تشکلهای معماری و شهرسازی برمیخورم: "انجمن مفاخر معماری ایران"؛ اوایل احساس خاصی به این انجمن و فعالیتهای آن داشتم.... فعالیتهایی که من، خودم در ذهن خود مطابق نام انجمن مذکور بافته بودم: معمارانی که تمامیزندگی خود را بر سر اعتلای معماری نهادهبودند (!) و حالا پس از گذشت سالیان، همگی دور یکدیگر گرد آمده تا تجربیات و دانستههای خود را ثبت کنند، به امید فردایی روشن در آینده معماری ایران...!
افسوس که هر چه میکشیم از دانایی است؛ به مرور زمان دریافتم که با خیالی باطل، به بیراهه رفتهام. گویی داستان آن آفتابهها و لگنها را باید باز هم تکرار کنیم. حالا جای آن خوش خیالیها را سؤالات بیجواب فراگرفتهاست.

اینکه انجمن مفاخر دقیقاً دارای چه موقعیتی در بدنه معماری و مهندسی کشور است، سوالی است که شاید توانستهباشم آن را حل کنم: احتمالاً زیر مجموعه سازمان بازنشستگی کشوری...! این را تیزهوشانه از اعضای انجمن و اساسنامه آن فهمیدم: حداقل سن برای عضویت در هیات امنای این انجمن، 45 سال است! همچنین، موقعیت خوبی را برای گردهمایی و تجلیل از "سالها زحمات افتخارات معماری" فراهم آورده است.
علاوهبراین، وظیفه سختی بر عهده انجمن بودهاست: پیدا کردن مفاخر معماری کشور؛ مفاخری که بعضاً معلوم نیست نیم قرن ابتدایی زندگی معمارانه خود را در کدام سیاره مشغول افتخار آفرینی بوده اند و انجمن زحمت زیادی به خرج داده تا آنها را یافته است! این موضوع سؤال دیگری برایم تداعی میکند: چه کسی مسئولیت خطیر تشخیص افتخار آمیز بودن بعضیها را بر عهده گرفتهاست!؟
این تنها دغدغه و دلمشغولی انجمن نیست؛ آنها قصد دارند در یک برنامه طولانی مدت اقدام به جمعآوری تاریخ شفاهی معماری معاصر ایران بنمایند! اینکه این پروژه چه مقدار زمان ببرد مهم نیست (چیزی که زیاد داریم زمان است!)، اما برنامه این لطف را دارد که میتواند توجیه مناسبی برای لزوم وجود انجمن در یکصد سال آینده باشد. در واقع فعالیت آنها، دهان منتقدین را بسته نگه میدارد، ولی آنها پاسخهای بهتری نسبت به عملکرد خود به منتقدین میدهند:
- پیشنهاد تشکیل شوراي عالي و مردمي معماري مساجد (ایسنا، 15/6/85).
- پیشنهاد تخصیص روز مهندسي به موضوع مهندسان و بازسازي روستاها (آرونا، 16/11/84).
- پیشنهاد تعیین روز معمار در تقویم ملی و وانمود کردن موفقیت در ثبت آن (1383، علیرغم وجود روزی به این نام در تقویم بین المللی).
- اظهار تأسف از تخصیص تنها یک روز به عنوان روز معمار به جای یک هفته (آرونا، 31/1/85).
- ارسال بیانیه به مناسبت روز معمار (آرونا، 3/2/84).
- پیشنهاد تخصیص يك دهه را براي ثبت آثار تاريخي (ایرنا، 27/2/85).
- هشدار جدی به مسولان برای حفظ میراث تاریخی در ارتباط با مصادره لوحهای گلی هخامنشی (مهر، 13/4/85).
- جبران بخشي از خسارات وارده به کتابخانه دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در آتشسوزی (UAN، 25/8/84).
- مخالفت و اظهار تأسف در ارتباط با اجازه احداث ساختمان بلندمرتبه در محدوده حفاظت شده ميدان نقش جهان (آرونا، 19/1/84).
- اعطای نشان معماري ايران را به سيدهادي ميرميران (بعد از فوت ایشان!).
- بزرگداشت استاد سیدهادی میرمیران (بعد از فوت ایشان!).
- ارسال بیانیه به مناسبت روز جهانی محیط زیست (آرونا، 22/3/84).
- ...!

اینها بخشی از آن مسولیتهای خطیری است که منتقدین را سر جای خود خواهد نشاند! اضافه کنید ماجرای تهیه کتاب معماران ایرانی و بدهبستانهای چند 10 میلیونی حاشیه آن (باز هم مسولیت خطیر انتخاب معمار) و گرامیداشت و تشویق "مفاخر معماری ایران". به این ترتیب این انجمن وظیفه مردم و علاقمندان به معماری را خود بر عهده گرفتهاست.... اما اینکه چرا جلسات هیات امنای انجمن در "خانه گستر یکم" برگزار میشود و یا اینکه چرا انجمن نگران لوحهای گلی هخامنشی است، یا چگونه خسارت کتابهای سوخته حقوق دانشگاه تهران را جبران میکند، چرا باید تعداد معینی آن هم با انتخاب کس یا کسانی که بعضا به عمرشان معماری نکردهاند (ویا معماری فاخری نکردهاند!) عضو هیات امنا باشند (شاید مسولیت آنها از هیئت دولت سنگین تر است!)، چرا دیگر کسی نمیتواند به آنها الحاق شود (احتمالاً تشخیص داده شده که مفاخر معماری کشور به پایان رسیده است) و... دیگر مجال آن نیست تا پاسخی بیابم. آقای انجمن مفاخر! شما میتوانید مرا راهنمایی کنید!؟

















