس از اخذ مبالغی هنگفت در لوای آموزش تخصصی معماری ( به ویژه از نوع داخلی ) مدركی كاغذی و ناچیز كه تنها نزد چند دانشكده بی نام و نشان اروپایی معتبر است، مرحمت كنند. در دانشگاههای معماری ایران اندیشه معماری تدریس نمی‌شود و وقتی اندیشه ای در كار نباشد، خلاقیت، اندیشه و روز آمدی مبانی گم شده در آموزش معماری ایران است و بیش از نیمی‌از مسئولیت یادگیری در این سیستم آموزشی بر عهده خود دانشجویان است. در دانشگاههای ایران مبانی اولیه معماری نیز به درستی آموزش داده نمی‌شود و چون خشت اول نهد معمار كج....
تدوین برنامه آموزشی درست در مدارس معماری ایران و دانشكده ها نیازمند اتفاق نظر میان اساتید و پیش كسوتان این رشته است. كسانی كه امروزه به تدریس در این رشته مشغولند و با كم و كاست و نقاط ضعف و قوت دانشجویان آشنایی دارند. هر چند دوره آموزش هر چند ساله برای یادگیری یك حرفه تخصصی مانند معماری كوتاه است اما با برنامه ریزی همه جانبه و منعطف با شرایط و نیاز زمانی و استعداد نسل حاضر، می‌توان دانشجویان را پس از اتمام دوره آموزشی معمارانی دانست كه پس از كسب تجربه در بازار كار، سبب اعتلای معماری ایرانی شوند.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری