:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
جمعه، ۸ مرداد ۱۳۸۹
:: English Section
P گزارش
پای صحبت رئیس گروه معماری دانشگاه دهخدا؛ آزادسازی، حلقه گمشده آموزش معماری

Soheyl Karagah سهیل کارآگاهآرشیتکت نسیم فاضلی، فارغ التحصیل اولین دوره کارشناسی ارشد معماری از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین است؛ وی سابقه تدریس در دانشگاه‌های قزوین، نظیر دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه دهخدا، دانشگاه جامع علمی-کاربردی، دانشگاه اسلامی کار، آموزشکده فنی بقیة‌ا... و بسیاری از مؤسسات دیگر را دارد، هم اکنون نیز به عنوان رئیس گروه معماری دانشگاه غیرانتفاعی دهخدا در قزوین مشغول به کار است. آرونا پیرامون دانشگاه دهخدا و مقوله آموزش معماری با وی گفتگویی انجام داده است که آنرا در ادامه می‌خوانید:

Nassim Fazeli آرشیتکت نسیم فاضلی
- برای شروع، رشته معماری دانشگاه دهخدا را معرفی بفرمایید.
- از دو سال قبل که دانشگاه افتتاح شد، رشته معماری و شهرسازی در مقطع کاردانی و سپس کارشناسی ایجاد گردید. از همان آغاز تاکنون سعی بر این بود که مطابق با سیستم آموزش معماری در کشور پیش برویم. هدف دانشگاه، تربیت و پرورش طراح معمار برای حضور در جامعه حرفه ای کشور و نیز تکنسین معماری به منظور پرکردن فاصله میان طراحان و مجریان معماری بوده است. سطح تدریس بسیاری از دروس در اینجا، بالا و در حد دانشگاه های خوب کشور است.
- نقش دانشگاه غیرانتفاعی دهخدا رادر زمینه آموزش معماری چگونه ارزیابی می کنید؟
- نرخ پایین تر شهریه نسبت به دانشگاه آزاد و نیز کمی فاصله با تهران، سبب شده که دانشگاه ما، جایگاه مناسبی در آموزش آکادمیک معماری داشته باشد. در حال حاضر، این دانشگاه، فرصت خوبی را برای ادامه تحصیل علاقمندان، در منطقه فراهم آورده است.
- سطح آموزشی دانشگاه دهخدا و سایر مؤسساتی از این دست را در چه حدودی می بینید؟
- اساتید ما بین دانشگاه های آزاد و سراسری قزوین و کرج، مشترک هستند. بنابراین، آنها همان روندی را که در این دانشگاه ها دنبال می کنند، در اینجا پی می گیرند.
ما همین الان برای قبولی دانشجویانمان در مقاطع بالاتر تحصیلی، برنامه های ویژه آمادگی در نظر گرفته ایم. ضمن اینکه با نظر مساعد ارگان های ذیصلاح، به دنبال ایجاد رشته هایی در مقطع کارشناسی ارشد هستیم؛ بنابراین با پیگیری هایی که در زمینه افزایش کیفیت و رقابت با سایر دانشگاه ها می شود، به نظر می رسد که دهخدا در جایگاه مناسبی قرار گرفته که البته در آینده نیز بهبود خواهد یافت.
Nassim Fazeli رئیس گروه معماری دانشگاه غیرانتفاعی دهخدا
- دو دیدگاه کاملا متفاوت در زمینه تعداد مؤسسات آموزش معماری وجود دارد: یکی اینکه افزایش بی حساب و کتاب این مؤسسات، به حیثیت و کیفیت آموزش معماری لطمه خواهد زد و دیگر اینکه ما با فضای رقابتی حاصل از این تعدد روبرو هستیم که خواه و ناخواه، بر این کیفیت، اثر مثبت خواهد داشت. شما این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟
- به نظر من، این پدیده، به خصوص در رشته معماری، نمی تواند پیامدهای منفی به دنبال داشته باشد. برخی از دانشجویانی را که ما تربیت می کنیم، بی شک می توانند به بالاترین سطوح معماری کشور برسند و همین برای یک مؤسسه آموزش معماری، به عنوان یک هدف طولانی مدت، کفایت می کند؛ مثل اتفاقی که در دانشگاه آزاد قزوین افتاده است. بنابراین، من فکر می کنم که موضع دوم به ما نزدیک تر است. کما اینکه بسیاری از دانشجویان ما در رده های بالای حرفه ای مشغول فعالیت هستند.
- مشکلات آموزش معماری را در ایران چگونه می بینید؟
- البته این مسئله چند سالی است که توسط اساتید فن در حال بررسی است. اما به عنوان معماری که چندین سال است در این رشته تدریس می کنم، اعتقاد دارم که:
اولا، معماری رشته ای است میان هنر و صنعت (فن). بنابراین، اینکه بخواهیم آنرا در قالب یک رشته محض پیاده کنیم، عملی نیست. زیرا جنبه های هنری آن، کمرنگ می شود. مثلا، ارائه یک سیلابس ایستا برای دروس، تمرین ها و طرح ها، امکان پذیر نیست؛ بلکه بایستی فقط اهداف به جای روند در این درس ها مد نظر قرار گیرند. به نظر می آید که برنامه آموزشی ما، فاقد ارزیابی و بازنگری سالانه است. شما می بینید که هنوز هم در دروس فنی، اجرای دیوار آجری، نعل درگاه و یا حتی طاق ضربی، نهایت چیزی است که تدریس می شود. در حالی که جای خالی آموزش تکنولوژی های روز دنیا، احساس می شود.
مسئله بعدی این است که برنامه آموزشی ارائه شده توسط آموزش عالی، نیازهای واقعی دانشجو را براورده نمی کند. به طوری که دانشجویان ما با ورود به دنیای حرفه ای، با مسائل و مشکلات بسیاری گریبانگیرند.
مشکل بعدی ما، "تقسیم بندی" است. ما قبلا کارشناسی ارشد معماری را داشتیم و الان، کارشناسی و کاردانی را داریم. این باعث وقفه در روند تکاملی آموزش معماری می شود. بسیاری از دورس، در مقاطع بالاتر تکرار می شوند و این از لحاظ زمانی، هزینه ای است که دانشجو می پردازد.
به نظر من، بایستی یک دو سال اول آموزش، صرف مسائل تئوری شود. بعد هم علوم انسانی به سیلابس درس های دوره اضافه گردد. جایگاه علوم انسانی در رشته، بسیار ضعیف شده است. ما وقتی در مورد معماران بزرگ و یا سبک های معماری در کلاس طحبت می کنیم، کاملا واضح است که این مباحث، با دروسی مثل فلسفه، عرفان و جامعه شناسی در ارتباط هستند؛ در حالیکه هیچ درسی با این عناوین و مضامین، در سیلابس معماری وجود ندارد.
مسئله آخر، بی توجهی به مباحثی از قبیل نور و صوت و سایر مفاهیم از این دست در آموزش معماری است. در حالی که در آثار معماران بزرگ دنیا به آنها بسیار توجه شده است. عدم آشنایی دانشجویان ما با این مفاهیم، خود بخشی از مشکلی است که در سیستم وجود دارد و بعدها، در آینده کاری دانشجویان، خود را نشان می دهد.
- بحث خوبی شروع شده است! حالا این موضوع را به فاصله فاحش میان آموزش معماری در ایران و جهان بسطش دهیم. این تفاوت کیفیتی از کجا می آید؟
- تا آنجا که من اطلاع دارم، در دانشگاه های خاص، اهداف خاص دنبال می شود. به طوریکه با تغییر یک رئیس دانشکده، یک مسئول آموزش معماری و یا طیف اساتید، ممکن است روند آموزشی مؤسسه مربوطه، سمت و سویی متفاوت به خود گیرد که نشأت گرفته از علایق و مهارت های وی و همفکرانش است.
اما ما در ایران، چنین چیزی نداریم. آمده ایم و گفته ایم که همه دانشکده ها با همه اساتید، مدیران گروه و رؤسای دانشکده ها با طرز فکرهای متفاوت، بایستی از یک چارچوب کلی پیروی کنند. به نظر من، باید قدری آزادانه تر با این مسئله برخورد شود. یعنی دانشگاه هایی مشخص شوند که در آنها، معماری با گرایش ها و تخصص های خاص، تدریس شود. شاید اینطوری شاهد دانش آموختگان متخصص تری باشیم.
- در عین حال، یک اشکال که در سیستم آموزش ما وارد است، سلیقه گرایی است؛ یعنی فاقد استاندارد در این زمینه هستیم. از سوی دیگر بحث آزادسازی و ارائه متدهای متنوع آموزش های معماری را پیش رو داریم: چیزی شبیه آنچه که در سابقا در دانشگاه های تهران و شهید بهشتی جریان داشت. آنها به دو شیوه شناخته شده متفاوت و منتج از اروپا، آموزش معماری را دنبال می کردند و چیز خوبی هم بود. شما در طول بحثمان، به هردو مورد اشاره کردید. این دو دیدگاه، انگار با هم در تناقضند. چگونه آنها را در کنار هم قرار می دهید؟
- من به آزادسازی بیشتر از استانداردگرایی فکر می کنم. یعنی به آن بیشتر احتیاج داریم. آزادسازی یعنی اینکه یک دانشگاه برای خود هدفی را در نظر می گیرد و سعی دارد دانشجویان را در آن مسیر پرورش دهد. مطلوب نیست که هر دانشجو در هر دانشگاه، بدون بدون در نظر گرفتن هدف مؤسسه و سیستم، و تنها در سایه یک چارچوب کلی و استاندارد گرایی خشک و بدون انعطاف، تحت آموزش قرار گیرد.
پیشنهاد می کنم چند دانشگاه قطب داشته باشیم و آنها مسئول باشند؛ بطوریکه هدف را تفکیک کنند و سایر دانشگاه ها نیز با همین روندها جلو بروند. این به خصوص در معماری لازم است.
- برگردیم به دهخدا. با توجه به اینکه این دانشگاه برخی از سلسله مراتب مربوط به انواع دیگر دانشگاه ها را ندارد، از این پتانسیل چگونه استفاده می کنید؟
- ارتباط دانشجویان با مسؤلان، بسیار ساده و بدون تشریفات است. هر نوع مشکلی که در سیستم وجود داشته باشد و دانشجویان آنرا مطرح کنند، به سرعت منعکس می شود. البته این همه ماجرا نیست؛ دیدگاه و چشم انداز ما بسیار فراتر از امکانات و توانایی های فعلی است. به هرحال کمبودهای کمی، ما را دچار مشکل می کنند که من امیدوارم که به مرور زمان برطرف شود.

Nassim Fazeli, Dean of Faculty of Arch. Dehkhoda University
P تبلیغات
مهندسان مشاور اثر Asar Engineering Consultant
Pirraz consulting planners, architects and engineers
مهندسان مشاور آتک
Iran Civil Center
ماهنامه صنعت ساختمان داریس