:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
جمعه، ۲ آبان ۱۳۹۹
:: English Section
P گزارش
سنت شكنان سنت شناس...!

Mohammad-Reza Shirazi محمد رضا شیرازیاز نظر فیشته، فیلسوف آلمانی (1814-1762 م)، انسان همواره «من» را در رابطه با «جز-من» و «خود» را در مقابل با «دیگری» تبیین می‌كند؛ از نگاه او «جزمن عبارتست از قلمرو عینیت به طور كلی، نه یك شیء معین یا دسته‌ای از اشیاء. و این جز – منِ در درونِ من، رویاروی من قرار می‌گیرد». از نظر او، وجود دیگری برای خودآگاهی امری ضروری است، چرا كه شرط اساسی و بنیادین آگاهی، رابطه ذهن/عین )سوبژه/ابژه( است. پس از این روست كه هم ذهن و هم عین، هم من و هم جز–من، می‌باید برای حصول به آگاهی حضور داشته‌باشند.

«آگاهی پدید نمی‌آید مگر آنكه جز-من رویاروی من قرار گیرد... و من می‌باید خود این رویارو نهادن را انجام دهد». در این جا است كه برای آگاهی، من، جز-من را در مقام موضوع شناسایی قرار می‌دهد، و با توجه و رویكرد به آن، خود را در رابطه با دیگری می‌شناسد. این تفكر، در اندیشمندان بعدی نیز –از جمله‌ هایدگر، فوكو و دریدا – به گونه‌ای مورد توجه بوده‌است.
از منظر‌هایدگر، یكی از وجودیه‌های دازاین (dasein)، «هستن–با–دیگران» (Being–with–others) است، و بینش و آگاهی ما درباره خودمان همواره به نوع این با–دیگران–هستن وابسته است. «ما همواره با دیگرانیم، من اكنون در اتاق تنهایم. اما آن صندلی خالی در گوشه اتاق حضور دیگران را نمایندگی می‌كند. ما با دیگرانیم و برای دیگران. ما خود هستیم، در حضور دیگران و در حضور دیگران خود نیستیم». این دیگران، كه ما همواره خود را با‌ آنها می‌شناسیم همان آدم‌ها (das Man) هستند كه گرفتار روزمرگی می‌باشند. آنها تمام اعمال و رفتار ما را ناخودآگاه به ما دیكته می‌كنند و ما نا گزیر همانیم كه آنها می‌گویند. این آدم‌ها ما را به ورطه روزمرگی می‌رانند و از هستی اصیل باز می‌دارند، اما دازاین اصیل، آنگاه كه عزم اصالت و گریز از روز مرگی می‌كند، خود را از سخنِ آدمیان برمی‌كشد و آنگونه می‌زید كه شایسته او است و گریز از دیگران و آدم‌ها جز با شناخت حالات و زیست جهان آنها امكان پذیر نیست. از اینجاست كه دازاین اصیل، با شناخت موقعیت آدم‌ها در مقام دیگری، از آن موقعیت می‌گریزد. پس گریز از یك موقعیت، جز با شناخت مؤلفه‌ها و حالات آن موقعیت امكانپذیر نیست.
از این نگاه می‌توان مفهوم ما و سنت را نیز چونان خود و دیگری تبیین كرد، و این امر ریشه در مدرنیته و روایت عصر روشنگری دارد، كه در آن مفهوم سوبژه–ابژه شكل گرفته و آنچه مربوط به ماقبل مدرن است «سنت» نام می‌گیرد. «مهمترین نتیجه روایت عصر روشنگری تقسیم تاریخ جهان به دو دوره مجزا بود: دوره‌های ماقبل مدرن و دوره مدرن. در دوره مدرن كه توسط مفهوم عام عقل تعریف می‌شود، آدمی به یاری علم همه رازهای طبیعت را می‌گشاید و به یاری تكنولوژی بر آن مسلط می‌شود. در عرصه جامعه و فرهنگ نیز همه مشكلات از طریق هندسه اخلاق «دكارت» و هندسه اجتماعی حل خواهد شد و در نهایت همه آدمیان در قالب بشریتی وحدت یافته سعادتمند خواهند شد…. مسأله مورد بحث ما به دوره ما قبل مدرن مربوط می‌شود. آگاهی تاریخ مدرن، بنا به ماهیت خویش می‌بایست این دوره را نیز بر اساس یك مفهوم كلی و انتزاعی تعریف كند. بدینسان مفهوم «سنت» از دل تفكر مدرن زاده شد».
