:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۲۵ تير ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
یادداشتی بر یک گفتگو؛ نگاه آرش مظفری و دفتر EBA به معماری

Mojtaba Mohamad-Zaheri مجتبی محمدظاهریهمیشه قبل از نوشتن هرمتنی به راهی فکر می‌کنم که از آن متن عبور می‌کند یا باید عبورکند؛ اینکه آخر این راه به کجا می‌رسد یا اصلا ازکجا شروع می‌شود ویا چطور باید از این نوشته عبور کرد، سئوالات ناگزیرلحظه‌های قبل از تولد هر متن است.... مثلا همین الان می توانم ذهن مخاطب را با خودم ببرم به معماری امروز ایران بعد ازاهالی جوان‌تر معماری بگویم و بعد برسم به معمار مورد نظر یا نه، می‌توانم بروم یک جایی وسط راه و از همان جا شروع کنم.

Arash-Mozafari
....راستی تا یادم نرفته‌است بنویسم در تمام لحظات قبل از نوشتن این یادداشت و در طول گفتگو با معماری که در سطرهای بعدی نامش را فاش می‌کنم (!) یک جمله از «چارلز مور» توی ذهنم چرخ می‌زد آن جمله این است: به همه معماران توصیه می‌کنم که زندگی را جدی نگیرند زیرا به زحمت جدی گرفتن نمی‌ارزد.
حالا فکر می‌کنم دیگر حاشیه رفتن کافی است؛ ماجرا این‌است که چند سال پیش زمانی که جامعه مهندسان معمار ایران جلسات نقد معماری‌اش را در خانه هنرمندان برگزار می‌کرد اولین آشنایی من و همقطاران من با آرش مظفری اتفاق افتاد. آن روز نگاه خاصش به معماری را برایمان شرح داد، چند سالی گذشت تا اینکه دوباره همین چند هفته پیش فرصت گفتگوی دیگری با آرش مظفری پیش آمد واو دوباره برایمان از معماری گفت....
این یادداشت نوشته‌ایست بر گفتگویی با آرش مظفری که این روزها مشغول پیاده کردن و ویرایش آنیم.
آرش مظفری فارغ‌التحصیل فوق لیسانس معماری به سال 1377 است؛اودر حدود یک دهه فعالیت معماری خود، چندین جایزه معماری و طراحی و چند بنای موفق را در کارنامه خود دارد.
اولین چیزی که آرش مظفری در مورد معماری خود می‌گوید تجربی بودن آنست او میگوید: شکل کار معماری ما تجربی است؛ معماری تجربی نه به آن معنای مصطلحی که درمعماری ایران وجود داشته‌است، برای همین است که نام دفتر معماری ما«شاخه تجربی معماری» است. ما به دنبال یک جریان تجربی معماری هستیم.این نوع معماری بر پایه مقایسه کردن و آزمون و خطا شکل می‌گیرد و یک جریان جهانی در معماری است... مثلا دفتر معماری آیزنمن یا ام.وی.آر.دی.وی هم دفترهای معماری از نوع تجربی هستند.
Nipco-Building
وقتی از اودر مورد معمار محبوبش پرسیدیم او معماران اوایل مدرن به خصوص میس‌واندروهه را نام برد؛ اگر چه شفافیتی که در برخی کارهای آرش مظفری دیده‌می‌شود را شاید بتوان به گونه‌ای به معماری میس ربط داد، هر چند در کارهای آرش مظفری شاهد قرائتی قرن بیست‌ویکمی از این مفهوم هستیم. در این مورد می‌توان ساختمان nipco را مثال زد که این بنا کاندید جایزه آقاخان در سال 2004هم بود.
آرش مظفری مدعی است که هنررا به عنوان یک کلیت می‌بیند، به عنوان یک پیکره و یک جریان که در بستر زمان شکل می‌گیرد؛ او از «حاظر،آماده»های مارسل دوشان از شباهت مجسمه «بطری در هوا می‌شکفد» آلبرتو بوچیونی با موزه بیلبا ئو فرانک گهری می‌گوید و از همه چیزهایی که داستان رابطه‌ای اینچنین نزدیک بین معماری و هنرهای دیگر را روایت می‌کنند.
آرش مظفری تاثیر جریان هنر مفهومی بر برخی از کارهایش را توضیح می‌دهد و می‌گوید: من به دیمن هیرست علاقه خاصی دارم، مخصوصا به مجموعه معروفش «امکان‌ناپذیری فیزیکی مرگ»؛ قبل از اینکه این مجموعه راببینم، ایده‌ای مشابه در ذهنم بود ولی وقتی این اثر را دیدم احساس کردم نوع بسیار متکاملی از ایده من است. ویژگی این ایده همان احساس معلق بودن و رابطه بین هسته و پوسته است که من در طرح سینما آزادی از آن الهام گرفته‌ام.
Azadi Cineplex(Competition-honorable mention)-Tehran Iran 1997
آرش مظفری بهترین کار خود را همان سینما آزادی می‌داند که در دوره دانشجویی طراحی کرده‌است.
از او در مورد پروسه طراحی کارهایش می پرسم از «اتفاق»، چیزی که قبلا از او شنیده بودم، می‌گوید: منظورمن happening است؛ در واقع این واژه با واژه اتفاق فرق می‌کنند. منظورم در واقع مسایلی است که در حین طراحی برروی طرح اثر می‌گذارند، مثلا محدودیت‌ها و نظرات کارفرما یا حتی عوض شدن موضوع پروژه در جریان کار از طرف کارفرما؛ من در طراحی سعی می‌کنم این‌ها را بپذیرم و در ضمن هدف‌های خودم را هم دنبال کنم و به دنبال راهی باشم که باعث می‌شود آن چیزی را که اندیشیده‌ام به چیزی که در نهایت ارائه و ساخته‌می‌شود نزدیک شود.... شخصا نظرم اینست که اگر در طول زندگی حرفه‌ای بتوانم یک ساختمان بسازم که همه چیزهایی که در موردش فکر کردم کاملا اجرا کنم برای من انتهای معماری است، حتی یک ساختمان نه بیشتر.
گفتگوهای پراکنده ما با نگاه به آثار او ادامه پیدا کرد تا به ایده سطوح ممتد یا continues surface رسید و ساختمان عصر دانش که در 1380 طراحی شده بود و این ایده در طراحی آن دیده می‌شود، او تمام این ایده را یک بازی می‌داند و البته برایمان گفت که: آن کار یک بازی بود و مسئله این بود که من خیلی دوست داشتم که این بازی را کشف کنم. همه کسانی که در معماری جهان این بازی را انجام دادند مثل وینی مس، وان برکل، فرشید موسوی و کولهاوس می‌دانند که این ایده یک بازی است، هرچند دوره این بازی هم تمام شد و حالا دیگر این بازی قدیمی شده‌است و من فکر می‌کنم اگر این تجربه انجام نمیشد همیشه در ذهنم می‌ماند.
آرش مظفری از روند طراحی کارهایش برایمان گفت، از دیاگرام و اینکه یک دیاگرام چقدر می‌تواند در طراحی موثر باشد از تویوایتو برایمان نقل قول کرد که دیاگرام جایی است بین کانسپت و پلان یا به عبارت دیگر یک تصور از یک کانسپت که هنوز مجرد است.
نگاه آرش مظفری به معماری، محدویت‌ها و آرزوهایش می‌تواند برای نسل ما امیدوار کننده باشد؛ معماری کردن با همه محدویت‌ها اتفاق خوبی که در معماری می‌افتد.
برای من شناخت آرش مظفری از جریان‌های هنری گذشته و حال و همچنین معماری امروز و دیروز جهان این گمان قدیمی را که معمار ایرانی به نوعی بی‌سوادی دچار است، ازعمومیت می‌اندازد.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری