:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
درباره فراخوان ساخت یک میلیون و نیم خانه در سال آینده

Farrokh Baavar فرخ باورصورت مساله، ساخت این تعداد کلان واحد مسکونی درمدت یک سال است؛ یکی از متغیّرهای اصلی دستیابی به این هدف، روشن‌بینی، اعتقاد و عزم کارشناسان و مدیران برای رسیدن به آن است.... بنابراین، قصد کسانی که در این موضوع شرکت فعال می‌کنند باید این باشد که بتوان با برنامه‌هایی که مطرح می‌کنند به این هدف دست یافت.

معادله حذف کنیم هر راه حلی میتواند مناسب باشد، و همین جاست که این هدف شکست می خورد. بنابراین، شکست ممکن این هدف مربوط به عدم اعتقاد و عدم همکاری مفید مدیران و کارشناسان و کشاندن قطار روی ریل های دیگر و اتلاف وقت نیز می باشد. ما ایده ی روشنی از ساخت تمام و کمال یک میلیون و نیم واحد مسکونی سه خوابه در یک سال را نداریم و به مثالهای جهانی نیازمندیم. اما فرصت این کار را هم نداریم زیرا خوب بلدیم برای توجیه کارمان جزوه های بی فایده و بی ربط حجیمی در همین باب تهیه کنیم و وقت کشی کنیم. به هر مشاوری که سر بزنید از این جزوه های ضخیم و بی ربط فراوان است. مثل این که ضرب المثل خودمان را یادمان رفته باشد که، آفتابه لگن هفت دست ...
اگر فرض کنیم بخش ذهنی معادله حل شده باشد و همه ی استعدادها روی یک برنامه متمرکز شده باشند، بخش عینی آن، که به نظم کشیدن و به سیستم و رژیم درآوردن تولید صنعتی تمام اجزای ساختمانی است، هنوزباید انجام بگیرد. اگر برای این کار بخواهیم منتظر سرمایه گذاران خارجی و قرادادها و طرف های ایرانی و بیمه ها بین المللی و کشمکش های بانکی دولتی و خصوصی و برنامه چهارم و پنجم باشیم بهتر است برنامه ی دولت نهم را از همین حالا ناکام بدانیم. تازه، بعضی از روشنفکران کارشناس ما پس از اندیشیدن فراوان به این نتیجه رسیده اند که برنامه ریزی متمرکز از نظر تئوری خیلی خوب بوده اما در عمل همیشه شکست خورده است. مطمئن نیستم. اما مطمئنم این نظر از روی غرض ورزی و به نفع هرج و مرج سرمایه داری و آب گل آلود است.


فورس ماژور
خانه های دو طبقه با دیوار باربر ضد زلزله خودش یک سیستم کامل و همه جانبه است. یک بسیج عمومی از استعدادهای مدیریتی، فنی و اجتماعی می تواند به این هدف دست یابد. اما این کار تاخیر نا پذیر است. تحت یک شبکه ی مشخص مدولار، با اجزاء استاندارد شده و کنترل کیفیت و براه انداختن روند تولید صنعتی اجزای آن به طور متمرکز، و به طور پراکنده در استانهای کشور، میتوان به عملی شدن برنامه ی فورس ماژور دولت اعتقاد و اعتماد داشت. پا فشردنم برای انتخاب سیستم دیوار باربر از اینجاست که به جهش های تاریخ، اگر موئلفه ها و شرایطش مهیا باشد، معتقدم، حتی اگر مانند برنامه ی جهش بزرگ مائوتسه تونگ در چین شکست خورد ه باشد. کشور و مردم ودولت اسلامی ایران می توانند این جهش را پاسخ دهند اما چنین جهشی تدراکات زیاد و زمین سفت زیر پا لازم دارد، چیزهایی را باید از پیش پا برداشت و دچارش نشد، و چیزهای دیگری را باید به دست آورد و تنظیم کرد. اما اگر از همان آغاز کار راه اشتباه در پیش گرفته شود شکست در پیش است
و نیروهای منفی و ویرانگر سربلند میکنند و وزغ بورکرات دیگری مانند دنگ سیائو پینگ پیروز می شود، مدیر بورکرات و پراگماتی که بدبختی برای روستاها و نیروهای اجتماعی و جوان چین به بار آورد و با استثمار مدرن برده وار و وحشتناک نیروی کار، مافیای داخلی نظام شبه سرمایه و سرمایه گذاری خارجی و سیستم جوینت ونچر را به راه انداخت، باعث بی اعتمادی آرمانی، فساد اداری و مدیریتی شد، جیب هر گروه حقیقی و حقوقی دلال جهانی را پر از پول کرد، و تعادل بازار را به ضرر نیروی کار چین و کشورهای دیگر بهم ریخت. کسانی که اینک برای تدارک ساخت این همه خانه در سال در سراسر این سرزمین بزرگ پیشنهاد میدهند باید با وجدانی پاک برنامه ای طرح کنند که ضمانت دهد ساخت یک میلیون و نیم خانه در سال برای مردم بی خانمان می تواند به نتیجه برسد. وگرنه ظلم کرده و شریک عواقب این شکست بزرگ خواهند بود. پس، عزم را جزم و معادله را دوباره طرح و بررسی و ارزیابی کنیم تا از امکان عملی شدنش اطمینان پیدا کنیم. نخست باید یک رادیوگرافی از مشکل ساخت و ساز انجام دهیم:
1.5 میلیون خانه ی سه خوابه، معادل است با 9 میلیون پنجره ی بزرگ با قاب و کامل در تمام اجزا، احتمالا از جنس پی وی سی سفید، 4 میلیون پنجره کوچک، 1.5 میلیون در ورودی یک لنگه، و 3 میلیون در شیشه ای بیرونی، حدود 16 میلیون متر مربع شیشه ی دو جداره ی فلوت و دست کم 9 میلیون در داخلی، با جمع بدون تفکیک برابر با 26.5 میلیون واحد، و حدود 150 میلیون متر مربع کفسازی و سرامیک فقط برای کفسازی و 180 میلیون متر مربع دیوار خارجی و تا 90 میلیون مترمربع سقف. مقدار اجزای دیگر ساختمان را هم می توان سر انگشتی محاسبه کرد و توان تولید فعلی کشور را در ساخت در و پنجره و کفسازی و غیره بر آورد نمود تا وضعیت موجود و نقطه ی آغاز حرکت در نمودار برنامه مشخص شود.

نقد ساختمان چند طبقه ی آ پارتمانی با سیستم اسکلتی


1- سیستم ساختمان دو طبقه تمام برنامه ی ساخت و ساز را در بر نمی گیرد. در جاهایی که به تراکم بیشتری نیاز است سیستم ساخت آپارتمان های چهار طبقه، یا سه طبقه با طبقات چهار و پنج به صورت دوپلکس، راه پله ی مشترک، با سازه ی بتن مسلح یا فلزی، چرا که نه. اما با داشتن تجربه ای نسبی، امکان ندارد این نوع ساختمان بتواند نه از نظر کمـّی به این برنامه ی بلند پرواز پاسخ دهد، نه از نظر کیفی نتیجه ی مطلوب را ارائه دهد، و آن چه که تا به اینجا ساخته شده هم چیزی است بسیار زشت، غیر انسانی و سرهم بندی شده، چون که اجرای خوب در سرشت بساز و بفروش انبوه ساز"مقرون به صرفه" نیست، و قوانینی که برای اجرای خوب و مطلوب لازم است نیز وجود نداشته و ندارد، و در ضمن، همین ساختمان های آپارتمانی بلند مرتبه ی مسکونی هم که تا به حال ساخته شده یک نوع بنــّـائی سرهم بندی شده ی بی روح است که پرت حرارتی بسیار، آلودگی صوتی بیشتر، عمری کوتاه و سرپناهی بد برای نیازهای یک زندگانی راحت هستند.
2- سیستم ساختمان های دارای اسکلت بتنی یا فلزی باید و می تواند به تمام مسائل پل های حرارتی و صوتی، چه در دیوار و چه در کف، پاسخ دهد. اینجا از پانل های پیش ساخته ی عایق حرارتی صحبت می شود که مانند پالتو، اسکلت را از بیرون می پوشاند و می تواند پل های حرارتی را در ستون ها و در کف از بین ببرد. این گونه پانل های مدولار مسائل تولید انبوه و با کیفیت خوب را حل می کند اما دارای مشکل حمل و نقل و نصب بهینه را در پیش دارد. در ضمن، باید از داخل درز بندی شوند و اگر سطح آنها از درون با پانل های دیگر پوشش داده نشود و تاسیسات در خود آنها جا سازی شده باشد، همراه با برآمدگی ستون ها و تیرها، جلوه ی جالب و زیبایی ندارد.
شرکت های خارجی می توانند ده ها هزار واحد از این سیستم را به سرعت در نزدیکی مراکز تولید قطعات پیاده و اجرا کنند اما هنوز از تولید میلیونی مسکن د ر سراسر سرزمین و در مناطق محروم به دور هستیم. و، اگر احیانا بخواهیم این سیستم اسکلتی را با بلوک های گوناگون و با نیروی کارمحلی بپوشانیم مشکلات چفت و بست و درز بندی ها و عایق های مختلف و اجرای تاسیسات زمان بر و پر خرج بوده، برای کنترل کیفیت بهر حال مجبوریم آنها را تحت یک سیستم استاندارد در بیاوریم اما نتیجه ی ترکیب دو عنصر اسکلت و پوشش نیز مطمئن نخواهد بود. در صورت استفاده از بلوک های گوناگون معمولی، ضخامت دیوار نمی تواند 20 سانتیمتر رایج یا حتی 25 سانتیمتر باشد چون مساله ی عایق حرارتی و پل های حرارتی حل نمیشود. قانون محاسبه پرت حرارتی نیز یا هنوز وجود ندارد و یا، بدتر، وجود دارد و کسی اجرا نکرده و نمیکند!


3- کارشناسان فنی و نمایندگان سیستم های صنعتی تولید مصالح ساختمانی که سیستم مدولار، استاندارد با قطعات پیش ساخته را پیشنهاد میکنند برای پایین آوردن هزینه ی مصنوع،( تولید انبوه که مخرج مشترک همه است)، روی سرعت اجرا و کنترل کیفیت اجزاء پیش ساخته در مبداء، مانند پانل ها، کف ها و سقف تکیه میکنند. اما متغییر اجتماعی و نیروی کار زیاد و گسترده ی کشور را اجبارا کنار می گذارند. این نیرو بی کار، تماشاگر و مصرف کننده می ماند و بعد هم قادر نیست به موارد ترمیم و مرمت های جزئی و مستمر برای جلوگیری از پیر شدن زودرس ساختمان پاسخ دهد. در حالی که نیروی جوان نیروئی است که می تواند در این زمینه رشد کند، صنعتی شود و از نظر صنعتی و انسجام اجتماعی متحول شود.

4- مشکل ما در این معادله تنگی و محدودیت سرزمین نیست. رجوع به آمار میتواند بلافاصله تناسب ها را روشن کند اما، بهر حال، می توان به راحتی فهمید که ما مشکلی مانند فشردگی و تراکم جمعیت روی زمین، بر هکتار، که کشورهای کوچک و کوهستانی مانند ژاپن و ایتالیا یا بلژیک با آنها دست به گریبان اند را نداریم. اگر آنها به همین دلیل مجبور شده اند روی ارتفاع کار کرده و آپارتمان سازی کنند و کف پله هایشان را از 20 سانتیمتری کنند –بلژیک (Ost ende) ، و در بهترین حالت، باغچه های کوچکی هم در کنار آپارتمان ها برای کشت سبزیجات در اختیار بگذارند (ایتالیا)، ما این مساله را نداریم، و اکنون ، با در اختیار نهادن رایگان زمین یا اجاره ی 99 ساله، مشکل از نظر مالکیت و قیمت زمین نیز حل شده است. هزینه ی تاسیسات در بلند مرتبه سازی بجز ضریب افزایش هزینه، دارای ضریب فرسودگی روی هم سوار شدن نیز هست. در کشوری پهناور که حالا با سیاست رایگان کردن زمین برای ساخت و ساز، دست برنامه ریزها و طراحان معمار و شهرساز را باز گذاشته، روی هم سوار کردن خانه ها، به قول پروفسور ایتالیایی، لئوناردو ریچـّی، با عرض معذرت از طرف این مرحوم، روی سر یکدیگر کثافت کردن است.

5- آپارتمان هایی که تا کنون به شکل بساز و بفروش ارزان ساخته و گران فروخته شده، بالکن ندارند. بالکن، تراس یا ایوان خودمان یک عنصر حیاتی در معماری عشایری، روستایی و شهری و در زندگی ایرانی هاست، و به معنای سری به بیرون زدن از چهار دیواری و حال و هوا عوض کردن است. آپارتمان های چند طبقه باید بالکن داشته باشند وگرنه در چهار دیواری زندانی هستیم، اما این کار با سیستم پانل روی اسکلت کمی مشکل و گران و روند کار کند میشود. غیر ممکن نیست و با بالکن های سبک و پیش ساخته ی فلزی مسقف، مانند یک کابین، قابل پیچ شدن روی سازه ی فلزی قابل اجراست. اما ضریب صنعتی شدن روند ساخت و و مشکل کیفیت اجرا را در پیش دارد. ساختمان دو طبقه با باغچه های پس و پیشش همه ی این مسائل را در خود حل کرده و میگذارد زندگی به شکل طبیعی اش جریان داشته باشد.
6- جنبه ی فنی تخصصی کار و تولید بر جنبه ی اجتماعی می چربد و جدااز آن کار میکند و باعث تحول اجتماعی نمی شود.


ساختمان دو طبقه با سیستم دیوار باربر



این نوع ساختمان سازی که سیستم و قواعد خود را دارد نیز مانند هر سیستم دیگری که پیشنهاد شود باید تحت یک روند صنعتی تولید قرار گرفته به روز شود و شرایط و نیروهای لازم خود را به وجود بیآورد، و منظور از آن، خانه سازی به شیوه ی سنتی نیست. قوانین ساختمان ضد زلزله ی دو طبقه با دیوار باربر و کلاف بندیهای افقی و عمودی هم اکنون در کشور وجود دارد و نیازی به تهیه ی آن نیست. حسن این سیستم اینست که می تواند نیروهای اجتماعی و بازوی کار را در مقیاس کشوری، همانند یک فراخوان عمومی، برای پاسخ به شرایط ویژه ی اجتماعی مسکن و فورس ماژور دولت سازمان دهد، با کیفیت نموده و به حرکت در آورد. نیروهایی که اغلب خودشان در همان خانه ها جای خواهند گرفت و کار را نه برای امرار معاش یا بقا و ترس از تنبیه کار، که با علاقه، برای خود و دیگران انجام خواهند داد. از نظر سیاسی و اجتماعی این بسیج سراسری بخشی ار تحول در تولید و مدیریت و ارتقاء جامعه و شتاب حرکتی هماهنگ در سراسر مناطق کشور خواهد شد. این همان قطاری است که با کمک همگی به حرکت در خواهد آمد. سادگی و شفافیت کارو تولید صنعتی مراحل آن به مذاق کسانی که میخواهند کار دارای روندی مشکل و پیچیده باشد، اختصاصی تر و خاص تر باشد تا دلیلی برای سود بیشتری برایشان وجود باشد خوش نمی آید. جنبه ی اجتماعی آن اگر بر جنبه ی فنی و تخصصی آن نچربد اما میتوان گفت جفت هم راه می روند. این نگرشی اجتماعی و انقلابی از مساله است که رشد تکنیک و دخالت آن در روند تولید ساختمان را نه مانند یک چتر نجات از بالا بل وسعتی سراسری میدهد که استعدادها را همه جا برملا کرده آموزش و ارتقا میدهد و اعتماد به نفسی در توان برنامه ریزی، مدیریت و اجرا در مردم بوجود می آورد. این چیزی است که سیستم اسکلت و آپارتمانی با گروه های خاص فنی تخصصی از انجامش عاجز است و علاقه و نفعی در آن ندارند.

1- فرض را بر این بگذاریم که سیستم دیوار باربر فعلا هیچ یک ازعناصر صنعتی مرغوب و مطلوب ساختمان را آماده نداشته باشد و آنچه که هست، چه سنتی و چه صنعتی، چه از نظر اجزا و عناصرترکیبی، و چه آموزش نیروهای سنتی، همه و همه را باید تحت یک برنامه ی مدیریتی متمرکز برای تولید صنعتی و برنامه های کارگاهی همزمان در سراسر کشور سازمان داد و طبق نمودارهای زمان بندی شده ی استانی هدایت کرد.
2- دیوار : عنصر اصلی باربر و ضد زلزله میتواند این آجر نباشد. می تواند آجر تازه ای باشد، مثلا به طول 35، به عرض 25 و 12، و به ارتفاع 15 و با تراکم 50 %، نیمه پر، از گل رس پخته با حرارتی مناسب یخبندان، با ضریب عایق حرارتی کنترل شده، با قطعات میانی و گوشه. این آجر بزرگ سرعت کار چیدن را نسبت به آجر معمولی بیشتر از دوبرابر و ضریب انتقال حرارت را از نصف کمتر میکند ، از ضریب ناهمواری دیوار می کاهد و مدولار بودن دیوار را کنترل می کند. چفت و بست و کار گذاشتن چنین عنصری آسانتر است و، اگر چنین است باید آن را به سرعت در چند استان وارد چرخه ی تولید صنعتی نمود. این آجر از بیرون میتواند اکسپوز باشد و از درون اندود. حتی میتوان در آن طاقچه ی عزیز ایرانی ها را تعبیه کرد بدون این که از مقاومت ضد زلزله آن کاسته شود. برای چسباندن این آجرهای نیمه پر نیمه خالی روی همدیگر باید از رول هایی استفاده کرد که ملات سیمان را به میزان پهن کرده و تولید ضخامت نمیکند. برای تاسیسات برق نیزمیتوان از نوعی قرنیز مقاوم تو خالی برای سیم کشی استفاده و وارد سیستم تولید کرد. این دیوار تنفس کننده است، عرق نمی کند و رمز سلامت فضای خانه نیز در این هست.
3- کـف و ســقف: کف و سقف با پانل های مدولار پیش ساخته به عرض 60 و 70 سانتیمتر به طول 6.50 متر برای خانه هایی به طول 9 و 10 و به عرض 7متر. کلاف های افقی به عرض 30 سانتیمتر ( 5 سانتیمتر از بر بیرونی دیوار تو می نشیند تا عایق حرارتی انجام گیرد) ، به ارتفاع 23 و به طول فاصله ی میان کلاف های عمودی، پیش ساخته ی ویبره برای چسباندن و چفت و بست با پانل ها و آجرها و کلافهای عمودی. پانل های کف به ضخامت 30 سانتیمتر روی کلاف ها سوار می شوند و لبه ی آنها از بیرون تونشسته، عایق حرارتی شده، دیده نمی شود..
4- بام: برای سقف های شیب دار فقط از دو طرف میتوان از اسکلت پروفیل فلزی و پانل های ساندویچ و چفت و بست ها و ناودانی استفاده کرد. پر سرعت و کم خرج. کار آن فقط سایبان و دفع آب باران و برف است. شیب آن بستگی به منطقه داشته اما از 36 % کمتر نباشد. نه مانند سقف سوله که مثل شیب سقف عمارت باغ فردوس تجریش، و در مناطقی نزدیک به آستارا و مناطق کوهستانی و برفی میتواند بیشتر و مانند معماری محلی تا 100 % هم باشد. مثلث های باز کناری را میتون با آجرهای به عرض 14.5 سانتیمتر پوشاند. دریچه ای برای ورود گذاشت و احیانا کولر را زیر همین سایه بان جا سازی نمود.
5- پلـّه: نقش عنصر ضد زلزله ندارد و بنابراین از سه تکه ساخته میشود تا انتقال آن آسانتر باشد. قطعات پله پیش ساخته، مدولار و ویبره با مواد افزودنی و دانه های رنگی است تا از هر نظر کامل و اکسپوز بوده و نیازی به پوشش اضافی نداشته باشد. پاگرد آن در کلاف دیوار راه پله چفت شده، رامپ های پله، به عرض 90 و 100 سانتیمتر و شیبی برابر با دانه- پله ها - به عرض 28 و ارتفاع 19 (2*19 + 28= 65) سانتیمتر و به تعداد 17 *19=323 سانتیمتر کف تا کف ) روی آن سوار و چفت میشوند.
6- جا سازی در و پنجره: تیرهای بالای در و پنجره، از بتن مسلح پیش ساخته، ویبره شده و عایق رطوبتی با مواد افزودنی، میتواند 40سانتیمترنسبت به دیوار پیش آمدگی داشته و دارای آب چکان باشد. مقطع آن متناسب با دهنه، استقرار دیوار بالا روی آن و سپس با شیب ملایم به بیرون است. فرو رفتگی آن در دیوار مانند کلاف های افقی 30 سانتیمتر است تا با 5 سانتیمتر باقیمانده بتوان آنرا همباد با دیوار، از درون عایق حرارتی کرد. آستانه ی پنجره از جنس و ساخت تیرهای بالا بوده، پیش آمدگی آن نسبت به دیوار 8 سانتیمتر باشد تا جا برای آب چکان بماند. مقطع آن برای تکیه ی قاب پنجره روی آن مناسب بوده سپس دارای شیب ملایم به بیرون باشد. گشایش پنجره ها مناسب برای یک پنجره ی دو لنگه ای 70 سانتیمتری به ارتفاع 140 باشد. ارتفاع زیر پنجره 5 ردیف آجر= 75 + 15 برای آستانه ی زیر پنجره = 90 سانتیمتر است. گشایش در ها 90 سانتیمتر نت به ارتفاع 15* 14 ردیف آجر = 210 سانتیمتر است. ارتفاع تیر بالای در هم .15 سانتیمتر مانند ارتفاع آجر ها میباشد.


7- شالوده: پی ریزی با بتن مسلح ممتد، زیر دیوارها و دیوار راه پله و بنابر جدول محاسبات انجام میشود. روی آن چند ردیف آجر قرار میگیرد که باضافه ی کلاف کف خانه دست کم باید برابر با ارتفاع چهار عدد پله=76 سانتیمتر باشد. ضخامت این تکیه گاه 35+12+1=48 سانتیمتر است و ارتفاع آن میتواند بستگی به شرایط و نیاز باشد. شرایط باد های ماسه ای، باران های سیل آسا یا به ارتفاعی مناسب برای نگهداری از گوسفند. زیر شالوده بنابر خاک های نا مناسب میتواند شفته ریزی و عایق رطوبتی شود.
8- دو واحد خانه ی مشاع: هر خانه از سه طرف باز است و از یک طرف به خانه ی دیگر چسبیده است تا در مجموع شکل یک خانه را پیدا کنند. در حقیقت میان این دو واحد فاصله ای 2 متری است که از عرض به دو نیم میشود و دو حیاط خلوت به همین عرض 2 متر را تشکیل میدهد. اگر روی این حیاط خلوت با شیشه یا پلاستیک نیمه شفاف پوشانده شود در زمستان بطور منفعل عمل کرده، انرژی رادیاسیون خورشید را در خود نگهمیدارد و گرمای آن را به داخل خانه سرایت میدهد، و از این نظر مانند یک باطری آفتابی و خانه ی اکولوژیک عمل کرده از مقدار مصرف سوخت برای گرمایش میکاهد . ورودی خانه وسط ضلع بلند و مقابل ضلع حیاط خلوت است. ورودی در دل ساختمان و راه پله ی روبروی آن، تقسیمات درون را بدون پرت مساحت بوده و به استقرار شمالی یا جنوبی ساختمان انعطاف میدهد.
9- دیوار همسایگی: ا ین دیوار به فاصله ی 3 متر شرق یا غرب دیوار ورودی خانه و به ارتفاع 2.25 متر از کفسازی، روی شالوده، از همان آجر ها و دارای کلاف بالایی است. میان این دیوار و در ورودی را میتوان به طول دلخواه با آلاچیق پوشاند تا ورودی زیبا و دلخواهی را بوجود بیآورد. بنابراین، ابعاد زمین می تواند 20* (7+2+3+0.3=12.3) = 246 یا 250 متر مربع باشد. دیوار باغچه های شمالی یا جنوبی خانه ها مشترک بوده و اختلاف زمین در آنجا حل و فصل میشود. خیابانهای محله در شمال یا از جنوب این دو ردیف خانه های مشاع مستقر می شوند.

موخره
برای توفیق باید هد ف را تصور کرد، به رسیدن به آن اعتقاد داشت و گذاشت تا احساس دست یافتن آن ذهن را مسخّر کند. برای رسیدن به هدف باید از استنتاج نه از استقراء استفاده کرد. از کل به جزء و نه از جزء به کل. یک موسیقی دان کل احساس یک آهنگ را درک میکند و میشنود، سپس به دستگاه و بعد گوشه ها و جزئیاتش می پردازد. یک شیرجه رو نخست خود را در حال جهش و چرخش در هوا تصور میکند سپس آن کار را انجام میدهد.
یک شناگر کراول برای این که چرخیدن و وارونه شدن و برگشتن را یاد بگیرد نخست آن را در حافظه ی خود کامل و روشن تصور میکند سپس این کار را به آسانی انجام میدهد.حافظه ی ما نسبت به هدف، مانند حافظه ی الکترونیکی یک موشک و بهتر از آن است، زیرا احساس دارد، هوش بیکران دارد. حافظه ی موشک آن را به سوی هدف متحرک هدایت میکند، تصور ذهنی ما هم عمل ما را در تمام مراحل به سوی موفقیت راهبری میکند. پس هدف باید تصور ما را تسخیر کرده باشد سپس نیروی محرکه ی لازم از آن نشات می گیرد، و این امر از احساسات و اعتقادات انقلابی بر می خیزد. د رغیر این صورت جزء به جزء، گام به گام و مرحله به مرحله بسوی هدف پیش خواهیم رفت، شد، شد، نشد هم نشد. اغلب کارشناسان فنی ما اعتقادی به این صورت-مساله ندارند و بیشتر جنبه ها ی فنی روند را در نظر می گیرند. بنابراین از توان بیکران اجتماعی در برابر مشکلات و برای چیرگی بر آن بی بهره می مانند. اگر رزمنده ی مقاومت لبنانی دچار اما و اگر بود حتما شکست می خورد. او می خواست پیروز شود و سپس به جزئیات می پرداخت و به پیشرفته ترین تانک آنقدر نزدیک می شد تا آن را از نزدیک منهدم کند. برای این کار نخستین داوطلب خود او بود و مجهزترین ارتش الکترونیک ویرانگر را به زانو در آورد. یک مهندس و یک مدیر اگر دلیل عدم موفقیت ارتش اسرائیل و شکستش در انهدام حزب الله را فهمیده باشد، به امکان موفقیت در برنامه ی ساخت میلیونی مسکن این دولت هم اعتقاد پیدا خواهد کرد زیرا این دو در معنی فرقی با هم ندارند. وگرنه موفقیت ما نیز حاصل نخواهد شد.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری