:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۸
:: English Section
P گزارش
بیلبورد در خدمت معماری

Mohammad Kashani محمد کاشانیدر واقع علائم و نشانه ها برای مردمانی که قادر به خواندن نبودند به وجود آمدند، تیرهائی که در کنار سلمانی های مردانه نصب می‌شد به مردم نشان می‌داد که سلمانی کجاست و احتیاجی به خواندن کلمه سلمانی نبود.
اگر شما از هنر پوستر خوشتان می‌آید، حتمآ به بیلبوردها هم علاقه دارید.اگر هنرمندی طراح بیلبورد باشد، می‌توان آن بیلبورد ها را هنر نامید.این مسئله مانند بحث در مورد این است که آیا عکاسی هنر است یا خیر.اگر هنرمندی از دوربین برای خلق یک اثر هنری استفاده کند آیا هنر است یا خیر، اگر نیست پس...؟


هنرمندی که کارهای تجاری انجام می‌دهد، مجبور است بنا بنظر سفارش دهندگان و با مشورت آنها کار را انجام دهد، حال آنکه هنرمند هنر های زیبا می‌تواند بنا بر خیال و سلیقه خود طراحی کند اما این مسئله الزاما تفاوتی ایجاد نمی‌کند.نمی‌تواند بطور مطلق اعلام کند که کدام هنر است و کدام نیست.
در کالیفرنیا مانند خیلی از مکان های دیگر، بیلبوردها محیط را تزئین می‌کنند.حتی در فرانسه و در حومه شهر شما ممکن است بر روی دیوار علائمی‌را ببینید که نقاشی شده‌است.در حقیقت، من فکر می‌کنم وقتی نشانه یا بیلبوردها در سطح شهر دیده نشود، اشکالی در شهر وجود دارد.قصد داشتم مدتی در روستای «بدفورد» که ۴۵ دقیقه تا «مانهاتان» فاصله دارد اقامت کنم؛ جائی است بسیار زیبا. مردم گفتند: اینجا مانند انگلستان بسیار سرسبز است اما بعد از گذشت یک هفته از اقامتم، فکر کردم در آنجا نقصی وجود دارد.آنطور که می‌گویند، خیلی شبیه به انگلستان هم نیست.خیلی تمیز و شسته رفته بود.ولی خبری از علائم و بیلبوردها نبود.شما اجازه نداشتید که علامت و نشانه‌ای را در روستای بدفورد نصب کنید.مانند این بود که شهر وجود خارجی نداشت.در شهر واقعی لوله کش، قصاب و ..... همه سعی می‌کنند که نشانه های خود را به شما نشان دهند تا شما بدانید که آنها در کجای شهر قرار دارند.در انگلستان مردمانی وجود دارند که علائم تجاری مخصوص به خود دارند و با آنها شرکتهای خود را به شما معرفی می‌کنند.از آنجائیکه افراد ساکن بدفورد، اکثرآ دلال سهام شرکتهای موجود در نیویورک بودند قصد داشتند که در جائی در حومه شهر زندگی کنند.هیچگونه علامتی مشاهده نمی‌گردید آنچنان که شهر پاک و تمیزی بود که به نظر نمی‌آمد.
در کتاب پیتر بلیک، صفحات زیادی به مقایسه قبل و بعد خیابان های شهر اختصاص دارد که در آن بیلبوردها و علائم وجود نداشته و در حال حاضر پر از علائم، زندگی و همه چیز است.در گذشته خیابان ها بی روح و لخت بودند.بیلبوردها مانند ساختمان های یک شهر هستند.آنها قسمتی از فرهنگ شهر محسوب می‌شوند البته معماری های بد ساختمان در قرن بیستم، تاثیر بدی بر روی چهره شهر گذاشته‌است.
وقتی به گذشته بر می‌گردیم مر حله‌ای طبیعی طی شده، تاریخ همیشه نوشته خواهد شد.نگارش تاریخ هنر مدرن باعث گیجی عده‌ای از مردم می‌گردد و این مسئله نیز کاملآ طبیعی است و من فکر کرده‌ام حتی این گیجی و اغتشاش در روش طراحی بیلبورد ها نیز انعکاس یافته‌است.زیرا بعضی از آنها فاقد اعتماد و صمیمیت هستند.من مطمئن هستم این بی اعتمادی مدت زیادی طول نمی‌کشد و خلاقیت ها به کار می‌افتد رانندگی کردن در بلوار سان ست خیلی خوب است به خصوص هنگامیکه بیلبوردها هر ماه عوض شوند.در واقع مانند گالری است که شما از میان آن رانندگی می‌کنید.مسئله جالب توجه این است که طرح بیلبورد ها طوری است که شما با سرعت ۲۰ مایل در ساعت آنها را می‌بینید.بیلبوردهی آمریکا با بیلبوردهی انگلیس کمی‌متفاوت هستند.تعداد آنها در متروی انگلیس بیش از بیلبوردهای متروی نیویورک است.در هر ایستگاه و در همه جای مترو تبلیغات دیده می‌شوند.بدون وجود این تبلیغات مترو کسل کننده خواهد شد.زیرا در آها مقدار زیادی رنگ به کار رفته‌است.

شما می‌توانید پوستر را شاخه‌ای از هنر های زیبا بدانید. هنر پوستر با کمی‌تاخیر به هنر رسید. من فکر می‌کنم که پاپ آرت تاثیر زیادی بر روی تبلیغات داشته‌است.هنرمندان از دنیای تبلیغات ایده های زیادی بدست آوردند و این کار عاملی شد که هنر را بهتر و صریح تر نشان دهند.در هنر پوستر افراد به راحتی کارهای یکدیگر را به سرقت می‌برند ولی با حضور هنرمندان هنرهای زیبا در زمینه پوستر سازی، این حالت کاهش یافته‌است.
برای اینکه تصویری به صورت عکس نباشد، باید آنرا نقاشی کرد.مردم از عکاسی خسته و کسل می‌شوند و اکثرآ نقاشی و طراحی را ترجیح می‌دهند.چون در آنها مهارت زیادی وجود دارد.ولی دست یافتن به آنها از طراحی سهل تر می‌باشد.
اگر شما در خیابان بنشینید و طراحی کنید برای مردم جالب است.منظورم این است که وقتی من در خیابان ها مشغول طراحی هستم مردم علاقه مند هستند که طرح را ببینند و به طرف من میایند ولی اگر شما عکسی را بگیرید هیچکس جذب شما نخواهد شد چون از هم اکنون می‌دانند که عکس شما شبیه به صفحه‌ای است که آنها در حال دیدنش هستند.
مردم عادت کرده‌اند که به کالج های هنری بروند ولی حق قوانین اساسی و بیانی، چگونه کشیدن و مجسم کردن را نمی‌آموزند.در انگلستان، من یکی از آخرین افرادی بودم که به کالج هنری باسیست رفتم.این کالج فوق العاده آکادمیک و علمی‌بود.شما فقط از روی مدل ها نقاشی می‌کردید ولی بعد از اتمام چهار سال تحصیل در مورد طراحی و نقاشی مقدار زیادی اطلاعات داشتید.چون به شما یاد می‌دادند که چیزی را که در مقابل خود می‌بینید با تجسم و تصور خود بکشید.

اگر شما بتوانید طراحی کنید، همه تصاویر بصری دنیا به صورت عکاسی و یا به صورت اولیه باقی خواهند ماند. اما با طراحی کردن نقاشی به مسیر جالبتری می‌رسد.طراحی را باید آموخت.حتی پیکاسو هم مجبور بود که طراحی را بیا موزد، پدر او معلم نقاشی آکادمیک بود.کارتیر -برسون در ابتدا طراحی را به او آموخت. او اعتراف می‌کند که همین عامل، باعث پیشرفت و داشتن دیدی خوب می‌شود برای اینکه از این راه می‌توان تفاوت ها را دید.
تناسب یک بیلبورد یا یک نقاشی بستگی به آن دارد که از کجا دیده می‌شود اگر شما بیلبوردی را در بلوار سان ست قرار دهید، باید اندازه آن بسیار بزرگ باشد حال آنکه شما پوستری را در خیابانی در لندن نصب کنید اندازه ها باید به اندازه واقعی نزدیکتر باشند.
بیلبوردها می‌توانند خیلی کوچکتر باشند و در همان صورت سوژه شما بزرگ به نظر خواهد رسید.بیلبوردهای بلوار سان ست طوری طراحی شده‌اند که از راه دور به آسانی قابل دیدن باشند از نزدیک ممکن است تصاویر کمی‌نا پخته و زمخت بنظر برسند اما از فاصله‌ای دور خیلی جذاب هستند.اندازه طرح بیلبورد ربطی به زیبائی شناسی ندارد.بلکه جنبه عملی آن بیشتر مد نظر است در صورتیکه در کار، یک هنر مند معمولی تصمیم می‌گیرد که کارش چه اندازه‌ای باشد او برای انتخاب اندازه بیشتر جنبه زیبائی شناسی را در مد نظر دارد.

من نمی‌دانستم که بر روی یک بیلبورد با چه اندازه‌ای باید کار کرد.روش هائی برای یافتن آنها وجود دارد من اکنون مشغول کار روی بزرگترین اندازه نقاشی که تا به حال انجام داده‌ام هستم.اندازه آن ۲۰ فوت است. طراحی را برای صاحب یک رستوران در هالیوود انجام داده‌ام و او قصد دارد که آنرا بالای ساختمان نصب کند و بنابراین چیزی که شما می‌بینید ساختمانی واقعی است با یک طرح رنگی .گذاشتن یک بیلبورد بر بالای نمای ساختمان نیز ایده جالبی است.در نهایت ساختمان را می‌توان مجددآ تزئین نمود.تزئینات دوباره باید پدیدار شوند این بر خلاف نظریه با هاوس است.باهاوس در زمان خود خیلی خوب بود چون در عین حال باعث پاک کردن بسیاری از مخروبه ها میشد.اما با هاوس اخیرا تحت تاثیر معماری، آثار مخروبه‌ای را پدید آورده‌است.تزئین و دکور های ساختمان ها مجددآ می‌بایست آغاز گردد.
از مصاحبه‌ای با دیوید هاکنی
پی نوشت :
مجله گرافیک و معماری
فصلنامه هنر های تجسمی

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری