:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
در چیستی و چرایی مفهوم محله؛ تكامل نظريه محله

Ali Soltani علی سلطانیمفهوم محله بعنوان بستر يا محل سكونت، ريشه تاريخي دارد؛ بنا به یک تعريف تاريخي (مدني پور 1994)، واحدهاي مختلف شهر كه طبقات مختلف اجتماعي را در خود جاي مي‌دهند يا نواحي شهري (با مرزهاي اداري يا رسمي) كه دامنه‌اي از گروه‌هاي اجتماعي را تحت پوشش قرار مي‌دهند محله نامیده‌می‌شده‌اند...

...اما توسعه مفهوم محله بصورتي كه كاربري‌هاي غير از سكونتي را در نظربگيرد ديدگاهي مختص قرن حاضر است؛ مسئله مهم ديگر براي شهرسازان (علاوه بر عملكرد)، بحث ساختاراجتماعي ساكنان است كه تحت لواي مساله‌اي بنام هويت Identity مطرح است كه به نوعي تحت عنوان محتوا قرارمي‌گيرد. پس هم محتوي و هم عملكرد در نظريه محله در قرن اخير مورد مناقشه است. كالوس (Kallus 1997)سیر تاریخی نظريه محله را بر چهار مرحله تفكيك مي‌كند:

1- محله بعنوان واحد خودكفايي (از نظر اداري و مديريتي) يك شهر: این دیدگاه توسط هاوارد در نظریه باغشهر (1957) مطرح شد.

2- محله بعنوان راهکاری برای ارتقاء کیفیت زندگی‌شهروندان: مامفورد(1954) بر اين عقيده است كه پرداختن به محله، تنها راهكار عملي در حل مشكلات كلانشهرهاست؛ هر چند مامفورد استقلال و خودكفائي كامل محله ها را مطرح ميكند ولي او عقيده دارد كه محله بايد جوابگوي نيازمنديهاي روزمره ساكنان باشد. به اعتقاد او، محله نقش والدين يك خانوار را دارد كه در هر مرحله اي از زندگي يك فرد مي توان نقش حمايتي (Parental cooperation)در رشد فرد را داشته باشد بر خلاف مامفورد كه از محله انتظار برآورده كردن توقعات روزمره را دارد، لوكوريوزيه محله را يك وسيله رفاهي (بهداشتي، راحتي) مي داند كه ساكنان خود را از صدمات شهر و زندگي شهري مصون مي دارد، و اما هر دو نفر، ارتقا شرايط زندگي را از محله انتظار دارند. ديدگاه مامفورد ولوكوربوزيه بعدها توسط طرفداران توسعه پايدار مورد تاكيد و توجه قرار گرفته و بحثهاي توسعه پايدار و رويكرد فرهنگي به شهر از طريق پلي بنام محله بهم پيوند داده مي شوند. در چنين حالتي براي ارتقاء كيفيت زندگي عوامل ديگري از قبيل كيفيت هوا، دسترسي، تعامل اجتماعي و… علاوه بر آنچه مامفورد و لوكوربوزيه مطرح كرده بودند نيز مطرح است.

3- محله بعنوان بستري برای برقراري روابط با ساير كاركنان: اين ديدگاه مشاركت شهروندان در اوضاع و احوال محله زندگي خود را بعنوان يك شاخص مهم در كيفيت زندگي شهري مي داند. اين ديدگاه ابتدا توسط ترنر و فيچتر Turner and Fichter در دهه 70 مطرح شد. امروزه اين نظريه مجدداً مورد اقبال قرار گرفته و بخصوص در غرب به نقش شهروندان در طراحي محلات سكونتي براي دستيابي به محيط هايي انساني تر پرداخته شده است.

4- محله بعنوان شاكله هويتي و معنا بخشي به مكان هاي شهري: راپاپورت(1997) نخستين كسي بود كه محله را بعنوان ابزاري توصيف کرد كه شهروندان با استفاده از آن مي توانند هويت خود را بازیابند. دسترسي محلي به نيازها و توانايي ساكنان به معرفي خود در سطح فردي يا جمعي بطوريكه به آنها كمك مي كند تا هويت محله خود را تعریف كنند و تمايلات و ترجيحات خود را بيان كنند، فعاليتهاي مربوطه را انجام دهند و تفاوت ها و پيچيدگي ها را در عرضه شهري خلق كنند. و اما از ديدگاه شهرگرايان جديد مانند كرير krier (1984)، كيتز Katz (1994) و داني و پلاتر – زيبرك Duany and Plater –Zyberk (1991) مفهوم محله اگر چه سمبوليك است ولي ايجاد ارتباط بين يك مكان (Place) و فعاليت (Activity) ضروري است. محله بعنوان يك فضاي عمومي ديده مي شود كه بطور روزانه توسط ساكنان مورد استفاده قرار مي گيرد.

انتقاد از تئوري محله
علي‌رغم بهره گيري از تئوري محله براي ارائه راه حل هايي درجهت پاسخگويي به مشكلات متفاوت زندگي شهري، مفهوم محله از جهاتي مورد انتقاد قرار گرفته است. مهمترين ا نتقاد در رابطه با كارايي اجتماعي(Social effectiveness)آن است. در واقع، اين توقع كه طراحي فيزيكي بتواند روابط اجتماعي را تغيير دهد و نوعي حس اجتماعي(Community sense)ايجاد كند مورد چالش صاحب‌نظران قرارگرفته‌است.
جنبه‌هاي اجتماعي محله معمولاً به‌حس‌اجتماعي تعبير مي‌شود؛ گروهي‌ازنظريه‌پردازان عقيده‌دارند كه محلي بودن ديگر نه ممکن و نه مفید است و زندگي شهري مدرن ديگر جايي براي حس اجتماعي باقي‌نگذاشته‌است مانند كيس(Keyes 1973) و ساراسن (Sarason 1974). گروه دوم عقيده‌دارند كه ايجاد محله‌هاي شهري بنوبه خود مي‌تواند حس اجتماعي قوي را موجب شود. از دیدگاه ماکس وبر (1964Webber) برای شکل گیری یک جامعه علاقه Community of interest لزوما نیازی به جامعه مكان Community of place نیست. یك محدوده جغرافيايي مانند محله مي تواند يك جامعه مكان در نظر گرفته شود، در صورتي كه يك قلمرو خاص (جغرافيايي يا غير جغرافيايي) كه بتواند حس مشتركي را ايجاد كند جامعه علاقه است، مانند يك طبقه شغلي يا تخصصي. در گذشته، بدليل آنكه افراد نياز به جابجايي كمتر داشتند و معمولاً محل سكونت و كار در مجاورت هم قرار داشت، مفهوم جامعه مكان نمود بيشتري داشت. افزايش نياز به جابجايي، منجر به ناهمگنی بيشتر در سطح محله ها شد و اين بنوبه خود باعث شد تا ارتباطات اجتماعي كمتري در محدوده محله بوجود آيند.
...اما غالب نظريه پردازان ديدگاه مياني بين دو طيف افراطي (تقديس گرايان محله، منكران محله) در پيش گرفته اند. به عنوان مثال، راپاپورت (Rapaport 1977) مي گويد، اين سخن كه محله امروزه ديگر مهم نيست چرا كه مردم ديگر فراتر از يك قلمرو فضايي زندگي مي كنند، اگر چه با شواهدي همراه است ولي مردود است. قدر مسلم، اهميت محله بعنوان يك فاكتور حياتي براي زندگي شهري، به نظر مي آيد كه در حال كاهش باشد. لانگ (Lang 1996) عقيده دارد كه تسهيلات محلي و قلمرو محلي اگر چه از زاويه ارائه خدمات مهم هستند ولي نبايد از آن توقع داشت كه ترتيبات و الزامات اجتماعي خاصي ديكته كند. حداقل براي كساني كه دائم در حال جابجايي هستند قلمرو جغرافيايي مهم نيست و البته نه براي هر كس. جاكوبز (Jacobs 1970) مي گويد حتي بي مسئوليت ترين شهروندان نسبت به فضاي خيابان و منطقه محل سكونت خود حساس هستند. شهروندان بخاطر زندگي روزانه خود نياز مند محله هستند و اين ربطي ندارد به اينكه چه مقدار حق انتخاب در فضاي خارج از خانه خود دارند.

رويكردهاي نوين
به موازات توجه های اخير به جنبه هاي رفتاري – روانشناختي محله ها در انتقال مفاهيم و بيان هويت ، نظريه هاي طراحي شهري به گونه اي با نظريه محله در هم آميخته اند. اگر چه در بعضي موارد، اين رويكردهاي جديد بنظر مي آيد كه واسازي مفاهيم گذشته باشد، ولي عمدتاً بدنبال راه حل هاي كامل تري براي مسائل شهري هستند.

1- كوچك زيباست: توجه به محدود سازي و كوچكتر كردن نواحي مسكوني از بحث هاي جديد است. اسميت (Smith 1980) معتقد است كه بنا بر يك باور صريح، محلي گرايي (Localism) و كوچكي (Smallness) با ارتقاء كيفيت زندگي ملازم هستند. در اين راستا، گرين برگ (Greenberg 1995) مي گويد ايجاد محله با اندازه محدود، منافاتي با بزرگ بودن شهر ندارد. مدل هاي جديد شكل محله، كه بنوعي با الگو گرفتن از طراحي هاي سنتي پيشنهاد مي شوند در تلاش براي ارائه مزيت هاي توسعه كوچك مقياس هستند. بعنوان مثال، الگوهاي روستا شهر Urban-village در انگستان و طراحي نئوسنتي Neo-traditional Design در امريكا، بر اساس توجه به كوچک سازي ارائه شده اند.

2- پايداري: اين رويكرد جديد در طراحي شهري به گونه اي صريح و مؤثر با مفهوم محله در ارتباط است. براي دستيابي به يك جامعه پايدار، بايستي از ارزشهاي اجتماعي و نيازهاي شهروندي تعريف جديدي ارائه كرد .(Darlow 1996)توسعه ی پايدار يك آرمان فرهنگي است چرا كه در جستجوي اصلاح نگرش ها و شيوه هاي زندگي است. جنبه هايي از توسعه پايدار كه با مفهوم محله مي توانند در يك راستا قرار بگيرند عبارتند از:

1- خودكفايي (Self –sufficiency): خود كفايي يك نكته مهم در محيطهاي پايدار است كه در مقياس هاي متفاوت از يك ساختمان تا محله ها، شهرها و منطقه ها توصيه مي شود. محله مي تواند نقش كليدي در اين زنجيره باز كند، اگر چه در واقعيت، داشتن يك محله كاملاً خودكفا در سطح يك شهر دور از ذهن و غیر منطقي است ( Mumford 1954).

2- كاهش سفرهاي درون شهري: در ابر شهرهاي امروزي كاهش سفرهاي درون شهري يك ضرورت است. اين هدف مي تواند از طريق تشويق پياده روي، دوچرخه سواري و استفاده از حمل و نقل عمومي برآورده شود. تعبيه خدمات محلي در يك آستانه قابل پياده روي، توزيع تسهيلات در سطح محله در كنار پراكنش متوازن مراكز فعاليتي در پهنه شهر مي تواند چنين هدفي را برآورده سازد.

3- قابليت اجتماعي و حس جمعي: اين مورد نيز از مولفه هاي جوامع پايدار است. پايداري نه تنها با مصرف انرژي و بازيافت مصالح سرو كار دارد، بلكه تمام جنبه هاي زندگي كه براي دستيابي به يك محيط مطبوع و ايمن لازم است را در بر مي گيرد. نقش تعامل اجتماعي بخصوص زماني پر رنگ مي شود كه مردم بخواهند در تصميم سازي هاي مربوط به محيط پيراموم خود دخالت كنند. استيوارت و هنز (Stewart and Hans 1992) تاكيد دارند كه نيازمنديهاي توسعه پايدار نمي تواند تحميل شود اگرچه مشاركت فعال جوامع محلي ضروري است.

4- برابري و توازن: برابري يك مقوله مهم در توسعه پايدار است . شهري كه بر اساس واحدهاي همسايگي توسعه مي يابد بستر مناسبي براي توازن و تامين برابري فراهم مي كند. الكساندر كريستوفر معتقد است كه شهرهاي بزرگ زماني مقبول هستند كه مراكز متعددي در گستره آنها فراهم و تجهيز شوند و توسعه شهري بصورت ارگانيك بر مبناي اين مراكز شكل بگيرد.

5 - حس مكان و هويت: از ديگر مؤلفه هاي محيط پايدار، برخورداري از حس مكان و هويت خاص است. سكونتگاههاي سنتي تناسب و تطابق بهتري بين ساختار فضايي، عنصر زمان، معنا، ارتباطات و فرهنگ اجتماعي برقرار مي كردند ( Rapoport 1977). از طرفي ديگر، رويكردي كه با تقليد شكلي از سكونتگاههاي سنتي براي دستيابي به مكانهاي با هويت اخيراً مرسوم شده است بايستي با شناسايي قابليت هاي واقعي و ويژگي هاي انفرادي هر محمل خاص جايگزين شود. به عقيده ي هاتون و هانتر ( Houghton and Hunter 1994). يك سكونتگاه پايدار بايد در پي ارتقاء و حفظ ارزش ها و ويژگي هاي مثبت خود در زمينه محيط طبيعي، مصنوعي و فرهنگي باشد.

6 - ايمني و تمايز اجتماعي: محله هاي دروازه دار ( Gated communities) امروزه يك پديده مورد اقبال بخصوص در آمريكا هستد، اگر چه قدمت آ نها به 300 سال قبل ميلاد مي رسد (Blakely et al 1997)، اما اكنون شكل هاي جديدي از آنها عرضه شده اند. اين رويكرد جديد مي تواند بعنوان طيفي از تمايلات به خصوصي سازي فضاهاي عمومي و تسهيلات رفاهي باشد كه در طي دهه هاي اخير براي ايجاد تمايز اجتماعي بين نخبگان و عوام مطرح شده است. اگر چه این پدیده با هدف تنوع اجتماعي مغايرت دارد، منتها مي تواند بعنوان نگرشي جديد در استفاده از مفهوم محله مطرح شود.

نتيجه گيري:
مفهوم محله داراي نقش كليدي در رويكرد فرهنگي به طراحي شهري است و ديدگاههاي متنوعي در رابطه با اهميت و نقش محله مطرح شده اند. گسترش فن آوري و شدت استفاده از وسيله نقليه شخصي، وابستگي افراد را به قلمرو سكونتي و خدمات فراهم شده در آن كاهش داده و تعاملات اجتماعي را در مقياسي فراتر ميسر نموده است. تكنولوژي هاي ارتباط جمعي، مرزها را به مقياسي جهاني كشيده است بدون محدوديت فاصله. از طرفي ديگر، نياز به ارتباط چهره به چهره هنوز زوال نيافته و اهميت طراحي محله در توانايي آن براي ارتقا تعامل اجتماعي واضح است. موارد زير خلاصه اي از ادبيات موجود در زمينه محله هاست. با در نظر گرفتن همه موارد مي توان به ايده اي از محيطهاي پايدار و فرهنگي دست يافت.

1- محله ها به عنوان فراهم كنندگان خدمات

2- محله ها به عنوان فراهم كنندگان رفاه

3- محل ها به عنوان واحدهاي قابل مديريت

4- محله ها به عنوان شاخص معنا و هويت

5- محله ها به عنوان محيطهاي پايدار


پینوشت:
این مقاله عمدتا برگردانی از مقاله زیر است که با انجام تغییراتی منتشر می شود.

Gharai, Fariba.The Value of Neighbourhoods: a Cultural

Approach to Urban Design, University of Sheffield, Department of Architectural Studies

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری