خوب، «ژان نوول» (Jean Nouvel) امسال جایزه پرینتزکر رو برد و افتخاری بعد از مدت ها برای جامعه معماری مدرن فرانسه به ارمغان آورد.... این موضوع بازتاب نسبتا زیادی در اینجا* داشت و برخورد محیطهای آکادمیک فرانسه هم در نوع خود جذاب بود....
برنامهای به این شکل در نظر گرفته شده که هریک از دانشگاه های معماری (۷ مدرسه عالی معماری+مدارس خصوصی) قسمتی از زندگی هنری او را به تصویر بکشند؛ به عنوان مثال مدرسه ما** عکس هایی که "نوول" از "برزیلیا" در مدت زمان طولانی -از دانشجویی تا به حالا- انداخته رو به نمایش گذاشته و هریک به نوعی و کلا جو خوبی از همه نظر اینجا بوجود اومده و به نوعی ارتباط مستقیم با غرور ملی پیدا کرده.... خوب از طرفی هم، کلاس مربوط به او هم که قرار بود ۴ بار در کل این ترم برگزار بشه به شکل هر ۳ هفته یکبار، با 2 بار برگزاری فعلا تعطیل شده و....
اما آشنایی من با "ژان نوول" :
اوایل ترم قبل بود که برای سخنرانی هفتگی یکبار ژان نوول به دانشگاه اومده بود که از طریق تابلو وقتی متوجه شدم که کمتر از نیم ساعت به سخنرانی مونده بود؛ به کافه دانشگاه رفتم و ترجیح دادم اونجا زمان انتظار رو بگذرونم که «رونو» رو دیدم. رونو اولین دوست من در فرانسه بود؛ او که الان حدود ۳۳ سال سن داره دوره لیسانسش رو ۱۰ سال قبل و در بوزار که امروز دیگه مدرسه معماری نیست، گذرونده و خوب به خاطر وضعیت سخت کاری در پاریس به دانشگاه ما میاد تا بعد از گذروندن دوره فوق لیسانس وگرفتن دیپلم معماری بتونه اینجا کار کنه. سن بالای او و ایرانی بودن من، دلایلی بود که منجر به منزوی شدن ما و آشنایی تقریبا اجباری در اوایل ورود به دانشگاه شد. وقتی موضوع رو با یک اشتیاق و هیجانی برایش تعریف کردم که این یک شانسه، در مقابل این هیجان با دستش علامتی رو برای نوول فرستاد که خندم گرفت. خوب اون موقع گذشت و جلسه هم برای من جالب بود با اینکه خیلی خوب متوجه سخنرانی نشدم.
اما داستان رونو چی بود...؛ یکبار سر فرصت که هر دومون سرحال بودیم -تمیز و پاکیزه– برام گفت که حین دوران دانشجویی به دفتر نوول میره و تقاضای کار می کنه. اون موقع زمانی بود که تازه دفتر نوول با عظمت یک کارخونه فعال شده بود و برای دادن حقوق کمتر و معافیت های مالیاتی از دانشجوها شروع به نیرو گرفتن میکنه. بنا بر گفته های رونو بیش از 200 نفر در این مجموعه استخدام بودند -من شخصا دفتر نوول رو دیدم و این موضوع با عظمت ساختمون غیر قابل قبول نیست هر چند مسلما 200 نفر باهم مشغول کار نیستند-اون موقع با یک کروکی از نوول پروژه شروع میشده و با ماکت و ملحقات، بعد از طی مراحلی دوباره به نوول میرسیده که این فعالیتها با نظارت اشخاص دیگهای کنترل میشده. لازم به ذکره که کلا فرانسویها آدمای صبوری تو مسایل مالی نیستند و به نظم در حساب و کتاب اهمیت زیادی میدن– حداقل چیزی که من دیدم این طور بوده– میگفت علیرغم کار زیادی که اون موقع انجام داده بود حقوقی در مدت زمان طولانی –۳ ماهی- دریافت نکرد و خوب اونهم به شدت به پول -برای ادامه تحصیلش- احتیاج داشت. میگفت بارها به این مساله اعتراض کردم ولی همه این موضوع رو به رییس منتهی میکردند و رییس هم هیچ وقت دفتر نبود. تا اینکه یک روز اتفاقی او –نوول– رو در دفتر میبینه و به سرعت پیشش میره و خوب اعتراض میکنه که نوول هم برخورد خوبی باهاش نمیکنه و به نوعی از این کار منفصل شد اگر چه تصفیه حساب انجام میشه.... این موضوع میگذره تا 1 سال بعد برای طراحی سال سوم در بوزار دوباره به پست نوول میخوره و جالب اینجاست که میگفت : «... حسام وقتی اولین بار وقت کرکسیون طبق لیست اعلام شد و من رفتم پیشش، به محض اینکه رسیدم من رو شناخت و گفت تو همونی هستی که پول می خواستی...؟! خلاصه اون ترم هم با آخرین نمره کلاس ترم رو تموم کردیم...»....
در کل چیزی که به گوش میرسه از بعضی دانشجوها و اساتید –که حداقل من باهاشون برخورد داشتم– از نوول به عنوان دیکتاتوری نام میبرن که از زمان «میتران» -رییس جمهور قبل از «شیراک»– روابط بسیار نزدیکی با حکومت برقرار می کنه و از این طریق امتیازات زیادی از نظر گرفتن کارها به دست میاره. اگه یک مقایسه ساده بین کارهای دفتر «ژان نوول» با دفتری مثل OMA انجام بدید خیلی ساده میشه متوجه شد که سهم مسابقات و گرفتن کار از طریق آن در دفتر نوول خیلی کمتر است و کارها به راحتی با ارتباطات گرفته میشه –من جمله موزه «لوور» ابوظبی– در مورد آخر هم که مربوط به سالن فلرامونیک پاریس در منطقه «دولاویلت» میشه هم اعتراض زیادی از جانب شرکتکنندههای دیگه مثل MVRDV به روند انتخاب طرح برتر شدهاست. در واقع در پاریس عملا کار معماری در حیطه قدرت نوول قرار داره و شما در پاریس فعالیت شرکتهای معماری رو یا در زمینه طراحی داخلی میبینید یا کارهای تحقیقاتی و یا ساختوساز. شرح این موضوع صرفا بیان واقعیاتی از جامعه حرفهای فرانسه بود که عینا واقعیتی است بر اساس شواهد و شنیدهها و از بعضی لحاظ کاملا میتوان در قیاس با جامعه خودمون از آن استفاده کرد....!
پینوشت:
*: فرانسه
**: ECOLE NATIONALE SUPERIEURE D`ARCHITECTURE DE LYON-ENSAL

















