:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
شهرهای کنونی؛ روایت درد بی وطنی

Kazem Barabadi کاظم برآبادیزندگی انسانی درکالبد « شهر»ها حیات خود را آغاز کرده؛ تاریخ پیش از تولد «شهر»ها، تاریخ موهومی است که تنها بار توحش ها را به دوش می کشد وبالاخره باید گفت که «شهر» ها و حضورشان به عنوان گستره ای از معانی آشنا با روح انسانی، تجلی گاه اراده معطوف به هدفی است که آن هدف چیزی نیست جز زیست مسالمت آمیز انسان ها در کنار هم- که نیازمند حداقل هایی از نظر اداب اجتماعی، بهداشت فردی وعمومی و رفاه است.

اما با توسعه یک جانشینی وبالا رفتن آمار «شهر» نشین ها در مقایسه با غیر«شهر»نشین ها، سطح خواسته های «شهر» نشین ها نیزافزایش یافت ونیازهای مطروحه در بالا به صورت بدیهیات زندگی در آمد. والبته این افزایش، مهمترین عامل در ارتقا مقام سازندگی انسان در مقایسه با قبل شد....
انسانی که فعالیت های روزانه اش در خدمت حوایج شخصی خود (و یا قبیله مطبوعش) بود به ناگهان وبا حضور در «شهر»ها وزندگی گروهی به این باور دست یافت که زندگی اش با یکسری بده بستانهای جدید با همشهریان اش همراه شده است واز این رو گاهی باید آرام حرف بزند، به بعضی از فعالیت های سابقش نپردازد ودر یک کلام از خویش بگذرد... . و این ها یعنی زندگی در «شهر»ها به انسان منفرد دیروز آموخت که وارد دنیای جدیدی شده است که اجتماع انسانی نام دارد وقواعدش نیز مربوط به خود است!
اما رعایت این قوانین تازه چه عوایدی برای انسان در پی داشت؟
شاید امروزه این سوال مسخره به نظر بیاید وطرح آن این شائبه را به میان بیاورد که نگارنده تنها قصد حجیم کردن مطلب را دارد(با این فرض اثبات شده که نگارنده رزق و روزی اش به این سطور بسته است)، ولی در بدو حضور انسان در حیات یکپارچه «شهر» طرح این سوال بدیهی بود و باید اذعان کرد که این مسئله به قدری حیاتی بود که حتی در دنیای امروز نیز برای طراحی «شهر»ها از این سوال و البته پاسخ های در خورش استفاده می شود واصولا پایه مبحثی مهم با عنوان مدیریت «شهر»ی است.
وحالا یک پرسش مهم:
در «شهر»های کنونی ما کدام یک از حقوق بدیهی ما در نظر گرفته شده است؟ گفته های بالا نشان می دهد که توسعه «شهر»ها فعل میمون ومبارکی است ولی آیا ما از این مبارکی برخوردار بوده ایم؟ و در یک کلام چه چیزی از«شهر»هایمان گرفته ایم که حاضر شده ایم در میان دود ودم وازدحام آن بسر ببریم ودم برنیاوریم!
صادق هدایت در بوف کور شهری را توصیف می کند که شاید مصداق مناسبی برای بحث ما باشد:«کوه های بریده بریده،درخت های عجیب وغریب توسری خورده ونفرین زده ای از دو جانب جاده پیدا که از لابه لای آن خانه های خاکستری رنگ به اشگال سه گوش، مکعب و منشور با پنجره های کوتاه وتاریک بدون شیشه دیده می شد-این پنجره ها به چشم های گیج کسی که تب هذیانی داشته باشد شبیه بود. نمی دانم دیوارها با خودشان چه داشتند که سرما وبرودت را تا قلب انسان انتقال می دادند. مثل این بود که هرگز یک موجود زنده نمی توانست در این خانه ها مسکن داشته باشد ... .»
اگر کمی بدبینانه به مسئله مطروحه در بالا بنگریم پاسخ این است که «شهر»های ما هیچ چیزی به ما نداده اند ونمی دهند و نخواهند داد چرا که توانایی این فعل در آن ها نیست. ودر ادامه باید از این حقیقت پرده برداشت که «شهر»های ما فرزندان نا مشروع رابطه تی وگونیا هستند! «شهر»هایی که همواره شکلشان دستخوش تغییراتی است که از تولید خانه های ناهنجار به دست معماران خودخواه و یا از روی کم بضاعتی صاحب زمین ایجاد می شود.
آن دسته از معماران که نگارنده صفت خودخواه به آن ها داد، از این جهت در نامساعد بودن «شهر»ها مقصرند که درکشیدن خط هایشان، تنها به بلند پروازی های معمارانه وشخصی انگارانه خود توجه می کنند وما حصل هنرشان چیزی نمی شود جز سازه هایی که به هیچ عنوان قصد هم نوا شدن با هارمونی «شهر»ها را ندارند. در یکی از گفتگوهایم با دکتر مصطفوی، دکترگفت که« ساختمان ها در فلورانس آواز می خوانند ولی ساختمان های این جا لال هستند» و این سکوت چه قدر شکنجه آور است که منظره هر روزه ما شده مشتی قوطی بتونی که در خاکستری «شهر» های ما غرق شده اند والبته این خود ما هستیم که این راه را برگزید یم!
معماران خواننده این مطلب، برنگارنده خورده خواهند گرفت که چرا هنرشان را این طور به صلابه کشیده ام، اما بر نگارنده، این سطور چونان سنگ عیاری است که سره را از ناسره وخط های سره را از ناسره و معماران سره را از ناسره باز می شناسد؛ مگر نه این که بچه ای که خطایی مرتکب شده وقتی مادرش می گوید:« چه کسی این کارو کرده؟!» می گوید: «من که نکردم!»
واین تنها گوشه ای از مشکلات شهر های ما در عصر سرعت وتکنولوژی است وچه تاسف بار است که شهروندان این دیار از این موهبت الاهی(یعنی حضور در شهرها) نالانند وپای در راه گریز دارند اما چه فایده که شهرها همه را پایبند خود کرده اند ونه تنها خدمتی به ما نمی کنند بلکه با استثمار مزمنشان ، پای فرار مارا آبله گون کرده اند.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری