:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۹
:: English Section
P گزارش
فرهنگ ستیزی یا نو گرایی محض (پاره اول)

مهری محبی (مهرسا)دانشگاه هیوستن،گروه جامعه شناسی- تگزاس، ایالات متحدهبحث فرهنگ در این دوره از مهم ترین مباحث جامعه شناسی و اساساً هنر است. دوره‌ای كه در آن به گفته ی «لوكمن»: «كسی كه چماق بزرگتری داشته باشد، صاحب اقبال بیشتری است كه تعریف خود را از واقعیت جا بیاندازد.» پس اگر چماق بزرگتری نداریم، دست كم خودمان را از یاد نبریم كه جای خالی «این خود» با «خودی بیگانه» پر خواهد شد. این دوره، دوره ی ارتباطات و گسترش اندیشه‌های نوین است؛ از این رو جامعه سنتی در گذر از «سنت گرایی» به «سازشِ میان سنت و نوگرایی» به سر می‌برد.

در واقع، ارتباطات عاملی مهم در تحرك جوامع سنتی و تبدیلِ انسان‌های سنتی به انسان‌های نو اندیش است كه این نخستین تهدید برای داشته‌های گذشته ی جوامع به شمار می‌رود. در این میان، اندیشه ی نو روشِ نوینی برای زندگی می‌نمایاند و روشِ نو، ساختار و كالبدی نوین را طلب می‌كند. این جاست كه نقشِ گسترش شهری و شهرسازی و معماری نوین مطرح می‌شود. تازه در این دوره است كه انسان هویتِ خود را باز می‌یابد، چرا كه «هیچ چیز هویت پیدا نمی‌كند، مگر در سایه ی ارتباط.» پس در واقع برنامه ریزِ محیط، طراح و معمار در مرحله نخست، در پی یافتن هویت اند و پس از آن در پی پیشرفتِ فرهنگی جامعه.
طراحی محیطی و یا دخالت‌های معماری- شهرسازی، در زمره «نوجویی و نوآوری» است؛ در واقع، آشنا شدن با روش‌های نوین بهره از منابع محیطی و در پی آن، روش‌های نوین زندگی. در اینباره پیش از هر نقطه پرسو و روشنی، باید توجه داشت كه هرگاه در روند دخالت‌های محیطی، فرهنگ، عنصری پویا در نظر گرفته شود، نوجویی و نوآوری تهدیدی برای ارزش‌های محلی نخواهد بود. توصیه ی «گار فینكل» به جامعه شناسان تآكیدی بر همین نظریه است: « به اطراف خود نگاه كنید تا ببینید كه در كجا آدم‌های معمولی دنبال كارهای روزانه شان هستند و فعالیت‌های عادی و آشنایی را انجام می‌دهند. همین واقعیت‌های به ظاهر پیش پا افتاده جان كلام جهان اجتماعی را تشكیل می‌دهد.» و این نکته همان پویایی در فرهنگ محلی است كه پیش از هر چیز باید بر شمرده شود و این كه هیچ انسانی یك جزیره و تمامیتی در خود نیست، و هر انسان بخشی از یك قاره است كه همان اجتماعِ انسانی مورد نظر است. این نظریه درباره ی هر بنای معماری و یا هر شهر نیز صادق است. بر هر شهر و زیست گاهی نیز همین گونه باید نگریسته شود. هر شهر مجموعه‌ای از عوامل است كه در كنار هم و با تآثیر و تآثر بر هم، ساختاری را بر پا می‌كنند كه خشتِ اول این بنا، با كمك عقاید و دارایی‌های بومیان پا گرفته و برای ادامه ی درست مسیر نیاز به پاسداشتنِ «هویتِ فرهنگی نخستین» است. این گونه می‌توان گفت كه «هویت فرهنگی»، روحِ حاكم بر این ساختار و پیكره است. پس زندگی بخشی به یك شهرِ در حال گسترش و یا جامعه ی در حال توسعه، تنها با پررنگ كردنِ نقش «دارایی‌های بومیان» و «فرهنگ محلی» رخ خواهد داد. در واقع احترام به هویت فردی در خرده فضا سازی‌ها و احترام به هویت جمعی (هویت جمعی تآكید برآن دارد كه مردم به چه شیوه‌هایی به هم شباهت می‌یابند و چه چیزی به باور عام، وجه اشتراك آن‌هاست.) در فضاسازی‌های عمومی؛ كه نتیجه ی آن، پذیرش شهر نوین از سوی ساکنان اصلی آن خواهد بود، یعنی هدف نخست در هر طراحی و برنامه ریزی شهری.
شاید این نوشتار از دید کسانی که قایل به دیگرگونی محض‌اند، اندکی کهنه بیاید؛ اما بهتر است یادمان باشد که گذشته هر چقدر ناکارا، در جو کنونی هنوز هم کاراتر از بسیاری شیوه‌های نوین برآمده از روند جهانی شدن است. شاید ایران هم از آنسو در راه پیشرفت اقتصادی اندکی عقب تر از برخی کشورها مانده‌است که فراموش کرده‌ایم همین دولت‌ها و کشورهایی که گاه تاریخی به گستره چند صد سال بیشتر ندارند، چگونه از همان نمایه‌های نه بسیار کهن تاریخی شان به عنوان کشش گردشگری سرزمینشان استفاده می‌کنند. شاید اگر بخواهیم بر پایه ی معیارهای کنونی دنیا از داشته‌های تاریخی- فرهنگی دفاع کنیم، کمترین دلیل همین است. یعنی برای ما که سرزمین مان روزگاری مهد تمدن بشر بوده‌است، همین داشته‌های تاریخی- فرهنگی می‌توانند نه تنها باعث رشد اقتصادی، که دلیلی برای رشد فرهنگی جامعه ی ما باشند. مگر جز این است که در سایه ی ارتباط با مردمانی از دیگر فرهنگ‌ها، می‌توانیم نکات مثبت و منفی داشته‌هامان را دریابیم و در پی آن رشدی تدریجی را در فرهنگ شاهد باشیم؟!
پایان پاره اول (منابع در پاره دوم ذکر خواهد شد)

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری