:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
گزارشی نه چندان دقیق از تشییع جنازه میرمیران یا افسانه سازی برای مرگ یک معمار

Kazem Barabadi کاظم برآبادی«پیکر شادروان سیدهادی میرمیران از پیشکسوتان معماری ایران صبح امروز یکشنبه از مقابل خانه هنرمندان تشییع شد...».
خبر کوتاه بود اما ما آشنایان و اهالی این خانه(که خانه فرضی معماران است) با آن غرابتی چند ساله داشتیم، شاید به تعداد تمامی ثانیه هایی که او روی ویلچر نشست و درباره معماری یا هر چیز دیگری فکر کرد. سر صبح با اینکه فکر می کردم هنرمندان مملکت هنوز در قیلوله صبگاهی اند اما خانه هنرمندان را با جنب و جوشی همگونه دیدم؛ دیدم که خانوانده اش در سکوت مشغول هماهنگ کردن امور هستند و مهندس شرف الدین بیش از همه مشغول است و حتی پای وزیر مسکن هم برای آمدن در مراسم داشت در کفش ها می رفت. بودند دانشجویان جوان معماری و بودند استادهایشان و من تنها و خالی از احساس به عکسی زل زده بودم که مردی را بر صندلی چرخداری تصویرکرده بود؛ شاید در مصداق معماری مان که آن هم در مریضی و ناکامی تدریجی است!

 خبرگزاری میراث فرهنگی - عکاس: امید صالحی
به جای بیلیبورد برنامه های خانه هنرمندان که راهنمای همیشگی ما بود حالا عکس میرمیران تمام برنامه های ما شده بود و سعیدی کیا در راه بود همچنان!
خبر کوتاه بود اما بی وحشت، چرا که هنرمندان پیش از ورود به ساحت هنر(معماری مثلا) مرده اند و این که روزی برای ما بشود تشییع جنازه و خاک سپاری و فلان و بهمان فقط برای خالی نبودن عریضه و البته اتصال غیر هنریان به هنریان بوده و هست. ده ها اسم و عنوان هستند که در یک گزارش خاک سپاری باید از آن ها نام برد اما این متن از ذکر آنها معذور می ماند و هکذا هستند چیزهایی چون گلایل سفید و رز سفید و کارتهای کوچکی که به عکس معمار مرحوم ممهور شده بودند و نباید از آنها گفت. باید از یک مصداق بزرگ حرف زد تا شائبه ای از طرف داری این قوم صد رنگ باقی نماند، باید از ایهامی که باربط یا بی ربط به مرگ میرمیران هست حرف زد وقتی که تنه های جمعیت و سمفونی لا اله الا اله یکی می شود. باید نه از مرگ معمار گفت و نه از بدرقه کنندگان اشک آلود. از معماری می گویم با طرح افکندن ایهامی به اندازه گستره ایران، از ساختمان های خیابان طالقانی که در موقع تشییع جنازه معمار گروهی به نشانه احترام سر خم کرده بودند و گروهی دیگر با غروری میان تهی و بی صفتی یک گربه تنازی می کردند.
خبرگزاری میراث فرهنگی - عکاس: امید صالحی بله از ساختمان ها می‌گویم از اثر دست یک معمار حرف می زنم و اشاره می کنم که در مرگ میرمیران به جای زدن بر سر و سینه باید به این بخت نامراد اندیشید که چرا تمام ساختمان های شهرمان را در رکوعی خاضعانه به مرگ یک معمار ندیدیم، بلکه به جای آن ساختمان های پوچی می بینیم که نه تشییع کنندگان را می شناسند، نه مشایعت شونده را و نه با لفظ معماری آشنایند. در مرگ یک معمار (که این بار قرعه به نام میرمیران افتاد) یک نکته پنهان است و آن مرگ معماری است که حتی ممکن است بی ارتباط با متوفی باشد.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری