:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
شنبه، ۵ بهمن ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
هویت در معماری معاصر ایران پای صحبت دکتر وحید قبادیان

Elham AlaviZadeh الهام علوی‌زادهدر دو دهه اخیر موضوع هویت معماری معاصر ایران در راستای رفع مشکلات موجود در این عرصه، بسیار مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌است و نظرات و پیشنهادات ارائه شده در این زمینه اغلب همراه با موضوع نسبت با تاریخ همراه شده‌اند؛ بررسی مراحل مختلف تاریخی و اتفاقات و رخدادها در زمینه معماری برای شناخت و تصمیم‌گیری در معماری امروز ایران، که با مشکلات و چالش‌های گوناگونی مواجه است، ضروری است.... اما آیا «هویت» وابسته به تاریخ است و هر چه از عناصر معماری تاریخی و مربوط به گذشته دور شویم هویت ما کمرنگ تر می‌شود؟!

در گفتگویی با دکتر وحید قبادیان، معمار و مدرس، به بررسی دوره‌های تاریخی معماری معاصر ایران، نحوه ورود مدرنیته به ایران و وضعیت کنونی جامعه معماری ایران پرداخته‌ایم؛ گفتگو با وی حاکی از سابقه طولانی او در تدریس و پژوهش، چه در زمینه تاریخ و مباحث تئوریک در معماری و چه در زمینه طراحی معماری و طراحی اقلیمی‌است. به عنوان پژوهشگر و نویسنده کتاب‌هایی همچون «مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب»، «معماری در دارالخلافه ناصری»، «بررسی اقلیمی‌ابنیه سنتی ایران»، «طراحی اقلیمی» و... در راه ارتقای کیفی و تحلیل مباحث نظری موجود در زمینه معماری ایران، در تلاش است و لازمه بهبود وضعیت معماری معاصر ایران را همکاری و همیت جامعه معماری ایران می‌داند.



Vahid Ghobadian


- مواجهه جامعه سنتی ایران با تجدد و مدرنیته از چه زمانی آغاز شد و تاثیر آن بر جامعه و در راستای آن بر معماری ایران چه بود؟
- به نظر من اولین برخورد ما با مدرنیته یک برخورد قهر آمیز بود؛ در زمان فتحعلی‌شاه ایران از طرف شمال با دولت روس تزاری و از جنوب با انگلیس مواجه شد، این دو کشور هر دو وارد عصر مدرن شده‌بودند و با تجهیزات و امکانات مدرن ایران را که کماکان در جهان سنت بود به مبارزه طلبیدند. زمامداران و روشنفکران آن زمان یا باید با این مدرنیته مبارزه یا از آن استفاده می‌کردند و ظاهرا هر دو راه را انتخاب کردند، یعنی در عین مبارزه، عباس میرزا از فرانسوی‌ها کمک می‌خواهد و حتی لباس سربازان ما فرنگی می‌شود. پس از تجهیزات نظامی، ‌روزنامه با نام کاغذ اخبار وارد می‌شود و مهم‌ترین اتفاق در مورد معماری احداث مدرسه دارالفنون در سال 1268هـ.ق است و برای اولین بار علوم مدرن به دانش آموزان آموخته می‌شود. مطلب مهم دیگر که با مدرسه دارالفنون آغاز می‌شود، استفاده از المان‌های فرنگی از جمله قوس رومی، ستون شبه کرنتین، ساعت و تزئینات فرنگی است و به این ترتیب در عین اینکه با علم فرنگی آشنا می‌شویم، معماری فرنگی نیز وارد می‌شود و با بوجود آمدن نوعی دوگانگی، سنت ما در کنار مدرنیزاسیون غرب قرار می‌گیرد. از زمان ناصرالدین‌شاه، سبکی داریم به نام سبک تلفیقی که تلفیقی است از معماری سنتی ما و معماری نئوکلاسیک غرب، بهترین نمود آن در کاخ شمس العماره است که در آن نوعی دوگانگی با تلفیق این دو سبک بوجود آمده و تا به امروز ادامه داشته و به تدریج معماری غرب وجه غالب آن شده‌است. روش‌های سنتی ساخت مانند دیوار باربر، سقف چوبی و طاق‌ها کنار رفته و ساختمان‌ها با تکنولوژی غربی ساخته‌می‌شوند و ایده‌ها هم از غرب می‌آیند و هرچند در سطح آکادمیک و در میان معماران به صورت انگشت‌شمار افرادی هستند که صحبت می‌کنند و یا در کارهایشان سعی می‌کنند که وجهی از هویت گذشته ایران را مطرح کنند، ولی این بسیار کمرنگ است و چیزی که بصورت شاخص در سطح کشور می‌بینم معماری برگرفته از غرب است.

- روند معماری معاصر و نحوه ارتباط بین سنت و مدرنیته در دوره‌های مختلف تاریخی تا به امروز چگونه بوده‌است؟
در واقع می‌توان گفت تا زمان اواسط قاجار یعنی تا دوره آقا محمدخان، فتحعلی‌شاه و محمدشاه، معماری ما سنتی یا اصفهانی است، همان شیوه‌ای که در زمان شاه‌عباس در اصفهان شروع می‌شود و تنها تاثیراتی در حد تزئینات و نقاشی از غرب در بناهایی مانند کاخ چهلستون دیده‌می‌شود. همانطور که اشاره شده المان‌های معماری غربی اولین بار در دارالفنون وارد شد و شیوه ساخت و ساز همان شیوه قدیمی‌بوده و با تیر و تخته و آجر و خشت سعی می‌شد نمادهایی از معماری فرنگی در ساختمان‌ها ایجاد شود. ساختمان مهم دیگر تکیه دولت است که در جنوب کاخ گلستان در سال 1285هـ.ق احداث می‌شود و تلفیقی از سنت و غرب است به صورتی که مانند آمفی‌تئاتر غربی و به شکل استوانه‌ای ساخته شده، در حالیکه عملکرد مذهبی دارد و تزئینات و المان‌های اسلیمی ‌و اسلامی‌ در آن دیده‌می‌شود. سال 1303ه.ق نقطه عطف دیگری است که در این زمان دو کاخ ساخته می‌شوند، یکی کاخ سرخه‌حصار یا قصریاقوت و دیگری عمارت خوابگاه در کاخ گلستان که به شکل کاملا فرنگی ساخته‌می‌شوند و هیچ آثاری از معماری ایرانی ندارند. از جمله بناهای دیگر می‌توان به کاخ ابیض و ملیجک اشاره کرد. بنابراین سبک ساختمان‌های شاخص از 1268 تا 1303 تلفیقی و از 1303 تا پایان قاجار نئوکلاسیک غرب است.

ـ آیا در این بناها صرفا ظاهر تغییر کرده یا مصالح و پلان‌ها هم تغییر کرده‌اند؟ - - مصالح تغییر نکرده، به جز سقف شیروانی که در این دوره استفاه شده‌است ولی پلان‌ها تغییر کرده‌اند، بصورتی که پله در محور قرار می‌گیرد و حجم مهمی‌ از ساختمان را به خود اختصاص می‌دهد، بالکن دور تا دور ساختمان قرار می‌گیرد، برخلاف ایوان سنتی که داخل حجم بنا می‌شود، به عبارتی از دوره ناصرالدین شاه به بعد، جامعه ما دو قطبی می‌شود، معماری خواص به سمت غرب گرایش می‌یابد و معماری عوام در چهارچوب معماری سنتی باقی می‌ماند.
از زمان رضاشاه فرنگی‌مآبی و مدرنیزاسیون از حصار خانه‌ها و کاخ‌های خواص خارج می‌شود و شکل عمومی ‌می‌گیرد. تجهیزات و امکانات مدرن از جمله راه‌آهن، جاده، اتومبیل، دانشگاه، مدارس ابتدایی و راهنمایی و کارخانجات در سطح وسیع وارد کشور می‌شوند و در شهرسازی هم روی بافت سنتی شهری ما یک بافت شطرنجی مدرن برای رفت‌وآمد اتومبیل وارد می‌شود و نمای بیرونی در ساختمان‌ها اهمیت می‌یابد و بناها در نمای بیرونی دارای بازشو می‌شوند. اولین سبکی که در این زمان وارد می‌شود آرت نو یا هنر نو است که توسط سه معمار ارمنی از جمله وارطان، پل آبکار و گئورکیان وارد کشور می‌شود، در این سبک که خواستگاه آن فرانسه است هیچگونه تاریخ‌گرایی دیده‌نمی‌شود علاوه بر این، در این زمان سیمان وارد کشور می‌شود و در داخل هم تولید می‌شود و به این ترتیب نمای سیمانی هم مطرح می‌شود و بسیاری از ساختمان‌های آرت‌نو در خیابان‌های انقلاب، جمهوری، لاله‌زار و... بناهای مدرن دارای نمای سیمانی هستند. سبک دیگر مطرح شده در این زمان سبک ملی است که در این سبک معماری پیش از اسلام الگو قرار می‌گیرد و بعد از مدت‌ها ساختمان‌های هخامنشی و ساسانی مثل تخت جمشید پاسارگاد و طاق کسری و کاخ سروستان الگو قرار می‌گیرند که بهترین نمونه‌های آن عبارتند از کاخ شهربانی در سال 1316ه.ش بانک ملی فردوسی 1315ه.ش و موزه ایران باستان طراحی شده توسط آندره گدار.
ساختمان‌های دیگری که در سبک ملی می‌شود نام برد عبارتند از: دبیرستان ایرانشهر در یزد کار ماکسیم سیرو، وزارت امورخارجه کار گئورکیان در میدان مشق که از سبک پیش از اسلام الهام گرفته‌اند، البته سبک‌های دیگری هم در آنها دیده‌می‌شود اما وجه غالب مربوط به پیش از اسلام است.
در زمان رضاشاه علاوه بر سبک ملی حمام‌ها و بازارها و بسیاری از ابنیه عمومی ‌بصورت سنتی ساخته شده‌اند. سبک تلفیقی هم در این دوره دیده می‌شود، از جمله دروازه باغ ملی، نمای غربی کاخ سپهسالار و بلدیه تهران. ساختمان‌های مربوط به سبک مدرن اولیه در این دوره عبارتند از ساختمان راه‌آهن ساختمان مهمانخانه راه‌آهن و هتل در دربند و... در زمان پهلوی دوم معماری سنتی کم‌کم به حاشیه می‌رود و با ورود تیرآهن استفاده از تکنولوژی و معماری مدرن متعالی گسترش می‌یابد، از جمله فرودگاه مهرآباد تهران، فرودگاه اصفهان، بانک کشاورزی، دانشگاه صنعتی شریف تالار وحدت، بانک مرکزی، ساختمان جدید موزه ایران باستان، ترمینال جنوب در تهران و... سبک دیگر مطرح شده که من به آن «معماری نوگرای ایرانی» می‌گویم، تلفیقی است از معماری مدرن متعالی غرب و سنت معماری ایران که با کارهای هوشنگ سیحون آغاز می‌شود از جمله مقبره بوعلی سینا در همدان مقبره نادرشاه در مشهد، مقبره خیام در نیشابور و... ساختمان‌های دیگر در این دوره: سردر دانشگاه تهران کار کورش فرزامی، دانشکده کشاورزی دانشگاه جندی شاپور اهواز، موزه هنرهای معاصر، شهرک شوشترنو، فرهنگسرای نیاوران کار کامران دیبا، تئاترشهر در تهران، برج آزادی در تهران، ساختمان مرکزی میراث فرهنگی در تهران که هر دو کار حسین امانت هستند، مقبره‌الشعرا در تبریز، مرکز مطالعات مدیریت ایران کار نادر اردلان که تبدیل به دانشگاه امام صادق شده‌است.

- آیا طرح‌های ارائه شده در این زمان برای این دوره معماری قابل قبول هستند؟
- به نظر من این ساختمان‌ها جالب هستند، زیرا در اینها ایرانیت بصورت بزک و تزئین نیست. در حال حاضر ما ساختمان‌هایی می‌بینیم که مدرن هستند و تزئینات ظاهری مثل کاشی و قوس دارند. ولی در بنایی مانند تئاترشهر نمای خارجی و قوس‌ها و ستون‌ها تزئینی نیستند و بخشی از کالبد بنا را تشکیل می‌دهند یا در شهرک شوشترنو در عین اینکه مدرن است منبع الهام از گذشته است و در واقع قبل از اینکه معماری پست‌مدرن در غرب مطرح شود می‌بینیم در ایران مطرح شده‌است یعنی ساختمان‌های مدرنی که هویت و گذشته ایران را در آنها می‌بینیم و به نظر من قابل قبول و هنوز هم زیبا و قابل استفاده هستند.
بعد از انقلاب‌اسلامی‌ایران در سال 1357، یک سری تغییرات بنیادی در جامعه می‌بینیم و بسیاری از معماران به خارج از کشور می‌روند و شرکت‌های خارجی فعالیت خود را در ایران محدود می‌کنند و معاران جوان‌تر جایگزین می‌شوند.
در این دوره رجعت به گذشته و سنت‌گرایی مطر ح می‌شود، سنتی با سنت‌گرایی متفاوت است. معماری سنتی همان شیوه‌ها و شکل‌های سنتی است اما در سنت گرایی ساختمان به شیوه مدرن ساخته می‌شود و فرم‌ها سنتی هستند مانند مسجد دانشگاه تبریز، سردر وزارت کشور در تهران، مسجد بلال حبشی در جام جم و....
اکثر ساختمان‌هایی که هم اکنون ساخته می‌شوند، به شیوه مدرن هستند و سنت‌گرایی را در بناهای خاصی مانند بناهای اضافه شده به حرم امام رضا (ع)، حرم امام خمینی (ره)، مصلای تهران و مصلای اصفهان می‌بینیم.
در سبک پست‌مدرن ساختمان‌هایی مانند دانشگاه امام خمینی قزوین، فرهنگسرای دزفول، مسجد الغدیر در تهران و ساختمان اجلاس سران در تهران را می‌بینیم. در سبک‌ های-تک ساختمان‌های بسیار اندکی در ایران کار شده‌اند که به نظر من بهترین آن فرودگاه امام خمینی است.
رستوران پارک گفتگو، طراحی شده توسط مهندسین مشاور ره‌شهر، فرهنگسرای بهمن کار دکتر اسماعیل طلایی و ساختمان اداری خیابان فرشته کار فرهاد احمدی ازاین‌دست هستند.
در سبک دیکاسنتراکشن که مبحثی فلسفی است، در مورد ساختمان‌هایی که در ایران ساخته شده‌اند، من ندیده‌ام که مباحث نظری و فلسفی و بینش آنها در جایی مطرح شود؛ مانند سالن اجتماعات وزارت کشور در زعفرانیه تهران، شهر کتاب در آرژانتین و خانه ای در 7 تیر.
ساختمان‌های سبز و اقلیمی ‌و خورشیدی هم که در ایران بسیار اندک کار شده‌اند، از جمله خانه لواسان کار مهندس نوحی، ساختمان خورشیدی در علم و صنعت و ساختمان خورشیدی در یزد کار خود من که هنوز ساخته‌نشده‌است.

- با توجه به این توضییحات آیا هویت در معماری امروز صرفا باید با دیدی تاریخی و در رابطه با سنت مطرح و ایجاد شود؟
- به نظر من لزومی ‌ندارد که همه از یک روش استفاده کنند و همچنین لزومی‌ندارد که برای همه ساختمان‌ها یک روش ارائه شود؛ مثلا برای فرودگاه، استفاده از هویت گذشته چندان جالب نیست و اکثر فرودگاه‌های دنیا در حال حاضر بصورت ‌های-تک ساخته‌می‌شوند. به عنوان مثال فرودگاه گرگان را بصورت ساختمان‌های سنتی گرگان ساخته‌اند که به نظر من چندان جالب نیست ولی به هر جهت در عصر کثرت‌گرایی فکری باید این کثرت‌گرایی در معماری هم بروز پیدا کند و افراد و گروه‌های مختلف نظرات خود را مطرح کنند و بسازند و نتیجه گیری و ارزیابی شود، و اینکه لزوما همه به دنبال سنت بروند صحیح نیست.
به طور کلی دادن حکم کلی مناسب نیست ولی باید بستری باشد در کشور تا گروه‌های مختلف اجازه رشد داشته‌باشند.
رسالت جامعه معماری ما و مخصوصا جامعه علمی ‌معماری ما این است که مشکلات را شفاف کند و راه حل ارائه دهد و بگوید که برای مباحث مختلف معماری چه پیشنهادی دارد؟ منبع الهام چیست، چه دیدی نسبت به آینده و تکنولوژی و بلندمرتبه‌سازی و بافت شهری و تاریخی دارد.
مشکل دیگر ما این است که جامعه معماری ما تشکل و همیت کافی ندارد و باید بصورت حرفه‌ای و متشکل فعال باشد و روی اتفاقات معماری مملکت نظر دهد به نظر من جامعه پزشکی بسیار فعال‌تر است در حالیکه در جامعه معماری عملا هر کس کار خود را می‌کند و هر از گاهی مقاله‌ای ارائه می‌شود یا سخنرانی‌ای برگزار می‌شود و متأسفانه اینها هیچ گونه سازماندهی تأثیرگذار روی روند معماری ایران ندارند. این جریان در سطح جامعه بصورت بسازوبفروش و به دست نقشه‌کش‌ها و مهندسان راه و ساختمان در حال انجام است و مهندسان معمار هم در جهت جریان این رودخانه در حرکت هستند و هیچ تاثیری در جهت دادن به این جریان ندارند.
امیدوار هستم که معماران ما از این حالت حاشیه‌نشینی خارج شوند و به عنوان عامل اصلی و جریان ساز در عرصه معماری و ساخت و ساز فعال باشند.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری