:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
پنجشنبه، ۲۹ مهر ۱۴۰۰
:: English Section
P گزارش
میراث فرهنگی و مقوله حفاظت از ارزش‌های میراثی در گفتگو با دکتر احمد خوشنویس

Elham AlaviZadeh الهام علوی‌زادهمیراث فرهنگی و حفاظت ازآن مقوله‌ای است که امروزه بسیاری از جوامع به خصوص جوامع پیشرفته‌ای که حتی پشتوانه چندان غنی تاریخی و فرهنگی ندارند به صورت کاملا تخصصی به آن می‌پردازند. پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی در کشور ما، اهمیت پرداختن به‌این زمینه تخصصی را کاملا مشخص و ضروری می‌نماید. در‌این خصوص گفتگویی انجام داده‌ایم با آقای دکتر احمد میرزا کوچک خوشنویس، دکترای مرمت از استرالیا، مدرس دانشگاه واز مدیران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، که در ادامه می‌خوانید.

Ahmad Khoshnevis دکتر احمد میرزا کوچک خوشنویس
- تعریف جامع میراث فرهنگی چیست؟
بر اساس تعریف جامع حقوقی و دستورالعمل‌های بین‌المللی، به کلیه ارزش‌هایی که توسط گذشتگان برای ما به میراث گذاشته شده‌اند و ما موظف هستیم آنها را تبدیل به ثروت فرهنگی کنیم، میراث فرهنگی گفته‌می‌شود. ارزش‌های فرهنگی می‌تواند شامل ارزش‌های تاریخی، اجتماعی، زیبائی شناختی و علمی‌باشند. طبق تعاریفی اگر ارزش میراثی به جا مانده، قدمتی بیش از صد سال داشته باشد ارگان‌هایی مانند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری موظف به حفاظت از آن هستند. اما هر پدیده با قدمت صد سال را نمی‌شود حفاظت کرد و نتیجتا ارزش‌های دیگری مد نظر است به عنوان مثال ارزش‌های اجتماعی که برخواسته از نظام ارزشگذاری گروهی خاص از جامعه باشد، خاکریزی از جنگ که برای افرادی که ‌این فضا را حس کرده‌اند، مقدس است ولی سایر افراد ‌این ارزش را حس نمی‌کنند یا خانه استاد شهریار در تبریز که با قدمتی کمتر از صد سال دارای ارزش اجتماعی است و یک ارزش میراثی محسوب می‌شود که باید نگهداری شود.

- شما در خلال صحبت ها از کلمه «پدیده» استفاده می‌کنید، سوال بعدی من ‌این است که آایا‌این ارزش‌ها صرفا ابنیه هستند؟
اینکه با کلمه پدیده اشاره می‌کنم به ‌این دلیل است که‌این ارزش‌ها صرفا بنا نیستند؛ممکن است بنا باشد، شی باشد، آثار فرهنگی و تاریخی منقول و غیر منقول باشد، حتی قصه‌ها و ضرب المثل‌ها و بازی‌ها هم بخشی از‌این مجموعه محسوب می‌شوند.
در مورد ارزش‌های زیبایی شناختی می‌توان به موزه هنرهای معاصر اشاره کرد که تاریخی نیست ولی به لحاظ ترکیب خاص و معیارهای زیبائی‌شناختی آن، باید حفاظت شود. در زمینه ارزش‌های علمی ‌معمولا اولین ها شامل اقدامات حفاظتی می‌شوند. به عنوان مثال در زمینه دانش ساختمان و سازه، اولین پل فلزی که در‌ایران ساخته شده است، اولین گنبد یا طاق، یک بنای خشتی مانند آنچه در بم تخریب شد، معرف بخشی از یک دانش هستند و ‌ایجاد مسوولیت حفاظت می‌کنند بنابر‌این به طور کلی مجموعه پدیده‌هایی که دارای ارزش تاریخی، اجتماعی، زیبایی‌شناختی و علمی ‌هستند در رده حفاظت میراث فرهنگی قرار می‌گیرند.

- حفاظت از‌این ارزشها شامل چه اقداماتی است؟
حفاظت عنوان اقدامات کلی شامل تمام زمینه های تخصصی است که باید انجام شوند تا‌این ارزشها برای ما و‌ایندگان حفظ شوند و شامل چند نحوه برخورد است و به ترتیبی که توضیح می‌دهم مداخله در پدیده میراثی بیشتر می‌شود، اولین بخش نگهداری (preservation) است. در‌این مرحله موظف هستیم که پدیده را همانطور که هست حفظ کنیم زیرا خود همان کالبد گویای ارزش است و اگر بخواهیم انرا به حالت اولیه برگردانیم ارزش آن از بین می‌رود. به عنوان مثال در ارگ علیشاه تبریز جای گلوله‌های دوران مشروطیت موجود است، وجود‌این آثار روی دیواره ها باعث نمی‌شود برای حفظ ارزش، قسمت گلوله خورده را باز سازی کنیم و حفاظت از‌این اثر در مرحله نگهداری باقی می‌ماند و اتفاقی که در گذشته افتاده است به‌ایندگان معرفی می‌شود. در‌این مرحله به ساختار بنا استحکام می‌بخشیم و جلوی فرسایش در اثر باد و باران و باکتریها و تخریب های مصنوعی را می‌گیریم.
در مرحله دوم موظف هستیم کمی‌جلوتر برویم چون مشاهده می‌شود با نگهداری صرف، ارزش میراثی بیان نمی‌شود. مثلا آتشکده‌ای که گنبد آن فرو ریخته است و حکایت از وجود سازه‌ای در گذشته و در پی آن نوعی رسم و رسوم است. با برگرداندن آن به حالت اولیه نشان می‌دهیم که چه روندی در‌این مکان در جریان بوده است. در‌این میان وظیفه داریم که بر اساس اسناد و مدارک، ابتدا حالت اولیه آن را بشناسیم و سپس اقدام به باز سازی کنیم. در‌این مرحله اگر از مصالحی که متعلق به خود بنا است استفاده کنیم مرمت(Restoration) انجام داده‌ایم و دیوار یا گنبد یا کاشیکاری را با مصالح خود بنا و بر اساس مدارک موجود به حالت اولیه شناخته شده آن برگردانده‌ایم. اگر قسمتی از بنا مصالح خود را از دست داده باشد به صورت محدود اجازه داریم از مصالح جدید استفاده کنیم به طوری که در نگاه اول قابل تشخیص باشند به‌این مرحله باز سازی (Reconstruction) گفته می‌شود.
اگر در مراحل باز سازی و مرمت توانستیم ارزشها را نشان دهیم نباید جلو تر برویم ولی در برخی موارد پس از انجام‌این مراحل باز هم ارزشهای واقعی مشخص نیستند.
به عنوان مثال حمامی ‌که مرمت شده ولی خالی است و بیننده در جریان عملکرد بینه و سر بینه و خزینه قرار نمی‌گیرد، در حالی که با باز سازی‌این عملکرد ها می‌توان حس فضایی واقعی بنا را القاء کرد در غیر‌این صورت فقط ارزشهای تزئینی بنا معرفی می‌شود.

- در واقع کالبد بنا نشان داده می‌شود نه مفاهیم عملکردی آن.
دقیقا، در واقع آنچه که بنا برای آن ساخته شده است نشان داده نمی‌شود و در‌این مرحله نیاز داریم که وارد عرصه جدی‌تری شویم. صرف‌نظر از بحث‌های اقتصادی موجود در‌این زمینه، آنچه هم اکنون در دنیابه عنوان بهترین راهکار حفاظتی مطرح است، استفاده عملکردی می‌باشد. در‌این قسمت وارد بحث احیاء (Conversion) می‌شویم که در دنیا کاملا متداول است. در‌ایران بیشترین کاری که برای احیاء انجام شده در حد موزه بوده است و بنا را در حد موزه تغییر کاربری داده‌ایم. بهترین مثال حمام گنجعلی خان در کرمان است که وقتی وارد آن می‌شویم عملکرد فضا ها کاملا ملموس است. در احیای موزه‌ای مساله‌ای که وجود دارد‌این است که ما به چه تعداد موزه حمام یا خانه تبدیل شده به موزه نیاز داریم؟ در‌این راستا می‌توانیم همان عملکرد خود بنا را احیاء کنیم مثلا حمام عمومی‌را تبدیل به صونا کنیم یا از خانه قدیمی‌به عنوان اقامتگاه استفاده شود. و یا عملکرد جدیدی تعریف کنیم، برای نمونه خانه‌ای که تبدیل به مدرسه یا اداره می‌شود. در استفاده مجدد بهترین استفاده استفاده ساز گار است. استفاده‌ای که کمترین دخالت فیزیکی را در کالبد بنا یا آثار میراثی شامل شود.اگر قرار است حمامی‌تبدیل به چایخانه سنتی شود دکوراسیون داخلی آن عوض می‌شود مانند چایخانه وکیل کرمان. هر قدر دخالتها کمتر و برگشت پذیر تر باشند بهتر است. در تبدیل حمام وکیل به چایخانه ارزش میراثی بنا حفظ می‌شود اما اگر قرار باشد حمام فین کاشان تبدیل به چایخانه شود مشکل پیش می‌ایدو نمی‌توان آنرا به لحاظ ارزش اجتماعی و واقعه تاریخی که در آن رخ داده است تغییر کاربری داد. بنابر‌این کاربری تعیین شده در احیا باید دارای کمترین دخالت، قابلیت برگشت پذیری و معرف ارزش میراثی بنا باشد.

- در مرمت و بازسازی یا ساخت و سازهای جدید در بافتهای دارای ارزش میراثی چه اصولی باید رعایت شوند؟
این مساله بسیار مهم است. ببینید ادامه بحث ما وارد بافتهای با ارزش می‌شود و همانطور که صحبت کردیم ارزش‌این بافت ها هم شامل چهار ارزش تاریخی، اجتماعی، زیبایی شناختی و علمی‌است.محله زرتشتیان در کرمان با بافت محله های مسلمان نشین متفاوت است و به لحاظ ‌اینکه متعلق به یک گروه اجتماعی خاص است، دارای ارزش است.
اولین کسی که در تاریخ بحث حفاظت روی بافت ها کار کرده کامیلو سیته اتریشی است. وی معتقد است در عین وجود تغییرات اجتناب ناپذیر در محله های قدیمی، زمانیکه در آنها قدم می‌زنیم باید نمای بافت کهن را مشاهده کنیم و خط آسمان بافت نباید نسبت به گذشته تغییر کرده باشد. مثال جالب‌این بحث برج جهان نما در اصفهان است.‌این برج تاریخ منظری چهارصد ساله را از بین می‌برد که تا‌این زمان جز لبه جداره میدان هیچ عنصر دیگری در خط آسمان آن مشاهده نشده است.
معماران در دوران صفویه با پیش بینی تغییرات‌اینده، طاق نمای جداره بالای میدان را که کاربری ندارد ساختند تا عرصه دید به بناهای پشت میدان بسته شود. حال اگر در صحن مسجد امام تهران(شاه سابق) بایستیم، به علت عدم کنترل، رشد عمودی بازار در ضلع غربی صحن، باعث شده است که پشت زشت بناهای بازار کاملا مشخص باشد.
کامیلوسیته‌این مبحث را بیان می‌کند تا گونه شناسی منظر کهن حفظ شود ولی در عین حال‌این بافتها محل زندگی مردم هستند و ما قصد نداریم از‌این بافت ها شهرک سینمایی بسازیم. اهالی‌این محل ها نیاز به امکانات رفاهی و خدماتی و دسترسیهای سواره دارند و یکی از دلایل تخریب بافت ها عدم آمادگی آنها در مقابل نیاز های امروز است. ماشین وارد بافت می‌شود و کوچه ها تعریض می‌شوند و منظر اولیه تغییر می‌کند. در‌این زمینه نمونه هایی در‌ایران کار شده است که مردم در پشت‌این دیواره های کهن زندگی امروزی خود را دارند. به عنوان مثال محله جمالیه در اصفهان، پشت مدرسه آقا بزرگ درکاشان، پس از تعریض، نما سازی و کف سازی طراحی می‌شود و حس و حال بافت کهن را باز می‌یابد.

- چه نمونه هایی درزمینه حفاظت ابنیه در کشورهای دیگر وجود دارد؟
مطلب جالب توجه‌این است که در دوران تحصیل خود در سیدنی استرالیا، زمانی که شروع به تحقیق در مورد موضوع مورد علاقه خودم یعنی تغییر کاربری، کردم، متوجه شدم که در استرالیا با قدمت کمی‌که دارد نگرانی‌های حفاظتی وجود دارد و برای هر کالبد باقی مانده از گذشته، یک کاربری جدید تعریف شده است. من کلیساهایی دیدم که به خانه، هتل و رستوران تبدیل شده بودند حتی کلیسایی دیدم که به نجاری تبدیل شده بود. در کتاب (New uses for old buildings) کاربری‌های جدید برای بناهای قدیمی، مثال‌های بسیار جالبی برای حفاظت از کالبد ها وجود دارد. قلعه هایی که تبدیل به گالری شده اند یا انبار بارزدن کشتی در کنار دریا که تبدیل به موزه شده‌است.
در‌ایران هم ما در ابتدای کار هستیم.البته بیشترین تفکری که وجود دارد تبدیل بنای تاریخی به چایخانه است که کاملا اشتباه می‌باشد و می‌توان با انجام بررسیهای تخصصی، کاربریهای سازگار متنوعی تعریف کرد تا ارزش میراثی‌این بنا ها بیش از پیش حفظ شوند.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری