:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۲۴ تير ۱۳۹۹
:: English Section
P گزارش
میان جهش تاریخی و سنت، تحول در ساخت‌وساز و روابط رانت‌خوار سرمایه داری

Farrokh Baavar فرخ باوربرنامه دولت احمدی‌نژاد برای ساخت‌وساز میلیونی مسکن معادل یک جهش تاریخی است؛ و هر جهشی به تمرکز فکر و جمع‌کردن تمام نیروهای بدن نیاز دارد، در حالیکه در سال‌های اخیر، در بخش ساخت‌وساز، به پخش کردن آن مشغول بودیم و درست در جهت خلاف پرش لنگان لنگان کورمال راه رفتیم. این جهش در زمینه ساخت میلیونی مسکن، مانند خود جهش فیزیولوژیکی، در خود جنبه‌هایی زیاد دارد.

اهرم اصلی پیشرفت تاریخ بشری تکنیک و فن آوریست، از اختراع چرخ تا شکافتن اتم، و برای جهش در ساخت وساز نیز استفاده از تکنولوژی برای صنعتی کردن پروسه های تولید در مراحل مختلف اجتناب ناپذیر است. اما برای جهیدن زمین زیر پا نیز باید سفت باشد. و این یعنی محکم کردن آنچه که داریم نه آویختن آنچه که نداریم. فقط با وارد کردن متغیّر فنی معادله ی ساختمان حل نمی شود چه برسد به اینکه این کار را صد ها بنگاه خصوصی برای مال اندوزی با سر و دست شکستن دیگران انجام بدهند. داور مسابقه هرچقدر داد بزند بچه ها! رقابت سالم!! جا برای همه هست!!! اما این لقمه از پس سر خوردن است و برنامه ی چهارم دولت خاتمی، که آبشخور در سیاست اقتصادی لیبریستی و برنامه های دیکته شده ی سازمان تجارت جهانی داشته و دست دولت را تو حنا گذاشت و رفت شرایط را برای پخش و پلا شدن نیروهای بالقوه تنظیم کرد.
پرش از روی زمین سفت یعنی تکیه بر تمام سنت های ملی و محلی ساخت و ساز . نه دور ریختن آن. زمین سفت یعنی وارد کردن متغیّر اجتماعی در معادله و نه حذف آن. و این دو عامل در تجربه ی تلخ آزمون بم از معادله حذف شدند. قبل از آن هم حذف شده بودند اما تراژدی بم آن را سنگدلانه آشکار کرد و مردم هم که با آن شدت و حدت برای کمک هجوم آورده بودند به بم پشت کردند. نتیجه این شد که آن همبستگی ملی به یک تراژدی کمیک تبدیل شد. وقتی که گفته می شود عامل صنعتی در روند تولید ساختمان در ایران یک در صد است، پس در نظر نگرفتن این خلاء ، و کنار زدن سنت های ساختمانی و نیروهای اجتماعی آن و پریدن، پریدن در فضای خالی است و با کلــّه زمین میخوری! و خیط میشی! و آب رویت میرود و آنچه که واقعا هستی پدیدار می شود. و همینطور هم شد. با این وجود هنوز جمع بندی از اشتباهات سهوی و عمدی بم بیرون نیامده. داریم اما بیرونش نمی آوریم و می خواهیم کار دگر بکنیم. پس هنوز تمام موئلفه های پروسه بدست نیامده و تنظیم نشده. پس نتیجه ی این پرش نیز معلوم نیست. خوشبینانه که به آن نگاه بکنیم چنین پرشی ممکن هست. اما باید تمام عوامل آن را یافت، تنظیم کرد و به هم فشرد. فشردگی باعث ایجاد نیرو میشود. در امر ساختمان فشردگی یعنی استاندارد کردن عناصر و اجزا و مراحل گوناگون ساخت و ساز. اما استاندارد کردن فقط حاصل یک روند کند و بطئی تاریخ نبوده. اگر جنگ اول جهانی نبود چنان جهشی در استاندارد شدن اجزاء یک مجموعه و ماشین جنگی آن به وجود نمی آمد. اگر استعمار انگلیس در مسجد سلیمان در 1908 به نفت نرسیده بود جنگ اول جهانی هم در 1914 آغاز نمی شد. در طول شش سال ماشین جنگی استعمار انگلیس توانست نیروی محرکه ی تمام ناوهای جنگی خود را از ذغال سنگ به نفت تبدیل کند. اما نیاز به استاندارد کردن اجزاء ماشینهای جنگی دولتهای استعمارگر نه در 1908 که در دهه های آخر قرن 18، یعنی در زمانی بوجود آمد که پیمان های نظامی میان کشورهای صنعتی سرمایه داری برای تقسیم مستعمرات بسته شد. اما ما که ظاهرا در حال جنگ نیستیم، باطنا هستیم. فشار سرمایه داری جهانی بر اینست که نقش ایران را در خاورمیانه و در میان کشورهای جنوب دنیا مضمحل کند و در هر زمینه ای بر آن فشار می آورد تا اجزا سفت و شل و بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، طبقاتی، قومی، فرهنگی آنرا از هم گسسته کند و بهم بریزد. در زمینه ی اجتماعی اگر مشکل مسکن، در کنار مشکلات اقتصادی و معیشتی بسرعت حل نشود مردم از همین دولت خودی نیز رویگردان میشوند و دست نیروهای مخرب
باز می ماند. این دو عامل فشاربیرونی و درونی حالت همان جنگی را دارد که نیاز را به اجبار تبدیل میکند و زمان را کوتاه و فشرده میکند.
تحت این فشار و تنگ شدن زمان، دولت و فقط دولت می تواند بطور متمرکز و سراسری روند تولید صنعت ساختمان را استاندارد کند. این کار در زمینه صنایع دیگر قبلا صورت گرفته و باید از روند صنعت اتومبیل سازی و استاندارد بودن اجزاء آن در کار ساختمان استفاده کرد. اما در حالیکه تولید صنعت اتومبیل سازی در یک مسافت نزدیک نسبتا جمع و جور است، ساخت و تولید مسکن، آنهم در مدت زمانی کوتاه و فشرده، در چنان سر زمین پراکنده و گسترده و با عوارض زیاد صورت میگیرد که حمل و نقل مصالح صنعتی و پیش ساخته مشکل عمده ی آن را تشکیل میدهد. پس این که بخواهیم عناصر و اجزاء عمده ی ساخت مسکن را در یک تولید انبوه در چند مرکز عمده ساخته و بعد در سراسر کشور پخش کنیم را باید از سر بیرون کنیم. برنامه یکی است. برنامه ریزی متمرکز است. اما اجرا غیر متمرکز! اجزاء و عناصر کالیبره و استاندارد بزرگ و کوچک و گوناگون را طبق برنامه طبقه بندی کرد و دید کدام یک در محل و کدام یک در کارخانه های بزرگ ساخته و توزیع میشود.
ساختمان را باید طبق یک نقشه متمرکز، بر حسب شرایط محل، در همان محل ساخت. این کار را میتوان بر حسب تقسیم بندی استانی کشور به عهده ی همان استان و بودجه و کنترل آن واگذار نمود. سیستم کنترل کیفیت برای کنترل شیمیایی، فیزیکی و مکانیکی عناصر ساختمانی و آنالیز ژئو تکنیک و ژئولوژی زمین باید ملی باشد و آن را به سرعت آموزش داد و به اجرا گذاشت. مراکز کنترل کیفیت را که هم اکنون در استانها وجود دارند تقویت ، به روز و بیشتر کرد. فرصت این که دانشکده ها را برای این کار مجهز کرد فعلا نیست اما این دروس را باید در دانشکده های مربوط وارد نمود. سیستم کنترل سیار را که پیوسته، و نه یکبار برای همیشه، عناصر کنترل شده را، که دارای برچسب و شماره و کد و توضیحات ترکیبی و مقاومت های فیزیکی-مکانیکی هست، بازهم کنترل کرده تحت نظارت پیوسته داشته باشد. به هرحال، می بایست سیستمی منبسط که بطور متمرکز تعریف شده اما بصورت محلی و غیر متمرکز اجرا شود برای کنترل کیفیت و مقاومت و غیره به سرعت درست شود تا یک برنامه ی گسترده با کمیت زیاد و کیفیت بالا، که فعلا وجود ندارد، در سراسر کشور بطور هماهنگ قابل پیاده کردن باشد. باید علل کنونی و مستمر کنترل بد و کیفیت بدتر عناصر ساختمانی را شناخت و دور زد و سیستم کنترل تازه و متحرک و گسترده را بوجود آورد. علت کیفیت بد عناصر ساختمانی ما نه به دلیل ناتوانی و کمبود دانش علمی و فنی ما، که به علت فساد مدیریت و اداری ماست. سیستم و فن آوری ما در سد سازی و پل سازی و حتی ساختن برج بلند حماقت تهران، یا کارخانه های گوناگون بتنی و آهنی و فولادی و سکو های شناور و صنایع نظامی و دفاعی و غیره همه را که کنار هم بگذاریم خواهیم دید که مساله ساختمان سازی مشکل کوچکی بیش نیست و ایران توان علمی و فنی و زیر بنائی و اجتماعی برای تحول امر ساخت و ساز را در مقیاس کشوری دارد. میماند مدیریت آن که باید متحول شود. و این کار به تحول سیاسی و به برنامه نیاز دارد.
این برنامه از زمان زمین لرزه ی بم ساختمان های یک و دو طبقه با دیوار باربر به بنیاد مسکن پیشنهاد شده است و نمونه های آن از طرف ژاپن، هند و ترکیه نیز ساخته شد اما انواع اقسام پیش ساخته ها راه گشا بود، هزینه های زیاد مالی و اجتماعی هدر رفت تا احتمالا به این تیجه برسیم که بهترین تکنولوژی هم اگر از آسمان با چتر نجات پرتاب شود زمینه ی اسقرار ندارد. دیوار باربر ساده ترین شکل ساختمان است که به موئلفه های زیاد و مشکل و حمل و نقل و کنترل کیفی عجیب و غریب و استاندارد های دست و پا گیر نیاز ندارد. زمینه برای این که دست به دست شود ندارد. دلال بازی ندارد. بازار سیاه هم ندارد و راحت و آسان میتوان آنرا مدیریت، برنامه ریزی و اجرا نمود. برعکس، این شک بوجود می آید که مخالفتی که همان سه سال پیش و سالهای پیش از آن با این نوع سازه ی ساده و صنعتی کردن آن به عمل آمد فقط از منظر منافع سهل الوسول مافیایی بوده باشد. اگر امروز سازه ی باربر پذیرفته شود آنگاه به صنعتی کردن و استاندارد کردن و کالیبره کردن اجزاء آن خواهیم پرداخت و موارد زیر بنایی و تاسیساتی آن را تنظیم خواهیم کرد. در این صورت باید بلافاصله یک بررسی گسترده آغاز شود تا بهترین انواع این جزء کوچک ساختمان تعریف و تعیین شود. آجر، نیمه پر نیمه سنگین، توف، بلوک های بزرگ نیمه پر از گل رس پخته مانند پوروتون، یا از ملات ماسه سیمان مرغوب و مستحکم و آزمایش و ضمانت شده ی ضد زلزله ی بلوکهای مجوف سبک، عایق و مقاوم، آجرهایی از موادی بغیر از گل رس پخته، یا تمام اینها بر اساس نمونه ی های آزمایشگاهی بدست آمده و غیره، و این نیز بر اساس مواد اولیه در هر منطقه. این کار را بهر حال باید انجام داد، پس چه بهتر که در مدت کوتاهی به نتیجه ای عملی و اجرایی در سطح ملی رسیده شود. در این کار ما سه سال عقب نیستیم. سی سال هم عقب نیستیم. شرکت نفت وقتی که خواست توانست در مدت کوتاهی با یک سیستم نیمه پیش ساخته و در مدت کوتاه خانه های کارگری و کارمندی خود را بسازد که هنوز هم پابرجا هستند اما این تجربه نه از لحاظ سیستم ساخت و ساز ونه از نظر شکل متنوع احجام هیچگاه تعمیم پیدا نکرد.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری