:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
پیرامون روحيه شاعرانه و معنا داشتنی که نيازِ بنيادیِ انسان است (بخش اول)

Mohammad Mahdi Maiyat محمد مهدی معیتدر گذشته، زندگی بشر صميمانه با چيزها و مکانها پيوند داشت. با وجود سختیِ زندگی و بی عدالتیِ اجتـماعی، انسان در مجموع، احساس تـعلق و هويـــت می کرد. جهان همچون عالمی از کيفيتها و معناها تجربه می شد و بنابر اين جهانی عمومی بود که مبنـائی برای مشارکت و همراهی پديد می آورد.1 به قول ريلکه2برای پدربزرگهای ما همه چيز، خانه، چاه آب، برج کليسا، حتی لباسها و رداهايشان، بی اندازه مأنـوس و آشنا بودند.

با سيطره يافتن ادراک انتزاعی (علمی) و اين پـندارِ انديشمندان که زبانِ طبيعت را کشف کرده‌اند 3 و ايـن تفکر ايده‌آل پوزيتيويستی که در ورای دنيای عادی علم، يعنی دنيايي که به حــواس ما آشکار می شود، محال است جهان ديگری وجود داشته‌باشد و هر قضيه‌ای که صـوری نباشد (قضايای منطق و رياضی) و يا نشود آن را به محک تجربه آزمود، مهمل است4، بحرانی فراگير بشر و جامعه بشری را در بر گرفت. 5
بشر تواناييِ خود را برای شگفت زده شدن، فـــراموش کرد و به طورکلی چنين فرض کرد که تمامی پديده‌های دنيای او از آب و آتـــــش تا ادراک و رفتارانسانی قابل توجيه است. 6 آنچه داريوش شايگان در کتاب «افسون زدگیِ جديد» آنرا افسون زدايي - به مفهوم پس زدن کليه صور تمثيــلی و بازگرداندن آنها به درون روان انسان - نام نهاد. غرض تخليه همه نمادهای کيهانی است که پيش از اين به جهان شکوه و سحــر می‌بخشيد و آن را جادويي می‌کرد ومحو شدنِ آنها، اينک آسمانِ سرشار از اسطوره و تصوير را به فضايي خالی، يکدست و هندسی تبديل کرده‌است.7
به اين ترتيب ديگر جايي برای خيال وجــود نداشت؛ منطـق حاکم شد و رهيافت علمی در نهايت جـــهان را به يک سری از منابع و انسان را به مجموعه پيچيده‌ای از نيازها مبدل ساخت. مضامينی چون روحِ مکان، دوستی و الفت با مکان و مراقبت از آن که بر روی هم به مثابــه تجربه مکان به عنوان چيزی بامعنا و تجربه خود به عنوان پديده‌ای دارای هويــــت بود، ازميان رفت. 8 انسان، محروم شده از هرگونه توضيح سرشار از معنا، به سمت از دست دادن احساسِ دلبستگی و همنشينی شتافت. 9
انسان، بی عالم شد؛ يعنی از وجودِ خويش غافل گشته و هويت و ادراکِ اجتماعی و حس مشـارکت خود را از دست داد و از همه بدتر آن که «بی تفاوت» شد؛ زيـرا ديگر انگيزه حمايت از جهان و اصلاح آن را نداشت.
کريستيان نوربری شولتز، طرح نظـــــری خود را برای خروج از اين وضعـيت، بازگرداندنِ «بُعدِ شاعرانه»یِ زندگی به انسان‌ها عنوان کرد. بُعــدِ شاعرانه زندگـی، يعنی گشودنِ مجددِ عالم به مثابه تماميتی از کيفيات متعامل و واقعی و همچنين توسعه مجددِ حس احترام و توجه به چيزهـا را می‌بخشد. 10
احرازِ هويــت به مفهوم عـام، يعنی برقراری پيوندی سرشار از معنـــا با جهانی متشکل از چيزها.11
فضا زمانی برای ما دارای هويت خواهد بود که از طرفی بتوانيم آن را موجـــودی مستقل و عيني تلقی کرده و از طرفی ديگر خود نيز به عنوان موجودی عينــــي در آن فعـاليت و رفتار نموده و بالاخره بتوانيم ذهنيات ناشی از ادراک آن را با ذهنيات خود تطبيق دهيم. 12
زمانی که جهان مدرن، جهانـــی طاقت‌فرسا و ترسناک می‌شود، بسيار مهمتر از هميشه است که بتوان از نظــرِ احساسی بر آن مسلط شد و درک آن را از طريق آنچـــه «ديدِ شاعرانه» ناميده می‌شود، آموخت. تنها از طريقِ چنين ديـدگاهی است که انسان می تواند، عشقی جديد در سر بپروراند و به اشياء احترام بگذارد و بدين ترتيب قادر به حفظِ زمين شود. 13
بينشی که هايدگر آن را «روحيه شاعرانه» می‌خوانـد؛ اعتقاد به اين که شعر بر فراز زمين پرواز نمی‌کند و آن را پشتِ سر نمی‌گذارد تا از آن فـرار کند و در بالای آن قرار گيرد. شعر همان چيزی است که انسان را بــــرای نخستين بار به سوی زمين می‌آورد و او را متعلق بدان می‌سازد و بدين ترتيب او را به سکونت گزيـــدن وا می‌دارد. تنها شعر است که در همه صورت‌های خـود، وجودِ انسانی را پرمعنا می‌سازد؛ معنا داشتنی که نيازِ بنيادیِ انسان است. 14

پینوشت:
1. Norberg – Schulz،Christian ، معماری : معنـــــا و مکان، ترجمه ويدا نوروز برازجانی، نشر جان جهان، چاپ اول 1382، ص 30
2. Rainer Maria Rilke ، ( ( 1875 – 1926، شاعـــر ومتفکر چِک
3. تا جايي که دکارت اظهار می کرد :" جهان واقعــــی دنيايي است که با قاعده های رياضی و کمی شناختنی است. " - احمدی، بابک، مدرنــيته و انديشه انتقادی، تهران، نشر مرکز، 1373، ص 56
4. مگی، برايان، مردان انديــشه : پديدآورندگان فلسفه معاصر، ترجمه عزت ا... فولادوند، تهران، نشر طرح نو، 1378، ص 185
5. غرض زير سوال بردن ارزش و فايده علم نيست، بلکه خاطر نشان کردن اين مسأله است که جدايي دانش کمّی از ادراک جامع تر از عالم، امــــری خطرناک خواهد شد. هايدگر می گويد : " علم رويدادِ اصلی حقيقت نيست، اما همواره بابی از قلمروی حقيقت را می گشايد." – معماری : معنــا و مکان، ص 31
6. معماری : معنا و مکان، ص 16
7. شايگان، داريوش، افسون زدگی جديد، هويت چـهل تکه و تفکــر سيـار، ترجمه فاطمه وليانی، تهران، نشر فـــــــرزان، چاپ 2، 1380، ص 13
8. معماری : معنا و مکان، ص 31 و ص 13 و 14
9. Norberg – Schulz،Christian ، مفـــهوم سکونت ( به سوی معماری تمثيلی )، ترجمه محمود امير ياراحمدی، نشــر آگه، چاپ دوم،84، ص 138
10. معماری : معنا و مکان، ص 31 و ص 10
11. مفهوم سکونت ( به سوی معماری تمثيلی )، ص 22
12. پاکزاد، جهانشاه، هويت و اين همانی با فضا، فصلنامه صفــه، سال ششم، شماره 21 و 22، بهار و تابستان 75، ص 102
13. نوربری شولتز، کريستيان، ريشه هایِ معماری مـــــدرن، ترجمه محمدرضا جودت، فصلنامه معماری ايران، شماره 12 و 13، بــــــهار و تابستان 82، ص 179
14. نوربری _ شولتز، کريستيان، پديده مکان، ترجمه نيّر طـــــهوری، مجله معمار، شماره 13، تابستان 80، ص 12

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری