در مورد یک معمار چه فکر میکنید؟ در مورد شباهت معمار با سایر افراد چه نظری دارید؟ از داستان زندگی یک معمار موفق چه میدانید؟
جامعه جهانی معماران گویای آن است که زنان کمتر در سطوح بالای معماری بینالمللی خود را نشان دادهاند. ظه حدید همانی که از پس ابری از ابهامات با آدمها صحبت میکند، یکی از همان اندک زنانی است که جبر زمانه بر آنها کارگر نبوده و نتوانسته جلوی پیشرفت آنها را بگیرد. داستان موفقیت اعجابانگیز معماری که بسیار حرفهای بود اما خیلی خیلی کم میساخت!
زنان در جوامع متمدن و بیتمدن به طور کلی از دور رقابتهای قدرتطلبانه مناصب رده اول مشاغل کنار گذاشته میشوند؛ در جامعه جهانی معماری هم، تعداد انگشت شماری از زنان در سطوح بینالمللی مطرح هستند.... اما حرکتهای به هنگام ظه حدید سبب شد که چهرهای جهانی از او ساختهشود؛ زنی با خلاقیتی وسیع، اندکی سر به هوا، گاهی خوش خنده ولی بیشتر خشک، از بغداد که هم اکنون مشهورترین معمار زن، شهروند بریتانیا و ۵۸ ساله است.
حدید با وجود کمرو بودن بسیار در سیاستهای حاکم بر جامعهاش موثر است و به نقل از پیتر هاگمن (نویسنده و مترجم کتب معماری) او بسیار کمرو است و در صحبت کردن اصلا سخنور قابلی نیست، همه چیز را به هم پیوند میدهد و در نهایت چندان صحبتهایش قابل درک نیست؛ اما حدید معماری است که مدیریتی خشن دارد و به گفته دستیارش او به حدی به انجام دقیق امور وسواس دارد که همکاران قدیمیاش بخاطر دارند به سبب اشتباهی که در کار شده بود، یکی از کامپیوترها را شکست. آنهایی که با او کار کردهاند میدانند که همراهی با ظه چندان آسان نیست، اما نتیجهاش رضایتبخش است.
نویسنده ساندی تایمز میگوید: «اولین باری که با او آشنا شدم، یک اتاق داشت و تعداد انگشت شماری همکار که او را در تمامیمراحل کار همراهی میکردند. بسیار سخت و خشن به نظر میرسید و برقراری ارتباط با او راحت نبود؛ اما هم اکنون دفترش بسیار بزرگتر از یک مدرسه قدیمیبزرگ است که هر کلاسش را ردیفهای متعددی از کامپیوترها تشکیل دادهاند و افرادی بسیار جوان و با هوش پشت هر دستگاه مشغول به کارند. آنها تولیدات زیبایی از فرمها و مدلها و ماکتهای معماری دارند. حدود 136 نفر در دفتر ایتالیا، آلمان و چین حدید مشغول به کارند. دفاتر او هر سال بزرگتر میشود و او همچنان به هیچ کس تفویض اختیار نمیکند و همه دفاتر معماری از آن شخص اوست...».
ظه در محیطی کار میکند که جهان مردان است؛ به نظر او معماری و زندگی خانوادگی برای یک زن ترکیب خوشایندی نمیدهد. او مجرد است و زندگی خصوصیاش هنوز خصوصی باقیمانده است. حدید ۵۸ ساله میگوید تعداد بسیاری از پزشکان، قضات و وکلا و... را زنان تشکیل میدهند که همزمان به زندگی شخصی هم میپردازند، اما یکی از مشکلاتی که همواره معماری آن را بدوش میکشد، این است که نمیتوان مقطعی در آن کارکرد، مدتی کار نکرد و سپس دوباره شروع کرد؛ معماری نیاز به تداوم دارد، تا معمار بتواند روند پیشرفت را صحیح طی کند. مهم نیست سرعت رشد چقدر باشد، اما پیوستگی شرط لازم کار معماری است و دیگر اینکه به سبب تابوهایی که وجود دارد، هنوز تعدادی از زنان وارد عرصه معماری نمیشوند. مردها با کارفرمایان روبرو میشوند، آنها گلف بازی میکنند، قایقرانی میکنند و در نهایت آنها هستند که پروژههای معماری را میگیرند...!
اما حدید متفاوت عمل میکند؛ او کار را بر مبنای تیزهوشی، زیرکی و قدرت شخصیاش میگیرد. کارهای متعدد او نشان از همین قوه خلاقه اوست. هنگامیکه او 100000 دلار جایزه پریتزکر را در سال 2004 برنده شد، اولین زنی بود که مهمترین جایزه معماری را برنده شدهبود و البته هنوز هم هست؛ داوران جایزه پریتزکر او را علیرغم اینکه کار ساخته شده اندکی داشت، لایق دریافت جایزه دانستند.
پس از جایزه پریتزکر زندگی حرفهای ظه بسیار متحول شد؛ او که زمانی معماریش را فقط روی کاغذ میدید (!)، هم اکنون طرحهایش را در خیابانهای شهرهای مختلف در جهان میبیند! کارهایی که حضور معمار بیش از معماری در ساختمان دیده میشود.
آدا لویس هاکستیبل، منتقد معماری در ایالات متحده، برنده جایزه پولیتزر در نقد معماری و داور جایزه پریتزکر، میگوید: «ظه راه دیدن ما و تجربه فضایی ما را تغییر داد...؛ چه تعدادی از معماران میتوانند این کار را انجام دهند. او مانند لباسی که بر تن ساختمان کشیده میشود، معماری نمیکند، بلکه ظه بیشتر از بعد مادی معماری، طراحی میکند. او فضا را در دست دارد. او کف روان، دیوار لغزان و سقفهایی که در حال پروازند را به گونهای که بیرون و درون یگانهای دارند، در هم میآمیزد...».
سالها قبل هنگامیکه حدید جوان چونان بندبازی بر ریسمان در انگلیس کار میکرد، به خودش قول دادهبود که همیشه یک معمار کاغذی میماند، حال هنرمند یا پژوهشگر باشد، فرقی نمیکند. ظه نمیخواست خود را با واقعیت های ساخت وساز و تجارت درگیر کند.... بهترین مدرسه معماری لندن را روزگاری ظه حدید عراقیالاصل به جنب و جوش واداشت. مدرسه معماری AA جایی که او در سال 1971 وارد آن شد.
حدید در حین تحصیل کارگاه خودش را در انبار یک باغ تاسیس کرد؛ ظه بسیار برای ساختن بیصبری میکرد، اما آن موقع در دههای از کارش نبود که بتواند، ساختمانی بسازد. به همین علت معلم معماری شد.
او میگوید: «پدر و مادر من اعتقاد خاصی به تحصیلات داشتند و میگفتند که آموختن سبب استقلال میشود. در سالهای 1950 تا 1960 بغداد جامعهای سکولار داشت، به طوری که بسیاری از خانواده های مسلمان، یهودی و مسیحی، فرزندانشان را به مدارس کاتولیک میفرستادند و من هم به مدرسه کاتولیک میرفتم و این سبب اغتشاش ذهنی من شدهبود. از 11 سالگی میخواستم معمار شوم. دوست صمیمیپدرم پسری معمار داشت، او بسیار به خانه ما میآمد. آنها از او خواستند که کارهایش را در خانه ما نگهدارد. تعداد بسیاری ماکت به خانه ما آورد. من در آن موقع بسیار کوچک بودم و ماکتها برایم بسیار وسوسهانگیز بود! گاهی فکر میکردم که آنها خانه عروسکهایم است. مادرم از آن معمار تاثیر پذیرفت و در همان سال دکوراسیون خانه را کاملا عوض کرد. آن زمان شروعی برای متفاوت نگریستن من به زندگی شد...».
پدر او محمد، تاجر و دموکرات اجتماعی بود که در صنعتی شدن عراق، زمانیکه خزانه کشور با درآمد نفت پر میشد، موثر بود. پس از روی کارآمدن صدام و جنگ ایران و عراق، بسیاری از خانوادههای عراقی، از جمله خانواده او عراق را ترک کردند. با این حال او هنوز خویشاوندان بسیار در عراق دارد.
او میگوید: «بسیار علاقمندم که کاری برای عراق انجام دهم. اما هم اکنون عراق نیاز به نجات مسایل واجبتری از معماری دارد. آنجا یک جامعه زخمیاست که نیاز به مداوا دارد. پس از خانهسازی، بیمارستانسازی، ساختن بناهای آموزشی، میتوان شروع به ترسیم معماری کرد...».
پس ازاتمام تحصیلات، ظه حدید همکاریش را با معمار هلندی رم کولهاس شروع کرد؛ کسی که مرشد او بود و هم اکنون یکی از برترینهای معماری جهان است. نیجل کوتس که هم اکنون استاد معماری آکادمیهنرهای زیبا است، همزمان با ظه دانشجوی رم کولهاس بود. او میگوید: «هر دو بسیار مغرور و متکبر بودند؛ بحثهای جالبی میانشان در میگرفت که سر منشا همه این بحثها علاقه وافر به انقلاب در معماری بود. با وجود اخلاق تند ظه و محدودیتهایی که در ارتباط ایجاد میکرد، همه او را دوست داشتند، چون میدانستند که او آدمیبا اندیشهها و اخلاقیات خاص است. اما هیچ وقت فکر نمیکردیم که او اینقدر موفق شود...».
ظه حدید مخالفان بسیاری دارد، برخی نحوه تفکر او را قبول ندارند و عدهای معماری نشانهگرای او را زیر سوال میبرند و آن را به عنوان معماری نمیپذیرند.... به نظر معمار سنتی بریتانیایی، روبرت آدام، کارهای ظه معماری نیستند حتی آنها ساختمان هم نیستند بلکه مجسمههایی انتزاعی هستند که به معماری تغییر قیافه دادهاند!
ظه حدید میگوید: «جهان معماری بسیار اعجابآور در حال تغییر است...»؛ اما واقعیت این است که گذر زمان برای او تحولات بیشتری را نسبت به دنیای معماری در برداشتهاست...، اما چرا هیچ زنی تا کنون در جایگاه او قرار نگرفتهاست؟! روحیات او، مدیریت او و شرایط و امکاناتی که در آن قرار دارد به معنی این است که از او یک بت ساختهشدهاست. در حالیکه رقبای مرد او که رفتارهای مشابه او دارند، این برچسب را نمیگیرند! در واقع جهان معماری میخواهد از او بازیگری هالیوودی بسازد که هیچ گاه دلسرد کننده نیست!

