دوران مدرن، پیشامدرن را سنت نام می‌نهد و آن را چونان دیگری می‌شناسد، و هر آنچه را كه دیگری است به منظور تبیین خود طرد می‌كند. مدرنیته از دل نامیدن سنت و شناخت مؤلفه‌های آن سر بر آورده‌است و اندیشمندان آن، همواره با برخواندن «سنت» چونان دیگری، مختصات آن دیگری را جسته و خود را در مقابل آن می‌نهند. پس لازمه كار، خواندن و قرائت سنت در مقام دیگری و برساختن خود است.
اندیشمندانی كه داعیه سنت شكنی دارند، سنت‌شناسانی بزرگند؛ آنها همگی فلسفه و اندیشه خود را بر پایه دیالوگ با سنت پی نهاده‌اند. برای‌هایدگر، هستی‌شناسی–و به زعم خود او هستی‌شناسی بنیادین– كه اساس فلسفه اوست، بر پایه دیالوگی است كه با سنت فلسفی قبل خود –از افلاطون تا كانت و هوسرل- دارد. تهافت (Destruktion) ما بعد الطبیعه، جز با شناخت تاریخ و سنت متافیزیك– كه به اعتقاد او تاریخ اندیشه غرب، تاریخ متافیزیك است– امكانپذیر نیست. او در نوشته‌هایش از فیلسوفان ما قبل سقراطی گرفته تا بنیامین و سارتر، با همه سخن می‌گوید. دریدا نیز كه واژه دیكانستراكشن (econstruction) را از Destruktion‌ هایدگر گرفته است، مفاهیمی چون متافیزیك حضور، كلام محوری، آوا محوری و جز این را در دیالوگی خستگی ناپذیر با سنتی پردامنه بنا می‌نهد. او در آثار اندیشمندان غور می‌كند و در پی یافتن ناسازه‌های نهفته در متن آنهاست: «مراد از بن فكنی ]دیكانستراكشن[ عبارت است از جابجا نمودن و ساختارزدایی سنت و كشف عناصر سازنده آن سنت…. در حقیقت بن فكنی به ما می‌آموزد كه هر فرادهش و سنت را بنیان‌فكنی نموده و سپس عناصر به دست آمده را دوباره بازنویسی كنیم». و این امر پر واضح است كه جز با شناخت سنت رخ نمی‌دهد. دریدا خوب می‌داند كه تنها نقطه موجه عزیمت برای ساختارزدایی سنت، خود سنت است.
با مطالعه دیدگاه معماران دیكانستراكشن در می‌یابیم كه آنها نیز همواره نگاه ویژه‌ای به سنت داشته‌اند و آن را در مقام دیگری مورد توجه قرار داده‌اند. این معماران، از آیزنمن گرفته تا حدید، اگرچه منتقدان بزرگ سنت‌اند، اما انتقاد آنها از سنت، بر پایه شناخت و فهم مؤلفه‌های آن شكل گرفته‌است. آیزنمن در مصاحبه با كریر خاطر نشان می‌سازد كه سال‌ها قبل كلیسای رونشان لوكوربوزیه برای او فضایی نو بوده، اما اكنون چیزی شبیه پارتنون است: «بیست سال پیش وقتی به دیدن كلیسای لوكوربوزیه در رونشان رفتم، چنان تجربه و دركی از فضا به من داد كه بسیار برانگیخته شدم، فكر كردم كه بنای بسیار زنده‌ای است. ولی امروز وقتی به آنجا می‌روم، احساس می‌كنم حالا دیگر مثل پارتنون است، كلیسای رونشان هم قسمتی از تاریخ شده‌است». آیزنمن از هر چه كه دیروز است می‌گریزد. دیروز برای او جزو تاریخ است. سنتی است. او خواهان نوشدن پی‌درپی است. وقتی جنكز از او در مورد سبك در حال ظهور دیكانستراكشن سؤال می‌كند، او جواب می‌دهد : «اگر سبك دیكرانستراكشنیسم وجود داشته‌باشند، مطمئناً من اولین نفری خواهم بود كه در برابر آن جبهه بگیرم. آن وقت است كه من رودرروی آن می‌ایستم… من همیشه با چیزی كه مد می‌شود مخالف بوده‌ام». آیزنمن از هر چه «واقع» می‌شود گریزان است. اما راه رسیدن به نوع دیگری از معماری، نفی سنت نیست، بلكه برخواندن آن چونان یك متن و فراخواندن عناصر نهفته در آن است: «روش دست یافتن به نوع دیگری از معماری متوقف كردن معماری كلاسیك نیست، بلكه در واقع باید معماری كلاسیك و مدرن را شكافت…. و به شیوه جراحان باز كرد تا عنصر سركوب شده و نهفته درآن شناسایی شود» و این امر جز با شناخت دقیق میسر نیست.
ظه حدید نیز در هیچ پروژه‌ای یك راهكار معین را به كار نمی‌گیرد. وقتی چومی خطاب به او عنوان می‌كند كه بر خلاف ریچارد مه‌یر كه یك راهكار مشخص دارد، در هر پروژه راهكار خود را تغییر می‌دهد، حدید با تأكید بر این تعبیر عنوان می‌كند كه: «همیشه فشار زیادی روی من بوده تا با آنچه بقیه انجام می‌دهند مطابقت كنم و دیگران به خوبی چنین می‌كنند. من علاقه‌ای ندارم تا آنگونه كار كنم چون واقعاً معتقدم كه كارها بایست متفاوت باشند» او دوست دارد هربار، در هر پروژه‌ای نو باشد. برای حدید سنت «اكنون» اوست. او از اكنون خود می‌گریزد و برای گریز از آن، ناچار باید اكنون خود را كه مدام در حال تبدیل به سنت است خوب بشناسد.
سبك‌های هنری نیز چونان فلسفه بر پایه گفتگویی كه با سنت داشته اند بنیان نهاده می‌شوند. هر سبك نوینی، در قرائت دقیق سنت پیش ازخود نطفه می‌بندد. مدرنیسم، كه بیشتر گسست از سنت است، خود را در گریز از اصول كلاسیك تبیین می‌كند. اگر روی آوردن به سادگی، ترویج تكنولوژی و ماشین و عملكردگرایی از دغدغه‌های اصلی معماران مدرن است، این امر جز با شناخت سنت معماری حاكم آن دوره كه پر از تزئینات و تجمل‌گرا بود صورت نمی‌پذیرفت. پسامدرنیست‌ها نیز كه به زعم خویش بر آنند تا رویكردهای افراطی مدرن و بحران‌های آن را ترمیم نمایند و اصول و مؤلفه‌های سنت را در متن مدرنیسم باز آفرینند، می‌بایست هم سنت را و هم مدرنیسم را در مقام دیگری خوب بشناسند تا از تعامل میان آنها به مؤلفه‌های پسا مدرنیسم دست یابند. دیكانستراكشن نیزكه در پی واسازی متن و توجه به عناصر نهفته در آن است، آنجا كه موضوعش سنت باشد، این امكان جز در نتیجه احاطه بر وجوه مختلف سنت نمی‌تواند صورت پذیرد. پسا مدرنیست‌ها و دیكانستراكشنیست‌ها، هر دو نقطه عزیمتشان سنت است، و هر دو به یك معنا سنت شناسند، با این تفاوت كه پسامدرنیست‌ها رویكردی تأییدی/انتقادی به آن دارند ولی دیكانستراكشینست‌ها رویكردی انتقادی/انكاری. معمار پسامدرن بر آنست تا در معماری‌اش چیزی از سنت باشد. معمار دیكانستراكشنیست توجه دارد تا از سنت چیزی در معماریش نباشد. سنت برای هر دوی آنها «دیگری» است و هر دو این «دیگری» را خوب می‌شناسند.
منابع :
1- فردریك كاپلستون، از فیشته تانیچه، ترجمه داریوش آشوری، انتشارات علمی و فرهنگی، 1375
2- مجله نگاه نو، شماره 31، پنج مقاله درباره‌هایدگر، محمد رضا نیكفر
3- مجله بیدار، شماره صفر، مقاله چگونگی ساخته شدن مفهوم سنت در عصر جدید، مراد فرهادپور
4- محمد ضیمران، ژاك دریدا و متافیزیك حضور، انتشارات هرمس، 1379
5- محمد رضا جودت و همكاران، تو معماری را ترسیم می‌كنی ولی من آن را می‌سازم، نشر سحر، 1371
6- محمد رضا جودت و همكاران، معماری دیكانستراكشن معماری دیكانستراكتیویست، انتشارات پیام، 1372
8-JACQUES DERRIDA In Discussion With Christopher Norris, AD, Deconstruction 2,
9- مجله طرح، نشریه معماری دانشگاه هنر اسلامی تبریز، شماره اول، زمستان 79، گفتگو با ضاها حدید، وولف پریكس و برنارد چومی، ترجمه محمد رضا شیرازی

پینوشت: نقش نو شماره 5

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری