:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
با نگاهی به کتاب زبان، تفکر و فضا؛ كلياتي در باره‌ زبان

Meysam Ziaei میثم ضیاییدر مورد اهميت زبان، اغراق نيست اگر بگوييم كه ما آدميان با زبان آدم شده‌ايم. هايدگر از جمله انديشمنداني است كه در مورد اهميت زبان بحث كرده است. از نظر او زبان، جهان انسان را تشكيل مي‌دهد. در حقيقت وي انسان را در زبان و زمان معني مي كند و هر گونه استقلال انسان را از زبان و زمان منتفي مي‌داند.

از سوي ديگر هايدگر ادراك عاميانه را از زبان به عنوان وسيله ارتباط رد مي كند و زبان را حادثه اساسي وجود انسان معرفي مي كند. يكي از پرسش هاي اساسي او آنست كه «وجود انسان چيست؟» در نظر او انسانيت انسان نسبت ميان او و وجود (خدا) است وزبان قائم به اين نسبت است و اگر حيوان سخن نمي گويد براي اينست كه چنين نسبتي با «وجود» ندارد.
زبان از پيچيده ترين و حياتي ترين مولفه هاي زندگي و تاريخ بشر است و تا كنون تعاريف متعددي از آن به عمل آمده است اما هيچ يك دربرگيرنده‌ي ماهيت واقعي زبان و چگونگي اين نظام زنده و پويا نبوده است.
زبان هر قوم و ملتي چهار چوبي قابل انعطاف از جهاني است كه آن قوم در آن زندگي مي كند و به جهان خود زندگي مي بخشد. بدين ترتيب از يك سو، زبان يكي از مهم ترين و كامل ترين نهاد هايي است كه در زندگي بشر وجود داشته است، و از سوي ديگر، تا ميزان قابل توجهي، دنياي خاص و با هويت هر جامعه اي را مي سازد.
زبان تنها بر ابعاد معرفتي و تجربي سلطه ندارد . آگاه سازي اجتماعي، اطلاع رساني، استدلال، انديشه و تفكرات انتزاعي و هنر نيز از ديگر نقش هاي مهم زبان در زندگي اجتماعي انسان هستند.
هنر به عنوان يكي از مهم ترين نقش هاي زبان در طول تاريخ، زبان ماندگار و گوياي يك قوم براي معرفي خود بوده است. بي شك ارتباط هنر و زبان ارتباطي دوسويه بوده و قوت و ضعف هريك مؤثر بر ديگري است.
زبان و فرايند تفكر
بحث ارتباط متقابل زبان و تفكر از حدود دو قرن پيش با اثر هردر درباره منشاء زبان در اروپا آغاز شد. بنا به نظر هردر، زبان، به عنوان نظام متعلق به يك قوم، جهان بيني افراد آن قوم را شكل مي دهد. زبان تنها وسيله نيست؛ مخزن و صورت تفكر است.
هردر مي گويد: «زبان صورت علوم است و تفكر نه فقط با آن بلكه بر مبناي آن شكل مي گيرد.»
در بحث ارتباط بين زبان و تفكر سه جنبه عمده مطرح مي‌شود
تكامل فرد: نقش زبان در تكامل و رشد فكري انسان
رشد فكري و زباني كودك تا سن 2سالگي جدا از يكديگر اتفاق مي افتد اما بعد از آن كودك مي‌آموزد كه هر چيز اسمي دارد و از اين زمان به بعد رشد فكري و زباني كودك با هم همراه مي شود.
تكامل جامعه: نقش زبان در تكامل فكري و بينش يك قوم
بنيامين لي ورف و همكارش ادوارد ساپير در مطالعات خود در باره زبان اقوام سرخپوست آمريكايي اصل نسبيت زبان شناسي خود را مطرح كردند. بر اساس اين اصل كه به فرضيه ساپير-ورف معروف است، ناظرهاي مختلف، از راه تجربه واقعيت هاي فيزيكي يكسان، به جهان بيني واحد نمي رسند، مگر آنكه زمينه زبان شناختي آن ها مشابه باشد.
تبيين ارتباط بين تفكر و زبان از بعد علم و فرايند هاي علمي:
در اين حالت بايد توجه داشت كه پيشرفت هاي گسترده و سريع علمي در جهان امروز خود مديون زبان و نحوه‌ي بكار گيري آن هستند.
زبان و فرهنگ
فاصله بين فرهنگ و زبان به قدري كم است كه برخي از متفكران فرهنگ و زبان را مترادف يكديگر مي دانند. در يكي از تعاريف متاخر ، فرهنگ محتويات دانش بومي و ساختار آن معرفي شده است. در مقابل زبان را منبع دانش و نيز وسيله ارائه و طرح مساله دانش نيز تعريف كرده اند.
انسان براي بقاي نوع خود راهي جز خلق فرهنگ ها و زبان ها نداشته است. تصور اين كه انسان بدون زبان مي توانسته است ابعاد مختلف مادي و غير مادي فرهنگ خود را توسعه دهد، يك تصور باطل است. از طرفي سرنوشت زبان به نيروي حياتي، توان، سختكوشي، خلاقيت، ابداع و پيشتازي فكري اهل آن بستگي دارد، يعني قوت و ضعف يك فرهنگ و تمدن به نوعي در زبان و نحوه به كارگيري آن بازتاب مي يابد.
هنر به عنوان يكي از جلوه هاي زبان در هر جامعه و به طور خاص معماری، در تعاملی نزدیك با فرهنگ آن جامعه است؛ اگر به واژه‌ تعامل دقت كنیم، در روح این واژه، مفهومی می‌یابیم حاكی از ارتباطی دوسویه بین هنر و فرهنگ. همان‌گونه كه فرهنگ در شكل‌گیری هنر ملی یك جامعه نقش عمده‌ای ایفا می‌كند، هنر و معماری نیز در مقام فرهنگ‌سازی حضور داشته و این ارتباط را تكمیل می‌کند.
حوزه معنايي واژگان و محيط
آنچه اهميت زبان را در محيط و دخالت در آن، در ابعاد و مقياس هاي مختلف، به اوج خود مي رساند معنا و فرايند انتقال آن است. معاني حامل جهان بيني و فرهنگ يك جامعه و نيز حامل و حاوي تجربيات تاريخي-علمي آن جامعه هستند.
معنا دار بودن يك لغت، فارغ از بقيه زبان، بي معناست. اين شبكه فرهنگي باعث به وجود آمدن نوعي بستر و زمينه براي موضوع هاي عمده، و ازجمله محيط زيست، مي شود.
لغات، به ويژه در زباني غني، مي توانند لايه هاي مختلفي از معنا را توليد نمايند. از سوي ديگر لغات به ظاهر متشابه در يك زبان، در واقع، اطلاعاتي متنوع تر، گسترده‌تر و عميق تر را در باره هر پديده خاص بيان مي كنند.
از سوي ديكر بين فرهنگ‌هاي مختلف ، به واسطه تفاوت‌هاي معنايي بين زبان‌ها، مي‌تواند تفاوت هاي شناختي وجود داشته باشد. اگر تاثير زبان و معاني ذخيره شده در آن را بر فرايند تفكر و ذهنيت انسان ها بپذيريم قطعاً اين امر مي تواند بر تاثير و تاثر دو سويه انسان با محيط زيستش اثر گذار باشد. اين موضوع همچنين مي تواند نظام هاي ارزشي مشابه يا متفاوتي را در چگونگي برخورد با محيط به وجود آورد. در ضمن ضعف و ناتواني زبان مي تواند تاثيري منفي بر ارتباط متقابل انسان و محيط داشته باشد. مي توان ادعا كرد كه هويت و نحوه ارائه، تشخيص و درك آن، قبل از آن كه يك مقوله محيطي باشد، يك مقوله ذهني و زباني است.
زبان، محيط، فضا
يكي از مهمترين مفاهيم در عرصه معماري مفهوم فضاست و معماري هنري است كه بيانش از طريق فضا است ، يعني جنبه صوري و عيني معماري ، صفتهاي ويژه فضا مي باشد. همه صفتهاي ويژه فضا به طبيعت تعلق دارد و از قوانين عيني طبيعي و فيزيكي تبعيت مي كند. محتوا در معماري ، عملكرد يا فانكشن فضا است. فانكشن ، تأثير فضا بر انسان است. اين جنبه (فانكشن) ذهني بوده و به انسان تعلق دارد. به عبارتي فرم صفتهاي فضا و فانكشن بيانگر و معرف فضا هستند.
لويي كان در اين باره مي‌گويد: «معماري ساخت انديشمندانه فضاهاست. حيات معماري ريشه در مفاهيم متغير فضا دارد.»
فضا، به صورت عام و خاص از قديمترين ايام توجه و بحث متفكران در عرصههاي مختلف علمي را برانگيختهاست. يكي از جنبههاي خاص فضا ،فضاي زيست انسان است. اين فضا نيز ابعاد متعددي دارد كه يكي از جديدترين آنها ارتباط بين زبان و فضاست.
زبان ها به لحاظ تبيين فضا و اجزا و عناصر آن، مي توانند متفاوت باشند. اين تفاوت مي تواند در نحوه ادراك، تعبير و شناخت محيط و فضاي زيست باشد. انسان در هر جامعه اي، براي برقراري ارتباط متقابل با محيط و انسان هاي اطراف خود مجبور به كسب يك دانش زباني در باره فضا و نحوه استقرار اشيا در آن است. اين دانش را زبان دروني مي نامند.
تجربيات علمي نشان مي دهند كه فرايند دسته بندي رمزي فضاها و اجزاي آن ها در ساختار زبان، در يك فرهنگ خاص،با همين فرايند در امور غير زباني (مانند ساختار هاي رفتاري، فرايند شناخت و...) ارتباط مستقيم دارد و هر دو دسته از يك الگوي واحد پيروي مي كنند.
زبان در هر جامعه اي، به واسطه توانمندي ها و ساختار خاص خود، نوع متفاوتي از شناخت، تحليل، تفسير، تاويل و در نتيجه، درك جهان را براي گويشوران خود فراهم مي آورد.
آنچه را كه ما جهان مي ناميم، در واقع، ساخته و پرداخته زباني است كه با آن تكلم مي كنيم. به همين دليل شايد بتوان ادعا كرد كه يكي از مهم ترين دلايل تشابه غير قابل انكار در بين افراد در جوامع و اقوام مختلف، از نظر الگوهاي رفتاري، نظام ارزشي، مسكن، معماري و ...، زبان واحد در ميان آن ها باشد.
معماري خود نوعي زبان است كه از طريق سازماندهي فضا بيان مي شود. زبان معماري شباهت زيادي به موسيقي دارد. زيرا فهم آن فضا وابسته است. در مجموع بايد گفت فضا به عنوان ظرف يا مكاني كه فعاليتهاي بشري در آن صورت مي گيرد رابطه اي ناگسستني با زندگي دارد و لحظه اي از زندگي روزمره آدميان جدا نبوده است.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری