در چارچوب توسعه مترو در کلانشهرهای کشور(فعلا تهران)، نقش ایستگاه مترو بعنوان عنصری شهری کمتر مورد توجه بودهاست؛ حتی در ایستگاههای قرار گرفته بر تقاطعهای اصلی (Interchange) شناسه ایستگاه تابع مکان جغرافیایی پیرامونی است. به بیان دیگر ایستگاه مترو به عنوان فضای بالقوه شهری مدرن که شکلی از زندگی جمعی را در برمیگیرد به رسمیت شناخته نشدهاست...!

در نگاه نخست ایستگاه مکانی است که جابجایی انسان با وسیله حملونقل عمومی در آن رخ میدهد و از حداقل یک ساختمان و سکو تشکیل شدهاست. در نگاهی عمیق تر، مکانی است با عملکرد مشخص که بخشی از فعالیت انسان و تلاقی او با محیط مصنوع را در برمیگیرد. در زبان انگلیسی واژه Station از ریشه لاتین Statio اخذ شده که بار معنایی محل ایستادن (Stand) و خیره شدن (Stare) را به همراه دارد (واژه نامه آکسفورد). در زبانهای دیگر احتمالا لغات مشابهی ایستگاه را بعنوان یک عنصر از جنس مکان میشناسانند. جالب آنکه در زبان آفریقایی زولو (Zulu) کلمه ایستگاه مترادف واژه قلب (Heart)است که میتواند تمثیلی برای بیان ایستگاه به عنوان نقطه کانونی و قلب تپنده شهر و زندگی شهری باشد!
بر اساس دایرهالمعارف ویکی پیدیا (۲۰۰۵) ایستگاههای اولیه ترنها تنها توقفگاههای سادهای بودند عاری از پویایی و حس زندگی در مسیر قطارهایی که دیر به دیر از آنها میگذشتند. چنانکه در فرهنگ عوام، ایستگاهها را نماد و انعکاس هوبریس زمان (Hubris of the time) میپنداشتند (هوبریس، الهه گستاخی و لجام گسیختگی در یونان قدیم بود که اوقاتش را اغلب در گورستان ها میگذراند)، که استعارهایست برای اتلاف وقت و بی روح بودن ایستگاهها.
با ظهور شهر مدرن و تعیین حرکت به عنوان بعد چهارم در منشور آتن ۱۹۳۳، ایستگاه به عنوان عنصر شاخص کالبدی در شهر ظاهر شد، هر چند در وادی امر قرار گرفتن در مجاورت میدانهای اصلی و ساختمانهای مهم اداری و تجاری به آنها شهرت میبخشید. به تدریج با توسعه نظام ریلی و گستردگی شبکهها و افزایش وابستگی شهروندان به حمل و نقل عمومی، نقش ایستگاهها برجستهتر شد چنانکه امروزه ایستگاههای مهمی چون ویکتوریا در لندن، گراند سنترال در نیویورک، شیبویه در توکیو و فلیندرز در ملبورن نه تنها به ناحیه شهری بیرامون بلکه به کل منطقه متروپلیتن هویت میبخشند. ایستگاههای امروزی دیگر توقفگاهها و سکوهای ساده نیستند بلکه دامنهای از خدمات و امکانات مورد نیاز را فراهم میکنند که کیوسکهای مطبوعاتی، رستورانها، بوتیکهای لباس و خردهفروشیها بخشی از آنهاست.
در مورد ایستگاههای متروی تهران بهتر است وضعیت منطقه پیرامونی از نظر میزان خدمات قابل ارائه بررسی شود تا بخشی از کمبودها بعلاوه حداقل امکانات لازم برای استفاده شهروندان در مدت زمان انتظار در ایستگاهها فراهم شود؛ بعلاوه برای توسعه آتی کلانشهر با الگوی ترانزیت محور (Transit-oriented Development)، هر ایستگاه میتواند به منزله یک مرکز محله عمل کند و تا آستانه عملکردی معقولی خدمات مورد نیاز ساکنان مناطق پیرامونی را برآورده کند.
دقت و ظرافت در معماری و طراحی ساختمان ایستگاهها میتواند ارائهدهنده جذابیت بصری بیشتر، شکل دهنده خاطرات جمعی مشترک، تراکم تجربه انسانی و امنیت احساسی افزونتر باشد.











